۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه



اخراج 52000 كارگر در عسلويه

ايلنا: دبیر اجرایی خانه کارگر بوشهر با اعلام اینکه در 4 سال قبل بیش از 60 هزار کارگر در عسلویه کار می کردند گفت: امروزه حدود 8 هزار کارگر در عسلویه کار می کنند که این امر نشاندهنده تعطیلی واحدها و بحران صنایع در این بخش عظیم صنعتی کشور است.

عیسی محمد کمالي، با اعلام اینکه عسلویه در 4 سال قبل بازار خوبی برای اشتغال کشور بود گفت: هنگامی که محمد جهرمی وزیر کار دولت نهم شده عسلویه را منطقه آزاد تجاری اعلام کرد تا این منطقه شامل قانون کار نشود در نتیجه کارگران اين منطقه كه تابع قانون كار و تامين اجتماعي بودند به يك باره تابع قانون‌آنچه كارفرما مي خواهد شدند.

وي با تاكيد بر اينكه محروم كردن كارگران از قوانين حمايتي هرگز نمي تواند انگيزه اي براي استخدام باشد گفت: اگر اين ادعاي آقايان مخالف قانون كار درست بود امروزه 52 هزار كارگر اخراج نمي شد.
دبير اجرايي خانه كارگر بوشهر با انتقاد ازسياستگذاري هاي دولت در امر سرمايه گذاري گفت: متاسفانه حمايت هاي لازم از اين منطقه اقتصادي اشتغالزا صورت نگرفت و شركتهاي پيمانكاري داخلي و خارجي يكي پس از ديگر منطقه را ترك كردند.

وي با انتقاد از اظهارات غير واقعي مبني بر اينكه پروژه ها به بهره برداري مي رسد گفت: اگر پروژه ها در حال بهره برداري است چرا دايم شاهد تعديل نيرو هستيم و چرا اخراج هاي بي رويه اتفاق مي افتد.
كمالي گذشته عسلويه را يادآور شد و گفت: در گذشته يك ساعت سرپا مي ايستاديم تا يك صندلي خالي شود و بتوانيم در رستورانهاي اين منطقه اقتصادي غذا بخوريم اما اكنون با صندليهاي خالي روبرو هستيم.

وي از تعطيل مغازه هاي مكانيكي بقالي ‏ رستوران و ساير مراكز خدماتي در اين منطقه خبر داد و گفت: در گذشته هم اين مغازه ها فعال و چرخش اقتصادي قابل توجهي داشت اما امروزه عسلويه در حال بحران و تعطيلي است .

دبير اجرايي خانه كارگر بوشهر با اعلام اينكه در گذشته راه بندان هاي طولاني در عسلويه اتفاق مي افتاد گفت: امروزه مي توان با سرعت 100 كيلومتر در منطقه عسلويه را نندگي كني بدون آنكه نگران تصادف يا مشكل ديگري باشي وي حوزه فعاليت عسلويه را مرتبط با نفت و گاز اعلام كرد و گفت: در گذشته نه تنها اين منطقه بازار خوبي براي نيروهاي بومي بود بلكه كارگران غير بومي و حتي كارگر خارجي نيز در اين بخش فعاليت مي كرد اما امروزه عسلويه تعطيل است و به بيماري در حال مرگ مي ماند.

۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

هم اکنون بيش از 500 دستگیر شده روز عاشورا در وضعيت نامناسبی در پادگان

عشرت آباد قرار دارد

ای ميل دريافتی : تو را به خدا کوتاهی نکنید هم اکنون در پادگان عشرت آباد بیش از پانصد دستگیر شده در روز عاشورا در وضعیت بسیار نامناسب و دردآوری که تن هر انسانی را میلرزاند در بازداشتگاه این پادگان به سر میبرند . وضعیت نگهداری این دستگیر شدگان به حدی وحشتناک است که دو تن از اجساد این دستگیرشدگان که در این بازداشتگاه جان باختند که یکی از آنها دختر جوانی بود نیمه های شب گذشته از این پادگان به مکانی نامعلوم برده شد . توضیحات بیشتری نمیتوانم بدهم و فقط به خاطر حفظ جان این بازداشت شدگان و نه چیز دیگری این خبر را به آنهایی که کاری از دستشان برای حفظ جان این بازداشت شدگان بر می آید میدهم . و خواهش میکنم که هر کاری که از دستشان بر می آید برای پایان بخشیدن به این وضعیت وحشتناک دربازداشتگاه متروکه پادگان عشرت آباد که اکنون صدها نفر در آنجا بازداشت هستند انجام دهند . لطفا کوتاهی نکنید . خواهش میکنم . التماس میکنم . اوضاع در این پادگان برای دستگیر شدگان بسیار نامناسب است . متاسفانه نمیتوانم بیش از این توضیح دهم . تو را به خدا و تو را به امام حسین به داد آنها برسید سه شنبه ساعت 11 شب

ایران بهشت تجار و مافیای حاکم
و
جهنم کارگران

طرح "تحول اقتصادی" که نابودی تولید صنعتی و کشاورزی داخلی و حذف طبقۀ کارگر صنعتی را تحت عنوان شوک تراپی دنبال می کند، هدفمندانه در خدمت بورژوازی بزرگ تجاری و باندهای مافیائی حاکم و ایجاد جهنمی واقعی برای کارگران است.

محمد رضا خباز، مخبر اقتصادی مجلس از توقف حدود 40 در صد از کارخانهﻫﺎﻯ کشور خبر می دهد. وی پس از دیدار از شهرک صنعتی فلاورجان اصفهان: " می گوید وقتی پای صحبت صنعت گران و سرمایه گذاران بخشﻫﺎﻯ تولیدی و صنعتی نشستیم، تعجب کردیم از این همه درد دل که اینها داشتند. البته همه جای کشور تقریباً همین طور است. شهرک صنعتی طوس در مشهد و شهرک صنعتی البرز در تهران و بسیاری جاهای دیگر نیز وضعیت مشابهی دارند. نزدیک به 40 در صد از کارخانهﻫﺎ کار نمی کنند و دسته دسته کارگران را بیکار می کنند."
خبرگزاری ایلنا از رکود رو به ورشکستگی 600 واحد تولیدی معدنی گزارش می دهد و می نویسد صنعت روی و سرب در بدترین شرایط و سخت ترین روزهایش به سر می برد. این خبر گزاری در گزارشی دیگر می نویسد از 26 رشتۀ صنعتی، 16 رشته در حال رکود و ورشکستگی است. در حال حاضر صنایع حوزۀ نساجی، پوشاک، کفش، فولاد، قند و شکر، سیمان، سیم و کابل، لاستیک، پلاستیک، سرب و روی، لوله و پروفیل، لوازم خانگی و صنایع پائین دستی پتروشیمی با یک سوم ظرفیت خود کار می کنند. بیش از 6700 واحد صنعتی با بدهی 2500 میلیارد تومان به نظام بانکی کشور وجود دارد و حدود 1400 واحد بزرگ صنعتی نیمه تعطیل وجود دارد.
در بخش کشاورزی روند نابودی شالیزارهای برنج، مزارع چای و نیشکر و چغندر قند و باغﻫﺎﻯ میوه روز به روز کامل تر و به لیست آن اضافه می شود.
حذف و کاهش تعرفهﻫﺎﻯ گمرکی و سیل واردات کالاهای بنجل مصرفی از چین و کره، بنگلادش و پاکستان، تایوان و ویتنام، اندونزی و مالزی و ترکیه که در شرایط فعلی باعث رکود و ورشکستگی در بخشﻫﺎئی از رشتهﻫﺎﻯ صنعتی و کشاورزی شده است با حذف یارانهﻫﺎ می رود که به ورشکستگی کامل تولیدات صنعتی و کشاورزی داخلی ختم شود و از این طریق ضرباتی جدی از نظر کمی و کیفی به طبقۀ کارگر وارد آورد.
فقدان امنیت شغلی، اخراجﻫﺎ، عدم پرداخت به موقع حقوق و دستمزدها، بازداشت و زندانی کردن فعالین کارگری، فقر و گرسنگی و بی خانمانی، از هم پاشیدگی کانون خانوادهﻫﺎ، روانپریشی، خودکشی، قتل و صدها معضل اجتماعی دیگر و در یک کلام ایجاد جهنمی برای کارگران پیامدهای برنامهﻫﺎﻯ اقتصادی جمهوری اسلامی و از جمله کابینۀ "مهرورز" و"عدالتخواه" احمدی نژاد و طرح "تحول اقتصادی" اواست.
بنا به گزارش ایلنا بیکاری در سال جاری نسبت به سال گذشته افزایش سی درصدی داشته است. این خبرگزاری می افزاید کارگران دسته دسته اخراج می شوند و برخی از مسئولان این وضع را طبیعی می دانند.
حسن صادقی رئیس اتحادیۀ پیشکسوتان می گوید: "هیچ تضمینی برای امنیت شغلی وجود ندارد. 67 در صد نیروهای شاغل کشور در قالب قراردادهای موقت کار می کنند".
در ماه گذشته شهرداری کرج به بهانۀ کاهش هزینهﻫﺎﻯ جاری هزار نفر از کارگران را اخراج کرد. شرکت خودرو سازی کروز پانزده نفر از کارگران خود را که بیش از پنج سال سابقۀ کار داشتند اخراج کرد.صد و هفتاد نفر از کارگران معدن زغال سنگ داربید، خون و حتکن که بعضی از آنها 18 سال سابقۀ کار داشتند، اخراج شدند.
اولیا علی بیگی نایب رئیس شوراهای اسلامی کار در گفتگو با خبرنگار ایلنا می گوید: "شعار عدالت محوری، مهرورزی و کمک به خلق خدا شامل کارگران به ویژه کارگران تحت پوشش پیمانکاریﻫﺎ نشده و نمی شود. این که قانون در حق کارگر اجرا نمی شود و قبل از آغاز به کار مجبور می شود تسویه حسابش را امضاء کند، مبلغ 150 هزار تومان حقوق می گیرد و رسید 300 هزار تومانی را امضاء می کند، باید 8 ساعت در روز کار کند اما 12 ساعت کار می کنند و دهﻫﺎ مورد دیگر که همگی حکایت از قانون شکنی دارد آیا خواستهﺍﻯ نامشروع است که دولت عدالت خواه به آن توجه نمی کند".
طی یک ماهۀ اخیر هزاران نفر از کارگران شرکتﻫﺎﻯ مختلف از جمله کارگران کارخانه فرنخ و مه نخ قزوین، کارگران شرکت صنایع اراک، کارگران شرکت مخابرات راه دور در شیراز به طرق مختلف از جمله بستن جاده و اجتماع در مقابل استانداری و فرمانداری و غیره به عدم پرداخت حقوق و مطالبات اعتراض کردند.
به گزارش پایگاه خبری سفیر: کارگران شرکت مخابرات راه دور 18 روز متوالی در مقابل استانداری فارس تجمع کرده و به عدم دریافت 11 ماه حقوق خود اعتراض می کنند و 500 نفر از آنها به همراه خانوادهﻫﺎﻯ خود با پلاکاردهای "از خواب غفلت بیدار شوید صنعت فارس در خطر است"، "نان در سفره نداریم" در ورزشگاه حافظیه، محل سخنرانی محمود احمدی نژاد تجمع کردند.
حسن صادقی رئیس اتحادیۀ پیشکسوتان در نامهﺍﻯ به رئیس جمهور می نویسد: "تاکنون شعار عدالت عملاً معکوس عمل کرده و تورم و رشد قیمتﻫﺎ به اغنیاء کمک کرده است. امروز کارگران با حقوق 263 هزار تومان باید هزینۀ زندگی را تأمین کنند. در چنین وضعیتی که متوسط هزینۀ خانوار بیش از دو برابر این رقم بر اساس آمارهای موجود است چگونه می توان انتظار داشت که یک زندگی شرافتمندانه امکان پذیر باشد. هزینهﻫﺎﻯ مسکن، درمان، آموزش،خوراک و پوشاک بر اساس سیاستﻫﺎﻯ اعمال شده توسط دولت جنابعالی، آن چنان فشار را بر طبقات ضعیف و مزد بگیر افزایش داده که امروز سلامت روحی و جسمی خانوادهﻫﺎ دچار تهدید شده است و از همه مهم تر آن که امید به بهبود وضعیت در آینده هم بر اساس سوابق تاریخی متصور نیست".
تهدید و اخراج، بازداشت و زندانی،توطئه و تلاش به منظور تفرقه در رابطه با فعالین تشکلﻫﺎﻯ مستقل کارگری ادامه دارد. در تاریخ 13 آذر ماه 14 نفر از فعالین کارگری در سنندج بازداشت می شوند و برای آنها تا تشکیل دادگاه وثیقهﻫﺎﻯ صد میلیون تومانی صادر کرده اند.
خانوادۀ کارگران زندانی هفت تپه که از قاضی پرونده، تقاضای مرخصی برای همسرانشان را نموده بودند با تلاش قاضی در جهت تفرقه بین کارگران زندانی و خانوادۀ آنها مواجه می شوند. قاضی پرونده به آنها می گوید به دلیل این که رئیس هیئت مدیرۀ سندیکا آقای علی نجاتی از گروهﻫﺎﻯ معاند جمهوری اسلامی درخواست کمک مالی نموده است تا آخرین روز حکم با مرخصی همسرانتان موافقت نخواهم کرد .
رضا رخشان سخنگوی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در این مورد می گوید: "در درون شرکت آقایان اجازۀ جمع آوری کمک نمی دهند کما این که بنده را چند روز پیش به حراست شرکت احضار کردند و به من هشدار دادند که حق جمع آوری کمکﻫﺎﻯ مالی را نداریم. در بیرون شرکت هم اگر کمکی از هم طبقهﺍﻯﻫﺎ و کارگران داخل کشور صورت گیرد باز هم دستاویزی می شود برای آقایان که شما از معاندین و گروهﻫﺎﻯ مخالف نظام پول جمع آوری می کنید". او با اشاره به تفرقه افکنیﻫﺎﻯ قاضی پرونده اضافه می کند: "تا آنجا که من می دانم دوست عزیزمان آقای نجاتی به نیت خیر و انسان دوستانه و به نیت کمک به کارگران زندانی این شماره حساب را داده بود".
رضا رخشان در مورد قراردادهای سفید امضاء و هدفمند کردن یارانهﻫﺎ می گوید: "متأسفانه صدای مشترک ما کارگران در جامعه به خاطر عدم وجود تشکلﻫﺎﻯ مستقل و پراکندگی در میان کارگران، در هیچ جا شنیده نمی شود؛ نه فقط در بحث قراردادهای سفید امضاء، ما دیدیم که در بحث "هدفمند کردن یارانهﻫﺎ" هم عمده ترین فشارها بر گردۀ کارگران می آید ولی متأسفانه نقش کارگران هیچ انگاشته می شد. در مورد تغییر قانون کار هم دارند آن را به ضرر کارگران تصویب می کنند و باز هم نقش کارگران به عنوان یکی از طرفﻫﺎﻯ این قضیه هیچ انگاشته شده است. باید با ایجاد تشکلﻫﺎﻯ کارگری به آن نقطه برسیم که صدای کارگران به اندازهﺍﻯ بلند شود که هیچ کس نتواند آن را نادیده بگیرد".
در تائید بیان رضا رخشان تنها با مبارزهﺍﻯ متشکل و پیگیر و سازمان یافته است که می توان رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی نمود و برخی از مطالبات صنفی را از حلقوم این آدمخوران بیرون کشید. اما راه نجات نهائی کارگران شریف ایران از جهنم فقر و بیکاری و گرانی و فلاکت موجود، حزبیت و برانداختن نظام سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام سوسیالیستی است. راهی جز این راه برای برون رفت از بحران اقتصادی متصور نیست.
برگرفته از توفان الکترونیک ارگان حزب کار ایران ( توفان ) شماره 42 دیماه 1378


درود ما به مادران شجاع عزادار ایران

مبارزات مردم ایران در تمام عرصه ها در حال اعتلا است. مادران عزادار ایران نیز که فرزندان عزیزشان را از دست دادهﺍند شجاعانه متشکل شده و با ابتکار خویش پرچم مبارزه با رژیم جنایتکار اسلامی را بر افراشتهﺍند. این مادران هر روز شنبه در اعتراض به قاتلان و قصابان حاکم در پارک لالۀ تهران تجمع می کنند و با اتحاد و یگانگی، رژیم نظامی ــ امنیتی اسلامی را به چالش می گیرند. این مبارزات به رغم فشارها و سرکوبگریﻫﺎﻯ نیروهای انتظامی و مزدوران لباس شخصی ادامه داشته و یادآور مبارزات زنان شجاع آرژانتین است که برای محاکمۀ جلادان و قاتلان فرزندانشان پرچم مبارزه علیۀ رژیم دیکتاتوری نظامی را بر افراشتند و نقش شایستهﺍﻯ درمبارزه علیۀ فاشیسم حاکم که مورد حمایت امپریالیسم آمریکا بود ایفا نمودند.
طبق گزارش رسیده از تهران مادران عزادار، مادر ندا آقا سلطان، اشکان سهرابی، سهراب اعرابی، رامین رمضانیريال، سعید عباسی و علیرضا افتخاری و سایر جانباختگان در تهران روز جمعه 4 دی ماه در بهشت زهرا حضور یافتند و با گلباران کردن آرامگاه عزیزانشان، یادشان را گرامی داشته و بار دیگرعهد بستند تا محاکمۀ آمرین و عاملین جنایت و کشتار از پای نخواهند نشست.
رهگذران بسیاری به مادران عزادار پیوستند و با اعلام همبستگی با آنها یاد عزیزان از دست رفته شان را گرامی داشتند.
لوحۀ بلند هزاران جانباختۀ راه آزادی به ما یاد آور می شود که پیکار،آشتی ناپذیر و دشمن بی رحم ودرنده است. تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی حکومت می کند هیچ قانونی که مردم را از زجر و شکنجه وکشتار مصون بدارد موجود نخواهد بود. یگانه راه رهائی مردم ایران سرنگونی رژیم قتل و جنایت اسلامی و استقرارحکومت مردمی، دمکراتیک و عدالتخواه است.

یاد شهیدان را زنده بداریم!
درود ما به مادران عزادار!
در راهی که با خون آنها ترسیم شده است به پیش برویم!

اعتراف به قتل عمد سندی دیگر بر دفتر جنایات رژیم





» سازمان قضائی نیروهای مسلح ایران دلیل جان باختن سه بازداشتی کهریزک را "قتل عمد" اعلام کرده است. این اعلام گر چه رسماً دخالت نهادها و مأموران دولتی را در قتل‌های یاد شده تأیید می ‌کند، اما برخی ابهام‌ها را رفع نمی ‌کند. سازمان قضائی نیروهای مسلح ایران در اطلاعیه‌ای دربارۀ بازداشتگاه کهریزک، اعلام کرد که مرگ سه نفر از معترضان به نتیجۀ انتخابات ریاست‌ جمهوری در این بازداشتگاه، ناشی از "قتل عمد" بوده است. سازمان قضائی نیروهای مسلح در اطلاعیۀ خود با شرح مفصلی از روند بررسی پرونده‌ی جانباختگان در بازداشت‌گاه کهریزک، نوشته است که به دنبال وقوع حوادث و ناآرامی‌های پس از انتخابات، از تاریخ ۲۵ خردادماه تا ۳ تیرماه، تعداد ۲۳ متهم و در تاریخ ۱۹ تیرماه، تعداد ۱۴۵ متهم با دستور مقام قضائی به بازداشتگاه کهریزک اعزام شده‌اند. با شناسائی همۀ متهمان اعزامی به بازداشتگاه کهریزک در جریان حوادث بعد از انتخابات، با آنان تماس گرفته شد و ۹۸ نفر شکایت خود را به دادسرای نظامی تهران اعلام کردند و مصدومان به پزشکی قانونی معرفی شدند. ۵۱ نفر از ۹۸ نفر یاد شده با "پرداخت خسارت و دلجوئی" از پی گیری شکایت خود دست می‌ کشند. اطلاعیۀ سازمان قضائی نیروهای مسلح سپس با اشاره به جان‌باختن ۳ نفر از بازداشت‌شدگان، به نام‌های محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی و شکایت اولیاء دم نوشته که تحقیقات جامعی از متهمان، شهود و مطلعین صورت گرفت و پزشکی قانونی در نظریۀ خود ضمن رد فوت نامبردگان به دلیل ابتلاء به بیماری مننژیت، با تائید وجود آثار متعدد ضرب و جرح بر روی اجساد، علت درگذشت متوفیان را مجموع صدمات وارده اعلام کرده است. شرایطی که وضعیت بازداشت‌شدگان را بدتر کرده است اطلاعیۀ یاد شده سپس با استناد به تحقیقات به عمل آمده، بازداشتگاه کهریزک را به لحاظ زیستی، بهداشتی و تغذیه، دارای شرایط نامناسب توصیف کرده است. این جان‌باختگان و مصدومان نیز بدون رسیدگی‌های لازم پزشکی در کنار برخی افراد سابقه‌دار و شرور نگهداری شده‌اند. ظرفیت محدود بازداشتگاه نیز سبب شده که تعداد زیادی از دستگیرشدگان در فضائی محدود و وضعیتی سخت، ایام بازداشت خود را سپری کرده‌اند. برخوردهای ناهنجار و تنبیهات بدنی مأمورین نیز این شرایط بد را تشدید کرده است. این اطلاعیه می‌گوید که از ۲۲ نفری که از رده‌ها و قسمت‌های مختلف نیروی انتظامی و افراد مرتبط، به عنوان متهم تحت تعقیب قرار گرفته‌اند نهایتاً ۱۲ نفر را مجرم شناخته و برای آنان کیفرخواست صادر کرده است. برای سه نفر از این عده که از شاغلان بازداشتگاه کهریزک بوده‌اند، به اتهام مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمد سه نفر، درخواست مجازات شده است. اطلاعیۀ سازمان قضائی نیروهای مسلح نامی از سه متهم اصلی قتل‌های بازداشتگاه کهریزک و سایر متهمان نمی ‌برد. این در حالی است که قوۀ قضائیۀ جمهورى اسلامى ایران در سه ماه گذشته پنج دور محاكمه فعالان سیاسى، مدنى و معترضان را برگزار كرده است و از رادیو و تلویزیون دولتى ایران نیز آن چه كه "اعترافات متهمان انقلاب مخملى" خوانده شده است، پخش شد. آن چه که در اطلاعیه ناگفته مانده است در اطلاعیۀ یاد شده به نام "مقام قضائی" که بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات به دستور وی به کهریزک انتقال یافته‌اند نیز، اشاره‌ای نشده است. این در حالی است که در حوادث پس از کهریزک بیش از همه نام سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران بر سر زبان‌ها بوده است. مخالفان نقش او در جنایات کهریزک را کلیدی می ‌دانند. افشاگری‌های برخی از چهره‌های هوادار دولت، مانند علیرضا زاکانی نیز به این حدس و گمان‌ها قوت بخشیده است. مرتضوی در حال حاضر به معاونت دادستانی کل کشور منصوب شده و دولت احمدی‌نژاد نیز وی را با حفظ سمت به ریاست کمیتۀ مبارزه با قاچاق ارز و مواد مخدر گمارده است. در هفته و ماه‌های پس از افشای جنایات در بازداشتگاه کهریزک، هم مقام‌های قضائی و هم فرماندهان نیروهای انتظامی و امنیتی کشته ‌شدن سه بازداشتی را ناشی از بیماری‌های قبلی آنها و از جمله مننژیت اعلام می‌کردند. آنها هم چنین تجاوز به عده‌ای دیگر از بازداشت‌شدگان را نادرست و غیرواقعی می‌دانستند.... رادیو صدای آلمان 29 آذر 88 «

ما قبلاً نوشتیم که با کشته شدن محسن روحﺍلامینی و کامرانی که از فرزندان منتقد همدستان رژیم جمهوری اسلامی بودند و از آقازادهﻫﺎ نبودند، فریاد جناح اصول گرا نیز به صدا در آمد. تا لحظهﺍﻯ که از دیگران می کشتند اصول گرایان با برخورد "اصولی" خود با این جنایات مخالفتی نداشتند. کشتن "کفار" برای آنها جرم نیست عین مصلحت اسلام است. ولی حال که پای خود آنها به میان آمد و دیدند که ماشین آدمکشی جلوی خانۀ آنها پارک می کند دریافتند که انگار در این مملکت خبرهائی هست. آنها دیدند که از آن "عدل علی" خبری نیست. دستگاه قضائی مرکز دادگستری نیست مرکز بیدادگستری است. کسی در جمهوری اسلامی اگر از خواص نباشد به جان و مال و ناموس خود متکی نیست. نیروی انتظامی اساساً قدرتی ندارد. سازمانﻫﺎﻯ سرکوب شعبان بی مخی همۀ قدرت را در دست دارند. کار که به آبروریزی رسید شیخ خامنهﺍﻯ مدعی شد که باید در زندان کهریزک را که "استاندارد" نبوده است بست. آقای خامنهﺍﻯ از کجا از وجود یک زندان سری با خبر بوده که حکم بستن آن را اعلام کرده است؟ وی به کدام مرجع این فرمان را داده است؟ نام کسی که باید فرمان را اجراء کند کیست؟ چرا کسی و یا کسانی را که زندانﻫﺎﻯ غیر "استاندارد" و سرّی داشتهﺍند برای کسب اعتماد مردم مجازات نمی کنند؟ زندان غیر "استاندارد" یعنی چه؟ آن زندانﻫﺎئی که "استاندارد" هستند چه نوع زندانﻫﺎئی هستند؟ در زندانی که زهرا کاظمی به قتل رسید و یا کشتار سال 1367 انجام شد روشﻫﺎﻯ "استاندارد" اجراء می شد؟ صفت "استاندارد" ناظر بر چیست؟ ناظر بر ساختمان زندان است و یا اعمال وحشیانۀ شکنجه که از حد مجاز تجاوز کرده است؟ حد "استاندارد" اعمال وحشیانۀ شکنجه و آدمکشی کدام است تا همه بفهمند که از آن مرز نباید پا را فراتر بگذارند؟ گیریم که رهبر از زندان کهریزک با خبر نبوده و این نتیجۀ خودسری جمعی خودسران رژیم خودسر و بی قانون کنونی است، تکلیف زندانﻫﺎﻯ درون وزارت کشور و دادگستری چه می شود که هر دو ارگانﻫﺎئی هستند که باید ناظر بر آن باشند که امنیت حفظ شده و بی قانونی صورت نگیرد. قائم مقام دادگستری تهران: » بازداشتگاه كهریزك زیر نظر سازمان زندان‌ها نبود و دو سال پیش دستور تعطیلی آن صادر شد یك عده خودشان را فراتر از قانون می بینند و دست به خودسری می ‌زنند كه متأسفانه امروز همه دچار مشكل شدند. «
از این گفتار به روشنی بر می آید که هدف سرپوشی بر جنایات آخوندهاست. جنایاتی که در زندان کهریزک صورت می گرفته حداقل به اعتراف خودشان از دو سال قبل روشن بوده و "نمایندگان مجلس بـر غیراستاندارد بودن این بازداشتگاه" تکیه کرده بودند. البته زندان کهریزک به نظر ما دارای همۀ استانداردهای یک رژیم مذهبی بوده است و مانند سایر زندانﻫﺎﻯ رژیم بر اساس قوانین قصاص پابرجا هستند. هم اکنون هم زندانﻫﺎﻯ شبیه آن در سراسر ایران وجود دارند. هر کمیته چی یک زندان دارد و با ارعاب و تهدید مردم را چپاول می کند. قانونی وجود ندارد تا از حقوق مردم با اتکاء به نیروی انتظامی حمایت کند. نیروی انتظامی فاقد قدرت است. قائم مقام رئیس دادگستری تهران خود اعتراف می کند: "علت این است كه یك عده خودشان را فراتر از قانون می‌بینند و دست به خودسری می زنند و علی‌رغم گزارش‌ها به كار خود ادامه داده و متأسفانه امروز همه دچار مشكل شده‌اند."
تأسف آقای حمید درخشان نیا ریاکارانه است همان طور که تأسف سازمان قضائی نیروهای مسلح ریاکارانه است. در یک حکومت متکی بر قانون فوراً این افراد خودسر را که از زمان استقرار جمهوری اسلامی در همه جا وجود دارند و دست دراز شدۀ رژیمﺍند دستگیر کرده و علناً محاکمه می کنند و به مردم می شناسانند. این عده با اتکا به کدام نیرو و پشتوانه، خویش را فراتر از قانون می دانند؟ بستن زندان کهریزک که البته دروغی بیش نیست تا زمانی که این افراد "خودسر" به خودسری مشغولند و دستگیر نمی شوند چه تأثیری دارد؟ زندان کهریزک که به خودی خود یک ساختمان است و گناهی نکرده است که درش را ببندند. مهم مجازات کسانی است که حداقل دو سال است خودسری می کنند و فعال مایشاءﺍند و مردم را می ربایند، به دختران و حتی مردان تجاوز کرده، شکنجه می دهند و می کشند و راست راست راه می روند و مورد تعقیب قرار نمی گیرند.
همین سکوت در مقابل این آدم ربایان شکنجه گر، قاتل و خودسر نشانۀ آن است که رژیم جمهوری اسلامی به آنها نیاز دارد تا از وجودشان بعد از ریختن آب از آسیابﻫﺎ مجدداً استفاده کند. اگر ادعای این آقایان صحیح باشد نیروی خودسر کسی است که حتی حرف آنها را نیز نمی خواند، خودسر عمل می کند و به نظام ضربه می زند. این خودسرها علیرغم دستور رهبری بیش از دو سال است که با خودسری زیر بار حرف کسی نمی روند و تابع قانون نمی شوند، پس به چه دلیل این خودسرها دستگیر نمی شوند و روانۀ زندان کهریزک نمی گردند؟ زیرا که رژیم جمهوری اسلامی بر اساس بی قانونی و خودسری استوار است. این رژیم متکی بر قوانین زمینی نیست، متکی بر قوانین الهی است که مفسرش آخوندها هستند.
حال بعد از این همه دروغ و انکار و دغلکاری، سازمان قضائی نیروهای مسلح در 28 آذر ماه مجبور گردید بخشی از حقیقت را بپذیرد که عدهﺍﻯ در کهریزک به قتل رسیدهﺍند اما هنوز روشن نکرده است که مسئولین و فرماندهان اصلی چه کسانی بودهﺍند.اینها ریاکارانه و از روی ترس و سراسیمگی مسائل را سرهم بندی کرده و به ظاهر ازخانوادۀ قربانیان دلجوئی به عمل آوردهﺍند اما هم چنان دروغ می گویند و حقایق اصلی پشت پرده را پنهان می کنند. سرداراحمدی مقدم، فرماندۀ نیروی انتظامی، سردار رادان، جانشین وی و سعید مرتضوی دادستان وقت کل کشور کارگردانان و مجریان اوامر سید علی خامنهﺍﻯ بودهﺍند و وقیحانه هر نوع شکنجه و قتل را انکارکرده و مرگ دکتر رامین، محسن روحﺍلامینی و دهﻫﺎ نفر دیگر را به خودکشی و بیماری مننژیت ربط داده و توجیه کردهﺍند. آنها همۀ جنایتﻫﺎﻯ درون زندان را ماستمالی کرده و با استفاده از تریبون صدا و سیما و کیهان شریعتمداری از نابکاران بیرحم و شکنجه گران بی وجدان بیشرمانه دفاع نمودند. حال باید دید آیا سرنوشت فرد منفوری نظیرسعید مرتضوی همانند سرنوشت سعید امامی جنایتکار رقم خواهد خورد تا دل مردم را به دست بیاورند که بعله مرتضوی مسئول اصلی این قتلﻫﺎ و عامل موساد بوده است... آیا مردم ایران آرام خواهند گرفت و به تحقیقات سازمان قضائی نیروهای مسلح رضایت خواهند داد یا این که با فشار و مبارزه از پائین به چیزی کمتر از محاکمۀ علنی عاملین و آمران اصلی این جنایت رضایت نخواهند داد.
تاریخ 30 سال رژیم جمهوری اسلامی، تاریخ 30 سال جنایت و دروغ و ریا و توطئه بوده است. رژیم امنیتی ــ نظامی اسلامی برای حفظ قدرت و امتیازات طبقاتی خویش از آغاز روی کارآمدن به حذف و تصفیۀ خونین مخالفان خود و حتا خودیﻫﺎئی نظیر قطب زاده ،بازرگان، بنی صدر، سعید امامی، سروش و منتظری....تکیه کرده و عمل نموده است. دور از واقعیت نخواهد بود اگر چهرۀ منفور و شناخته شدهﺍﻯ نظیر سعید مرتضوی را به خاطر حفظ ظاهر به پای محاکمه بکشانند، داروی نظافت به خوردش دهند و وی را از صحنۀ سیاسی حذف نمایند... به هر روی، اطلاعیۀ سازمان قضائی نیروهای مسلح و اعتراف به قتل عمد در زندان کهریزک سند دیگری بر دفتر جنایات جمهوری اسلامی است و مبارزات درخشان مردم ایران که این روزها لرزه بر اندام کثیف و جنایتکار قصابان حاکم انداخته است ادامه خواهد داشت و زندان مخوف کهریزک زمانی درش به طور واقعی بسته خواهد شد که کلیت رژیم تبهکار و قتل و شکنجۀ جمهوری اسلامی سرنگون شود. جزاین نیز نخواهد شد. ‌‌
برگرفته از توفان الکترونیک شماره42 دی ماه 1388

۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه

اطلاعیه حزب کار ایران ( توفان )






















رژیم پوسیده جمهوری اسلامی بازهم جنایت آفرید

جمهوری جنایتکاراسلامی اینبارهم درمقابل تظاهرات عظیم توده ای وعادلانه مردم تاب نیاورد وبا توسل به قهر ضد انقلابی خون بیش از9 تن از جوانان وطن را برزمین ریخت، دهها نفررا مجروح و بیش از 300 تن را دستگیروروانه سیاهچالهای کهریزک و اوین کرد. امسال روز تاسوعا و آشورا به روز نبرد قهرمانانه مردم ایران درتهران، اصفهان، مشهد و تبریز و... علیه رژیم نظامی امنیتی جمهوری اسلامی که جان مردم را به لب رسانده است، تبدیل گردید.مردم دهها نفراز چاقوکشان و سرکوبگران لباس شخصی و بسیجی را درتهران خلع سلاح کرده و با به آتش کشیدن خودروهای آنها گوشمالی جانانه ای به این مزدوران ضد بشرداده است. واقعیت این است که مردم کشورما گام به گام به ضرورت مقاومت قهرآمیزعلیه مزدوران مسلح رژیم پی میبرند و همانطورکه انقلاب بهمن 57 نشان داد سرانجام با توسل به اسلحه، رژیم درنده خو را ازاریکه قدرت به زیر خواهد کشید.
مردم قهرمان بویژه جوانان ایران امروز بروشنی نشان داده است که درموضع تعرضی و رژیم مافیایی جمهوری اسلامی درشرایط تدافعی وسقوط قراردارد. رژیمی که ددمنش و آدمخوار است، سرزمین ما را به جولانگاه مشتی اراذل و اوباش و آدمکش تبدیل کرده، راه رشد و ترقی را بروی مردم ایران بسته است، مبارزین را به شکنجه گاههای کهریزک و اوین میفرستد، دستش بخون گرامی ترین فرزندان خلقهای ایران آغشته است....سرانجامی جزسرنگونی فضیحتبار ندارد. مبارزات مردم ایران تا نیل به آزادی و حقوق حقه همه زحمتکشان ، کارگران، روشنفکران، جوانان و زنان ادامه خواهد داشت وبسیارامید بخش است. این مبارزات دیر یا زود به مرحله نوین تری، به مرحله اعتصابات عمومی و مقاومت قهر آمیز تکامل خواهد یافت و رژیم را هراندازه که درنده خو و جنایتکار باشد سرنگون خواهد نمود. رژیم سیاه جمهوری اسلامی سرنوشتی جزرژیم منفور پهلوی نخواهد داشت و تاریخ ازآنها به زشتی یاد خواهد کرد.

حزب ما از مبارزه برحق مردم علیه رژیم فاشیستی سرمایه داری جمهوری اسلامی حمایت میکند و کشتار بربرمنشانه مردم ایران را که چیزی جزآزادی و حقوق طبیعی خود طلب نمی کند بشدت محکوم می نماید. حزب ما از تمامی نیروهای آزادیخواه و مردمی و تمامی احزاب و سازمانهای انقلابی و بین المللی می خواهد که به هرطریق ممکن که خود صلاح می دانند به کشتار وحشیانه مردم اعتراض نمایند و رژیم خون آشام اسلامی را بشدت محکوم نمایند.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!
زنده باد نبرد قهرمانانه مردم ایران !
زنده باد آزادی و سوسیالیسم!


حزب کارایران(توفان)
6 دیماه 1388
27 دسامبر 2009
www.toufan.org
toufan@toufan.org

۱۳۸۸ دی ۶, یکشنبه

تظاهرات و درگیری خونین ضد حکومتی مردم در تهران ، اصفهان ، شیراز ، نجف آباد و اردبیل و تبریز و اراک و بابل در عاشورای88






























http://www.youtube.com/watch?v=AJ-x_vJyGvs























































تظاهرات و درگيری در نقاط مختلف تهران

طبق آخرین گزارشات حداقل 7 نفر کشته و دهها نفر زخمی و صدها نفر دستگیر شده اند.




بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسي،در تمامی نقاط تهران مردم به خيابانها آمده اند و ميشود گفت که ميليونها نفر از مردم به خيابانها سرازير شده اند از شمال تا جنوب تهران و از شرق تا غرب تهران مردم در حال سر دادن شعارهای ضد حکومتی هستند.
مردم تهران در نقاط مختلف به خيابان ها آمده اند و شعارها راس رژيم را هدف قرار داده است . در حال حاضر مردم در خيابان آزادی ، ميدان انقلاب ،ميدان فردوسي، ميدان آزادي، تقاطع اسکندی- وصال شيرازی ،خيابان سميه، بازار ،ميدان حر ،ميدان امام حسين و ساير نقاط در خيابانها هستند و عليه شخص خامنه ای شعار ميدهند.
شعارهايی که در نقاط مختلف شنيده می شود عبارتند از ؛ ؛ اين ماه ماه خونه، سيد علی سرنگونه /مرگ بر ديکتاتور/ ما اهل کوفه نیستيم ، پشت يزيد بايستيم/ تجاوز جنايت ، مرگ بر اين ولايت / زندانی سياسی آزاد بايد گردد/ ديکتاتور بدونه بزودی سرنگونه/ مرگ بر خامنه ای و شعارهای متعدد ديگر
مردم در تقاطع اسکندری � وصال شيرازی يکی از اتوبوسهای واحد را متوقف کردن و خيابان را بسته اند تا مانع يورش موتورسواران ولی فقيه شوند . در نقاط مختلف صدای تيراندازی به گوش می رسد.
در تظاهرات امروز از تمامی اقشار مردم در آن شرکت کرده اند حتی تعدادی از نيروهای نظامی مخالف رژيم ،کودکان و تعداد زيادی از خانواده ها هستند.
نيروهای سرکوبگر ولی فقيه به مردم يورش می برند ولی عملا کنترل شهر را از دست داده اند و قادر به انجام کاری نيستند خيلی از آنها روحيه خود را باختند و وحشت از مردم در آنها عيان است.
فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران
6 دی 1388 برابر با 27 دسامبر 2009



برای دیدن فیلم تظاهرات روی لینک زیر کلیک کنید





http://www.youtube.com/watch?v=56msvGlC5MM
http://www.youtube.com/watch?v=GYvyzXfkdLM&feature=player_embedded#











۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

تظاهرات ضد حکومتی مردم در میدان توپخانه




بنابه گزارش " فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ، تعداد زیادی از مردم تهران از لحظاتی پیش در میدان توپخانه تهران تجمع کردند و با شعار مرگ بر خامنه ای اعتراضات خود را آغاز .
از لحظاتی پیش مردم در میدان توپخانه تهران تجمع کردندو هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود و تا این لحظه بیش از 2000 نفر در آنجا تجمع کرده اند . مردم خود را برای مراسم گرامیداشت آماده می کنند. از هم اکنون مردم با سر دادن مرگ بر دیکتاتور/ زندانی سیاسی آزاد باید گردد/ بانگ الله اکبر/ مرگ بر خامنه ای اعتراضات خود را شروع کردند.
از طرفی دیگر تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر انتظامی و ضد شورش در میدان توپخانه در حال استقرار هستند . نزدیک به 40 الی 50 موتورسوار آنها در حال دور زدن در میدان هستند و همچنین ون های آنها در آنجا مستقر شدند. تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی و بسیجی در آن منطقه پراکنده هستند .
نیروهای سرکوبگر خود را آماده برخورد با مردم می کنند.

کارگران معادن زغال‌سنگ تجمع کردند


نزدیک به 170‏ نفر از كارگران معادن زغالسنگ داربید، خون و حتکن امروز دست به تجمع زدند.
به گزارش پایگاه خبری سفیر، دلیل تجمع این کارگران در دفتر این معدن خودداری مسئولان این معدن از تمدید قرارداد کارگران است که بعضی از آن‌ها 18سال سابقه کار دارند.
گفته می‌شود به دلیل پرداخت نشدن مطالبات دولتی این معادن و کاهش 3500تنی تولید، مسئولان این معدن تصمیم به تعدیل نیروهای خود گرفته‌اند.

۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

کارگران شرکت صنايع اراک در مقابل استانداری مرکزی دست به تجمع زدند

سفير:امروز نزديک به 50 نفر از همسران کارگران شرکت صنايع اراک، در اعتراض به عدم پرداخت 5 ماه حقوق کارگران، در مقابل استانداری مرکزی دست به تجمع زدند. در حالی که در ماه‌های اخير چندين تجمع و تحصن کارگری در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق‌ها در اين استان انجام شده است که خبر مي‌رسد اين اعتراضات با ورود خانواده‌های اين کارگران به اين ماجرا رنگ و بويی متفاوت به خود گرفته است.

هنگامی که شورای اداری استان مرکزی با حضور محمدرضا رحيمی در جريان بود نزديک به 50نفر از همسران کارگران شرکت صنايع اراک مقابل استانداری مرکزی دست به تجمع زدند.

در حالي‌که صنايع اراک که در بخش توليد موکت و ساير منسوجات فعاليت مي‌کند تا سال 86 از رونق خوبی برخوردار بود به دليل کاهش توليد دچار ضرر و زيان شد به گونه‌ای که مجبور شد بيش از 70 درصد از کارگران خود را به تدريج اخراج کند.

اما اخراج اين کارگران نيز موثر نيافتاد و 250کارگر کنونی اين کارخانه بيش از 5ماه است که حقوق نگرفته‌اند.

هرچند مسئولان استان مرکزی وعده داده‌اند که مالکيت اين کارخانه از بخش خصوصی به وزارت صنايع منتقل مي‌شود اما تاکنون نه اين وعده محقق شده و نه حقوق کارگران پرداخت شده است.

هيچ تضمينی برای امنيت شغلي‌وجود ندارد:67 درصد نيروهای شاغل ايران در قالب

قراردادهای موقت هستند

ايلنا: رئيس اتحاديه پيشکسوتان جامعه کارگری استان تهران گفت: در حال حاضر از مجموع کل نيروهای شاغل کشور 67 درصد در قالب قراردادهای موقت و تنها 33 درصد در قالب قراردادهای دائم مشغول به کار هستند.
حسن صادقی درگفت وگو با خبرنگار ايلنا گفت: از مجموع شاغلان قراردادی حدود 30 درصد با قراردادهای پيمانی 3 ماه تا يک ساله، 22 درصد با قرارداد های موقت يک تا سه ماه و 15 درصد باقيمانده نيز با قراردادهای روزمزد يک تا 29 روزه مشغول به کار هستند.
وی يادآور شد: جمعيت 33 درصد باقيمانده ای که در قالب قراردادهای دائم مشغول به کار هستند را کارکنانی تشکيل می دهند که حداقل بيش از 10 سال سابقه کار دارند و پيش از متداول شدن قراردادهای موقت و پيمانی استخدام شده اند.
اين فعال صنفی همچنين در مورد تقسيم بندی زمينه های شغلی کارکنان قراردادی و پيمانی گفت: بيشترشاغلان در بخش خدمات به ويژه خدمات شهری و صنوف کوچک در قالب قراردادهای يک روز تا نهايت يک ماه مشغول به کار هستندو در مقابل قرارداد شاغلان در واحدهای بزرگ صنعتی از يک تا سه ماه متغير است.
به گفته صادقی قراردادکار بيشترکسانی که در بخش دولتی مشغول به کار هستند از نوع پيمانی و با مدت 3 ماه تا يک سال است.
رئيس پيشين کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور با بيان اينکه صرف نظر از نوع رابطه استخدامی هيچ تضمينی برای امنيت شغلی نيروهای انسانی وجود ندارد، گفت: حتی در مورد شاغلان دائم کارفرما برای خاتمه دادن به قراردادکار به دنبال بهانه است.

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

بیانیه حزب کار ایران ( توفان )

به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری

آیت الله منتظری، مرجع سرشناس شیعیان، مبارز ضد رژیم منفور سلطنت، زندانی سیاسی سابق و از نظریه پردازان و پایه گذاران حکومت جمهوری اسلامی، روز شنبه 28 آذر ماه سال 1388 در شهر قم در حالیکه در حصر خانگی بسر می برد و مورد تعدی و تجاوز رژیم منفور جمهوری اسلامی قرار داشت درگذشت. مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری امروز دوشنبه با حضور صدها هزار نفر در شهر قم برگزار گردید و مردم با شعارهای کوبنده، نفرت و انزجار خویش را نسبت به سران جمهوری اسلامی، بویژه سید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد و بطور کلی ولایت فقیه که ارزشی برای انسانها قایل نیست ابراز داشتند.
آیت الله منتظری یک از بنیان گذاران و نظریه پردازان نظام جمهوری اسلامی است که درتدوین قانون اساسی ارتجاعی جمهوری اسلامی نقش مهمی ایفا نمود و به اعتراف خودش اصل استبدادی ولایت فقیه در قانون اساسی توسط ایشان تعریف، تدوین و در قانون اساسی گنجانده شد.

درسال 1364خورشیدی، مجلس خبرگان، آیت الله منتظری را بعنوان قائم مقام و جانشین آیت الله خمینی انتخاب کرد. زندگی سیاسی آیت الله منتظری درطول سه دهه اخیر به دو دوره متفاوت تقسیم میگردد و نمی توان این دو دوره را ازهم تمیز نداد و بی مسئولیت از کنار آن گذشت.
دوره اول، دوره پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای تثبیت پایه های حکومت اسلامی بهر قیمت و ممانعت از تعمیق انقلاب از یک سو و صف آرایی نیروهای مترقی و انقلابی درمقابل یورش ارتجاع برای حفظ دستآوردها و تعمیق انقلاب و تحقق مطالبات دمکراتیک همه آحاد مردم ایران از سوی دیگر است. دراین دوره، آیت الله منتظری همسنگر با آیت الله خمینی و دوشادوش وی علیه اعتراضات برحق مردمی و آزادیخواه عمل نمود و به تائید سرکوب خونین خلق کرد، ترکمن صحرا، حمله به دانشجویان و تائید انقلاب ننگین فرهنگی اسلامی، بستن دانشگاهها و سرانجام تائید کودتای خونین 30 خرداد 60 و ریشه کن کردن بقایای آزادیهای دمکراتیک پرداخت. تیربارانهای هولناک و وحشیانه جوانان و نوجوانان درکوچه و خیابان و زندان درسالهای 60، 61 و 62 خورشیدی و فضای ارعاب و بربریت و کشتار آن زمان در حافظه تاریخی مردم ایران ثبت است و این دوره نیز بخشی از کارنامه زندگی سیاسی آیت الله منتظری است. در این دوره بسط خرافات و تجاوز به حقوق بشر و حقوق زنان، تاسیس بنیادهای غارتگر ثروت مردم، سازمانهای سرکوب و متجاوز در دستور کار بود و سنگهای بنائی را پی ریزی می کرد که سرانجام به حذف خودیها از جمله آیت اﷲ منتظری منجر شد. آیت اﷲ منتظری در آن دوره با دید تائید به همه این ستمگریها نگاه می کرد و حتی مدعی شد زلزله طبس یک آزمایش خدائی بوده است. باید توجه داشت که آیت الله منتظری درسال 1364 توسط رهبری مجلس خبرگان بعنوان جانشین آیت الله خمینی انتخاب گردید و این بدان معناست که آقای منتظری حداقل تا این تاریخ در خطوط و عملکرد سیاسی با خمینی دریک سنگر قرارداشت، درغیر اینصورت انتخاب ایشان توسط مجلس خبرگان محلی ازاعراب نمی داشت. ما کمونیستها نمی توانیم تاریخ را جعل کنیم و بر واقعیات آن پرده استتار بیفکنیم. ما باید پدیده ای بنام آیت اﷲ منتظری را در روند تحول و تکاملش مورد ارزیابی قرار داده در متن تاریخی به آن بپردازیم. این امر برای ما یک تجربه قابل آموزش است که نسلهای کنونی و آینده ایران باید با آن به نحو علمی نه احساسی برخورد کنند.
دوره دوم زندگی سیاسی آیت الله منتظری ازسالهای 65 و 66 خورشیدی آغاز میگردد که توام با واقعبینی و دوراندیشی سیاسی و آموزش و جمعبندی جدید از تئوریهای معیوب اسلامی در تجربه زنده زندگی اجتماعی است که با انتقاد و افشای جریان مک فارلین و سرانجام اعدام مهدی هاشمی برادر داماد وی همراه بود. انتقادات منتظری به ادامه سیاست جنگ علیه عراق و درنهایت برخورد انتقادی ایشان به قتل عام زندانیان سیاسی درتابستان 1367 و ایستادگی او درمقابل خمینی خون آشام، موجب برکناری وی از مسند قدرت و قائم مقامی وی گردید. خمینی طی ارسال نامه ای خطاب به منتظری، وی را "ساده لوح" خواند و نوشت: "شما پس ازاین وکیل من نیستید.". ازآن تاریخ حملات سیاسی علیه آیت الله منتظری آغاز گردید، حرمت و دیوارحفاظتی منزل وی در قم نیز تخریب و رساله ها و تالیفات ایشان جمع آوری شدند. سانسوری که در دوره نخست فعالیت ایشان گریبان سازمانهای انقلابی و دموکراتیک را گرفته بود حال به در خانه ایشان می رسید. آیت الله منتظری اما به رغم همه تهدیدات و شانتاژهای سیاسی، ازانتقاد به خمینی و یاران آدمخوار او باز نایستاد و شجاعانه علیه باند ارتجاع حاکم به مقابله برخاست. آیت اﷲ منتظری حال خود قربانی همان ساز و کاری می شد که سابقا آیت اﷲ شریعتمداری را به کام خود کشیده بود. ماشین آدمخواری که حرمت آیت اللهی را حفظ نکند همه آیت اﷲ ها را به کام خویش می کشد.

آیت الله منتظری برخلاف خمینی، نه تنها ساده لوح نبود، بلکه بسیار دوراندیش و از شم طبقاتی بالایی برخوردار بود. وی بارها به رهبران جمهوری اسلامی که به منافع کوتاه مدت خود می اندیشیدند گوشزد می نمود که با شیوه های هرج ومرج طلبانه و خودسرانه و بگیر و ببندهای وحشیانه نمی توان حکومت کرد و نظام اسلامی پایدار نخواهد ماند و به گور سپرده خواهد شد. اوضاع کنونی ایران، انفراد و نفرت همگانی از جمهوری اسلامی و درپرتگاه قرارگرفتن موجودیت کل نظام همه و همه در تائید دوراندیشی آقای منتظری است. تمام تلاش آیت الله منتظری دراین جهت بود تا با اجرای اصلاحاتی درچهارچوب نظام و آشتی بین "اسلام و دمکراسی" و قابل هضم کردن اسلام و “رافت“ اسلامی برای مردم، جمهوری اسلامی سرمایه داری ایران را از سرنگونی نجات دهد. در همین راستا تفسیر دیگری از ولایت فقیه و نقش معنوی روحانیت در جامعه و ارزش نهادن به نظر مردم و احترام به انسان و حق انتخاب کردن ارائه داد.
آیت الله منتظری بعنوان رهبر معنوی اصلاح طلبان، کودتای 22 خرداد را محکوم کرد و از مبارزات و حقوق دمکراتیک مردم در چارچوب نظام دفاع نمود و تا آخرین روزهای حیات خویش در مقابل فاشیسم مافیای حاکم کوتاه نیامد و با سربلندی بدرود حیات گفت.
حزب ما ضمن خط کشی روشن با سیاست همکاری آیت الله منتظری با خمینی درسرکوب آزادیخواهان در اوان تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، برآمد شجاعانه ایشان علیه دارودسته فاسد و آدمخوار خمینی را در دو دهه اخیر مثبت و آن را بسود پیشروی مبارزات عادلانه مردم ایران ارزیابی می نماید. نظریات آقای منتظری و تکیه وی به نقش معنوی روحانیت، غیرقانونی خواندن دولت، پذیرش رای مردم و احترام به خواستهای آنها، تفسیر جدیدش از ولایت فقیه هسته های روشنی بودند که برافکار بخشی از روحانیتی که خواهان جدائی نسبی دین از دولت هستند در آینده پرتو می افکند. منتظری در عمق استدلالاتش تنها راه نجات مذهب را در کناره گیری نسبی و محتاطانه از دولت و پذیرش یک نقش پرنفوذ معنوی می بیند که دولت را از طریق این بند معنوی هدایت می کند. این درسی است که وی بعد از سی سال تجربه شکست خورده جمهوری اسلامی گرفته است و تراوشات فکری وی در این زمینه را می توان در موضعگیریهای اخیرش بطور بارز دید. بهمین جهت وی بدرستی پدر معنوی اصلاح طلبان تلقی می شود که برای نجات مذهب اسلام گام به پیش گذارده است. چنین حرکتی از نظر ما بطور عینی مثبت بوده و هست زیرا به گشایش فضای باز سیاسی یاری می رساند، از فشار بار مردم می کاهد و فضای قابل تنفسی ایجاد می کند. موضع گیری درقبال آقای منتظری باید ارزیابی مشخص از شرایط مشخص باشد و از دریچه موضع گیریهای سیاسی ایشان با شناخت تاریخی و اجتماعی و در متن مبارزه طبقاتی صورت گیرد و نه از منظر ایدئولوژی و باورهای مذهبی ایشان.
از نظر ما کمونیستها هیچ تفاوت ماهوی بین مسیحیت، اسلام، بودا،، زرتشت، یهودیت، بهائیت نیست و تمام مدعیان حقوق دمکراتیک موظفند به امر برابری مذاهب و جدایی دین ازدولت و آموزش تاکید ورزند و از تلاش بیهوده برای آشتی دین با دمکراسی بپرهیزند زیرا حقوق بشر با اسلام و یا هر دین دیگر منافات دارد.
مردم قهرمان ایران که این روزها ارتجاع را به لرزه درآورده اند با احترام به مبارزه نقادانه و واقعبینانه آیت الله منتظری علیه حکام فاسد اسلامی می نگرند و یاد همه کسانی را که حتی گامی ولو کوچک در برانداختن پایه های استبداد و اختناق سیاسی بر دارند گرامی میدارند. تاریخ ایران آنها را هرگز فراموش نخواهند کرد.

حزب کارایران(توفان)
30 آذر 1388
www.toufan.org
toufan@toufan.org

تجمع اعتراضی کارگران در محل سخنرانی احمدی‌نژاد


سفیر : كارگران شرکت مخابرات راه دور ایران که چندی است به دلیل پرداخت نشدن حقوق خود به طور مرتب تجمع‌های اعتراض‌آمیز برگزار می‌کنند، این‌بار محل سخنرانی رئیس‌جمهور در شیراز یعنی ورزشگاه حافظیه را به این منظور انتخاب کردند.

به گزارش پایگاه خبری سفیر، استاندار فارس چند روز پیش درباه این کارگران که 18روز پیاپی مقابل استانداری تجمع کردند و یکسال است حقوق نگرفته‌اند گفته بود ما مسئولان باید از غصه بمیریم که این کارگران این مدت طولانی حقوق نگرفته‌اند.

به نظر می‌رسد هنوز وعده‌های مسئولان استان فارس درباره این کارگران محقق نشده است، چرا که بیش از 500 نفر از آن‌ها امروز با پلاکاردهایی همچون « آقای رییس‌جمهور! مسئولین استانی برای مخابرات راه دور ایران چه كردند» و «از خواب غفلت بیدار شوید صنعت فارس در خطر است»، «نان در سفره نداریم» و... در مقابل ورزشگاه حافظیه، محل سخنرانی امروز محمود احمدی‌نژاد تجمع کردند.

800کارگر این کارخانه تاکنون نامه‌نگاری‌های متعددی را با مسئولان دولتی انجام داده‌اند.

مشکلات این کارخانه از دوسال پیش و همزمان با کاهش نقدینگی آغاز شد و هرچند اختصاص مبلغ 230میلیارد ریال برای رفع مشکلات مالی به این کارخانه در استانداری و همچنین هیات دولت مصوب شده، اما این رقم تاکنون به این کارخانه تزریق نشده است.

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

'استفاده اسرائیل از اعضای بدن فلسطینیان کشته شده'

بی بی سی
دکتر هیس می گوید اسرائیل از اعضای بدن فلسطینیان کشته شده برای پیوند عضو استفاده می کرده است
یک پزشک اسرائیلی اذعان کرده است که در دهه 1990 از اعضای بدن فلسطینیان و اسرائیلی ها بدون اجازه خانواده های آنان، برای پیوند عضو استفاده می شده است.

دکتر یهودا هیس، می گوید هنگامی که وی رئیس انستیتوی پزشکی قانونی ابو کبیر بود، از قرنیه چشم، پوست، دریچه قلب و استخوان قربانیان برای پیوند استفاده می شده است.

دکتر هیس در مصاحبه با یک دانشگاه آمریکایی گفت کارمندان انستیو پس از برداشتن قرنیه های چشم ، برای این که کسی متوجه این کار نشود، با استفاده از چسب پلک های جسد را می بستند.

ارتش اسرائیل تایید کرده که این روش قبلا معمول بوده ولی می گوید یک دهه قبل پایان یافته است.

در گزارش مربوط به این موضوع که از تلویزیون اسرائیل پخش شد از بخش هایی از مصاحبه دکتر هیس نیز استفاده شده بود.

بتانی بل، خبرنگار بی بی سی در بیت المقدس می گوید این گزارش یادآور مقاله یک روزنامه سوئدی است که مدعی شده بود سربازان اسرائیلی به خاطر فروش اعضای بدن فلسطینیان اقدام به قتل آنان می کرد.

روزنامه آفتونبلادت، پرتیراژترین روزنامه سوئد در یکی از شماره های ماه اوت خود سربازان ارتش اسرائیل را متهم کرده بود که اعضای بدن فلسطینیان کشته شده را می فروشند. در این گزارش، فروش اعضای بدن فلسطینی ها از سوی یک مقام ناشناس سازمان ملل تائید شده بود.

دولت اسرائیل این اتهام را به شدت رد کرده و گزارش روزنامه سوئدی را یهودستیزی خوانده بود و از دولت سوئد خواسته بود انتشار این گزارش را محکوم کند.

اما دولت سوئد گفته بود این امر مغایر با حق آزادی بیان است.

این مناقشه سبب شد که کارل بیلد، وزیر خارجه سوئد به دلیل تنش میان دو کشور، سفر برنامه ریزی شده خود به اسرائیل را لغو کند.

صدها هزار نفر در مراسم تشییع آیت الله منتظری علیه دیکتاتوری و دولت کودتا شعار دادند

عدالت شعارشون ، کهریزک افتخارشون
اشک تمساح نمیخوایم ، دولت مصباح نمی خوایم





منتظری مظلوم راهت ادامه دارد
حتی اگر دیکتاتور برما گلوله بارد

مرگ بر طالبان،چه کابل چه تهران

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

این ماه ماه خون است ، یزید سرنگون است

این ماه ماه خون است ، بسیج سرنگون است


ما اهل کوفه نیستیم ، پشت یزید بایستیم

مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر

حسین حسین شعارشه ، تجاوز افتخارشه



تسلیت کینه ای نمی خوایم نمی خوایم


http://www.youtube.com/watch?v=oioT4vC1NEw

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

آیت الله منتظری درگذشت





"اگر حکومت کردن با این شیوه و روش و با ایجاد رعب و خفقان و استبداد و سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادی‌خواهان و گروه‌های سیاسی مختلف ممکن بود، رژیم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز پابرجا بود». (منتظری )
(سایت کارگر آگاه در گذشت این انسان صادق و شجاع و مبارز را تسلیت می گوید)

برای دیدن فیلم هائی از تظاهرات مردم به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری به روی لینکهای زیر کلیک کنید

http://www.youtube.com/watch?v=nLk3FeesGjc


http://www.youtube.com/watch?v=w7_TSz6Qcuo

کارگران کارخانه فرنخ ومه نخ قزوين پيش از ظهر ديروز يکی از مسيرهای اطراف محل کار خود را برای مدتی مسدود کردند



ايلنا: جمعی از کارگران کارخانه فرنخ ومه نخ قزوين پيش از ظهر ديروز يکی از مسيرهای اطراف محل کار خود را برای مدتی مسدود کردند.
عيدعلی کريمی دبير اجرايی خانه کارگر قزوين در گفت‌وگو با ايلنا گفت: اين اقدام در اعتراض به دو ماه و نيم مطالبات معوقه و نبود مواد اوليه صورت گرفت.
به گفته اين فعال کارگری حداقل نيمی از جمعيت 700 نفری کارگران فرنخ و مه نخ در اين تجمع حضور داشتند.
وی افزود: کارگران که تجمع کرده بودند پس از نيم ساعت به دنبال پادرميانی برخی مسوولان به تجمع خود پايان دادند.
کارخانه نساجی فرنخ و مه نخ يکی از واحدهای توليدی بحران‌زده استان قزوين است که کارگران چهار سال پيش نيز پس از چند مرتبه تجمع در استان به نهاد رياست‌جمهوری در تهران مراجعه کردند.
اين كارخانه در گذشته يكى از واحدهاى موفق توليدى صنعت نساجى ايران تلقى مي‌شد.

۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

وجود پیمانکاران با روح عدالت‌خواهی سازگار نیست


ايلنا: نایب‌رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور با تاکید بر اینکه پیمانکاران تامین نیروی انسانی به صورت آشکار در حق کارگران ظلم می‌کنند گفت: اسناد و مدارک بسیاری از تضییع حقوق کارگران در شرکت‌های پیمانکاری داریم که می‌تواند پیمانکار را محکوم کرده و کارگر را به حقوقش برساند اما متاسفانه گوش شنوایی برای ادای حق مظلوم وجود ندارد.
اولیا علی بیگی در گفتگو با خبرنگار ايلنا، با انتقاد شدید از وجود شرکت‌های پیمانکاری گفت: مشخص نیست چه اصراری داریم که یکسری شرکت‌های پیمانکاری تامین نیروی انسانی را مجوز دولتی بدهیم و آنها حقوق محروم‌ترین فرد جامعه یعنی کارگران را تضییع کنند و به فعالیت خود ادامه دهند.
وی با یادآوری جمله‌ای از امام صادق(ع) که می‌فرماید «اگر مسلمانی فریاد مظلومیت مسلمانی را بشنود و به فریاد او نرسد از اسلام خارج شده است» گفت: سال‌هاست به عنوان نماینده محرومترین قشر جامعه یعنی کارگران فریاد می‌زنیم که پیمانکار تامین نیروی انسانی حق کارگر را ضایع می‌کند، کار چند کارگر را بر دوش یک کارگر می‌گذارد، از حداقل حقوق نیز کمتر می‌پردازد، کارگران را بیمه نمی‌کنند، عیدی و سنواتش را نمی‌پردازند، قراردادهای سفید امضا می‌گیرند و ده‌ها بلای کوچک و بزرگ بر کارگر نازل می‌کنند اما هیچکس برای دادن حق کارگران پا پیش نمی‌گذارد.
وی با یادآوری شعارهای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور ایران گفت: کارگران 30 میلیون جمعیت کشور ار تشکیل می‌دهند و بی‌تردید بخش اعظمی از آرای انتخابات ریاست‌جمهوری به کارگران تعلق دارد اما تعجب‌آور است که شعار عدالت‌محوری، مهرورزی و کمک به خلق خدا شامل کارگران به ویژه کارگران تحت پوشش پیمانکاری‌ها نشده و نمی‌شود.
نایب‌رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور با تاکید بر اینکه تفسیر عدالت‌محوری و مهرورزی، توجه به خواسته‌های مشروع مردم است گفت: اینکه قانون در حق کارگر اجرا نمی‌شود و قبل از آغاز به کار مجبور می‌شود تسویه‌حسابش را امضا کنند، مبلغ 150 هزار تومان حقوق می‌گیرد و رسید 300 هزار تومانی را امضا می‌کند، باید 8 ساعت در روز کار کند اما 12 ساعت کار می‌کنند و ده‌ها مورد دیگر که همگی حکایت از قانون‌شکنی دارد آیا خواسته‌ای نامشروع است که دولت عدالت‌محور به آن توجه نمی‌کند.
علی‌بیگی گفت: به عنوان نماینده کارگران، فریاد عدالت‌خواهی کارگران از پیمانکاران تامین نیروی انسانی را فریاد می‌زنم تا هیچ مسوولیتی بر دوش من باقی نماند و اما در فردای قیامت کارگران می‌مانند با پیمانکاران و مسوولانی که برای ادای حق کارگران هیچ اقدامی نکرده‌اند.
پایان پیام
مهدی فراحی فعال کارگری هشت ماه است درسلول انفرادى زندان اوين بسر مى برد

طى فراخوانى از سوى تشكل هاى مستقل كارگرى براى برگزارى روز جهانى كارگر (11ارديبهشت) و گراميداشت اين روز كه محل آن در ميدان آب نماى پارك لاله تعيين شده بود كارگران اصناف مختلف از اين فراخوان استقبال كرده و در روز 11 ارديبهشت در محل برگزارى جشن كارگرى حضور پيدا كردند ، با افزايش كارگران و خانواده هاى آنها تجمع در حال شكل گرفتن بود كه ناگهان نيروهاى انتظامى و لباس شخصى به جمع كارگران و خانواده هاى آنها حمله كردند که در نتيجه آن تعداد زيادى از شرکت کنندگان در مراسم روز کارگر دستگير و تعدادى نيز زخمی شدند. يكى از دستگير شدگان اول ماه مى آقای مهدى فراحى شانديز بود که اکنون هشت ماه از بازداشت وی مى گذرد و با وجود اينکه تمام دستگير شدگان 11 ارديبهشت (روز جهانی کارگر) با قرار وثيقه و كفالت آزاد شده اند آقای مهدى فراحى شانديز همچنان در زندان اوين بسر مى برد.

به گفته ی خانواده اين فعال كارگري، در طول اين مدت تنها چهار بار با وی ملاقات كرده اند که دو بار آن ملاقات حضوری و دو بار آن ملاقات كابينى بوده است. در کل مدت اين هشت ماه آقای مهدى فراحى شانديز در انفرادى نگهدارى مى شود و از لحاظ جسمى در شرايط بسيار سختى قرار دارد. در آخرين اقدام ناقض حقوق اوليه انسانی توسط مقامات حکومتی عليه اين فعال کارگری مسئولين زندان اوين با وجود آغاز فصل سرما از تحويل گرفتن لباس گرم از خانوده ی وی برای اين زندانی خودارى می کنند.

مسئولين دادگاه انقلاب برای ممانعت از آزادی آقای فراحی در ابتدا اقدام به صدور وثيقه ی سنگين 100 ميليون تومانی براى اين فعال کارگری می کنند و بعد از آنکه خانواده ی او با مشقت اين وثيقه را تامين می کنند به بهانه های مختلف از قبول وثيقه خودداری می کنند.

آقای آقای مهدى فراحى شانديز طى 20 روز گذشته از طرف شعبه12 دادگاه انقلاب به 9ماه حبس تعزيری محكوم شده و اين حكم به طور شفاهى در سلول انفرادی به ايشان ابلاغ شده است. جرم اعلام شده در پرونده ی اين فعال کارگری اقدام عليه امنيت ملی و شرکت در تجمعات غير قانونی می باشد. به گفته خانواده مهدى فراحى شانديز در آخرين ملاقاتى كه با وی داشته اند ضعف شديد جسمانی ايشان به وضوح قابل مشاهده بوده است. و همچنان پس از گدشت هشت ماه به دستور رئيس زندان اوين در انفرادى به سر مى برد.

از تمام كارگران، فعالين كارگري، فعالان و نهادهای حقوق بشري، فعالان جنبشهای اجتماعی و ... مى خواهيم براى آزادى آقای مهدى فراحى شانديز از هيچ كوششى دريغ نكنند چرا که خانواده ايشان در شرايط بسيار سختى به سر مى برد و قادر به پيگيری وضعيت ايشان نيستند. پر واضح است که هر آنکس با شرايط امروز ايران آشنا باشد معنی هشت ماه حبس در سلول انفرادی آنهم در شرايط سکوت و بی خبری محض را درک کرده و در برابر اين رفتار غير انسانی عليه يک فعال کارگری و عضوی از زحمتکشان جامعه ی ايران سکوت نخواهد کرد.


27 آذر 1388 03:37
بیاینه سه خانواده ی کارگر زندانی هفت تپه در خصوص مشکلات بوجود آمده با عنوان حمایت های مالی
روز شنبه 21 آذر ماه 1388 وقتی ما خانواده های کارگران زندانی نیشکر هفت تپه برای پیگیری پرونده به دادگاه مراجعه نمودیم تا شاید بتوانیم مقدمات اعطای مرخصی برای همسرانمان را فراهم کنیم با کمال تعجب قاضی پرونده به ما گفت)): شماره حسابی از طرف رییس هیات مدیره سندیکا در سایت های اینترنتی برای جذب کمک های مالی اعلام شده است. قبلا هم گروههای معاند جمهوری اسلامی به شما کمک کردند. و به همین دلیل تا آخرین روز حکم با مرخصی همسرانتان موافقت نخواهم کرد.))

با هزار امید نزد قاضی رفتیم . این سخن را شنیدیم وبه همین دلیل تصمیم گرفتیم تا نکاتی را به اطلاع عموم برسانیم :

بعد از گذشت دو سال از تلاش های کارگران هفت تپه که منجر به زندانی شدن همسرانمان شد.دیگر طاقت تحمل مشکلاتی بیشتر از این را نداریم ، با وجود اخراج همسران زندانیمان از کار حضور ایشان تسکینی بر دردهایمان بود که به بهانه یک حرکت فردی از این فرصت قانونی نیز محروم شده ایم .

در تمام این مدت نهادها و افراد بیشماری در حمایت ازتلاشهای کارگران هفت تپه اقداماتی انجام داده اند که بسیار قابل تقدیر می باشد و ما از همه آنها سپاسگزاریم، اما در اینجا اعلام می کنیم طی تماس هایی که از داخل زندان گرفته شده هیچ یک از کارگران زندانی با اعلام این شماره حساب موافق نبوده اند و ما نیز تا این لحظه هیچگونه کمک ما لی از این طریق دریافت نکرده ونمیکنیم. اعلام این حساب بانکی به ابتکار شخصی یکی از همکاران گرامی ما صورت گرفته بود و ما ضمن دفاع از حق ایشان در دریافت کمک به هر شیوه ای که خود مناسب میدانند، اعلام میکنیم که اقدامات خود را تنها در هماهنگی با سایر اعضاء سندیکا انجام خواهیم داد و مسئولیتی نیز در قبال حساب نامبرده نداریم.

همچنین کارگران زندانی در تماس خویش از زندان تأکید داشتند که از ابتدای فعالیتهای صنفی کارگری تا به اکنون هیچگونه کمکی که مغایر با موازین قانونی رایج باشد دریافت نکرده اند.

در آخر ما خانواده ها که نان آورانمان را در کنار خود نداریم از تمام انسانهای شریفی که نگران ما هستند کمال تشکر را داریم و آرزو می کنیم هر چه زودتر عزیزانمان به آغوش گرم خانواده باز گردند .

با سپاس فراوان
خانواده فریدون نیکوفرد
خانواده رمضان علیپور
خانواده محمد حیدری مهر

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

كيوی جای برنج و چای شمال را گرفت!



دنياي اقتصاد : از شمال كشور خبر رسيده كشاورزان براي پايان دادن به ماجراي «واردات برنج هندي» تصميم گرفته‌اند كشت برنج در زمين‌هايشان را براي هميشه متوقف كنند.

برنج‌كاران شمال از آنجايي كه خود را در جنگ با برنج‌هاي دانه‌بلند خارجي شكست خورده مي‌دانند مدتي است به كشت كيوي روي آورده‌اند. اما همين مدت كم، رضايت زياد برنج‌كاران از شغل جديدشان را به همراه داشته است.

كشاورزان شمالي مي‌گويند كشت كيوي كم‌دردسر است و درآمد آن نسبت به برنج مناسب‌تر است.
زمين‌هاي برنج در شهرهاي شمالي كشور درحالي زير كشت كيوي رفته كه در ماه‌هاي اخير مسوولان محلي خود را براي جشن خودكفايي برنج آماده مي‌كنند.

كيوي در ماه‌هاي اخير فقط زمين‌هاي برنج را اشغال نكرده است. چايكاران نيز به دليل مشكلاتي كه سال‌هاست با آن روبه‌رو هستند اكنون كشت كيوي را به چاي ترجيح مي‌دهند.

مشکلات موجود در بخش کشاورزی به ویژه در استان گیلان در سال‌های گذشته و روند تمام نشدنی آن تا به امروز، کشاورزان برنجکار و چایکار را بر آن داشته که به جای این دو محصول مهم، مزارع و باغات خود را به زیرکشت کیوی ببرند، چنانچه طی چند سال گذشته این روند سیر صعودی داشته است.
این در حالی است که رها شدن شالیزارها و باغات وسیع چای و تغییر کاربری آن‌ها در درازمدت؛ مشکلات اقتصادی مردم منطقه را دو چندان کرده است.

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

در نامه اي به رئيس جمهور اعلام شد؛
امروز کارگران با حقوق 263 هزار تومان باید هزینه‌های زندگی را تأمین کنند

در چنین وضعیتی که متوسط هزینه خانوار بیش از دو برابر این رقم بر اساس آمارهای موجود است چگونه می‌توان انتظار داشت که یک زندگی شرافتمندانه امکان‌پذیر باشد.

ايلنا: رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری خطاب به ریاست جمهوری در نامه اي به رئيس جمهوردر خصوص افزایش نابرابری‌ها و نگرانی از وخیم‌تر شدن زندگی کارگران و بیمه شدگان ابراز نگراني كرد.
جناب آقای دکتر احمدی نژاد ظهور دولت جنابعالی در سال 1384 اساساً به دنبال شعارهای عدالت محوری و نگاه به طبقات آسیب‌پذیر شکل گرفت. امروز نزدیک به 5/4 سال از آن زمان می‌گذرد حاصل عملکرد دولت حضرتعالی، قاعدتاً باید خود را در سفره‌های مردم نشان دهد. بعبارت دیگر کارگران و مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی که خانواده‌هایی نزدیک به 28 میلیون نفر را در خود جای می‌دهد باید بهبود وضعیت را هم مشاهده و هم لمس کنند.
در بخش شاغلین، امروز کارگران با حقوق 263 هزار تومان باید هزینه‌های زندگی خود را تأمین کنند این در حالی است که در بخش‌های متعدد همین حقوق را هم دریافت نمی‌کنند. در چنین وضعیتی که متوسط هزینه خانوار بیش از دو برابر این رقم بر اساس آمارهای موجود است چگونه می‌توان انتظار داشت که یک زندگی شرافتمندانه امکان‌پذیر باشد.
امروز به دلیل عدم تناسب درآمد و هزینه، بسیاری از نیازهای خانواده به فراموشی سپرده شده است. زمانی که باید گوشت را کیلویی 12،500 تومان و مرغ را 2،800 تومان و میوه و سبزیجات و لبنیات و غیره را با قیمتهای مشابه و غیر قابل قیاس با سبد درآمدی تهیه کنند و از طرفی نان را با افزایش قیمت نزدیک به 50 درصد طی یکماه گذشته فراهم نمایند چطور می‌توان انتظار داشت که وعده‌های شما عملی شده باشد. هزینه‌های مسکن ـ درمان ـ آموزش ـ خوراک و پوشاک بر اساس سیاستهای اعمال شده توسط دولت جنابعالی، آنچنان فشار را بر طبقات ضعیف و مزدبگیر افزایش داده که امروز سلامت روحی و جسمی خانواده‌ها دچار تهدید شده است و از همه مهمتر آنکه امید به بهبود وضعیت در آینده هم بر اساس سوابق تاریخی متصور نیست.
نکته مهم اینجاست که همه اقدامات که منتج به وضع کنونی شده با هزینه کردن از جیب فقرا صورت گرفته و منت آن بر سر آنان سنگینی می‌کند ولی آ نطرف وقتی به اغنیاء و صاحبان ملک و سرمایه نگاه می‌کنیم بهبود را به شکل افسانه‌ای در بین آنها می‌بینیم ورود کالاهای لوکس از جمله اتومبیل‌های بالای صد میلیون تومانی آنهم به تعداد زیاد نشان می‌دهد برخی توانایی مصرف این کالاها را دارند وقتی به مناطق مرفه نشین نگاه می‌کنیم برج­های سر به فلک کشیده را می‌بینیم که در سایه اجرای عدالت برای فقرا هر روز افراشته‌تر می‌شوند و مصالح ساختمانی آنها مستقیماً از خارج از کشور می‌آید. رفاه زدگی این چنینی در بین اغنیاء را حتی در مهد سرمایه‌داری هم مشاهده نمی کنید. این چگونه عدالت محوری است که ما شواهد غیر قابل انکار مصادیق فوق‌الذکر را که هر روز بدتر از دیروز می‌شود را مشاهده می‌کنیم و امروز قرار است یارانه‌ها قطع و شکل توزیع آن بر اساس قانونمندی جدید به اجرا درآید نگرانی جامعه کارگری و مستضعفین بیشتر شده است چرا که تاکنون شعار عدالت عملاً معکوس عمل کرده و تورم و رشد قیمتها به اغنیاء خدمت کرده است.
جناب آقای رئیس جمهور در حوزه سازمان تأمین اجتماعی متعلق به جامعه کارگری از زمانی که تحت نظارت حوزه ریاست محترم جمهوری قرار گرفته به جای بهتر شدن متأسفانه شاهد بدتر شدن شرایط خدمت‌رسانی این سازمان در حوزه‌های مختلف از جمله درمان مستقیم می‌باشیم بگونه‌ای که از زیر بار تعهدات درمانی مانند تأمین داروی بیماران خاص شانه خالی می‌نمایند و آنرا جزء تعهدات دارویی سازمان نسبت به بیماران مذکور ندانسته و کارگران بیمار را به جیب بی‌پول آنها حواله می‌دهند.
جناب آقای رئیس جمهور سازمان تامین اجتماعی در طول تاریخ حیاتش سابقه نداشته که داروخانه‌های طرف قرارداد، بخشنامه صادر کنند که از پذیرش دفترچه‌های متعلق به تأمین اجتماعی معذور هستیم اما در مقطعی که مدیریت سازمان، مستقیم زیر نظر جنابعالی قرار گرفته متأسفانه این وضعیت اتفاق افتاده و چهره خوش حسابی سازمان که سالها بعنوان یک طرف خوش حساب در پیش بخش خصوصی و دولتی مطرح بود بعنوان یک مجموعه بدهکار و بدحساب تداعی شده است.
آقای رئیس جمهور از حضرتعالی انتظار داریم قبل از اینکه شرایط به بحران اجتماعی تبدیل شود چاره‌ای اندیشید و دستور پرداخت مطالبات سازمان را به جهت عمل به تعهداتش صادر فرمائید .

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

شعری برای جانباختگان راه آزادی

هیلا صدیقی
به روی لینک زیر کلیک کنید

http://www.youtube.com/watch_popup?v=79V_giLvSz0


گزارش تکان دهنده عفو بين الملل


اورا 58 روز درکهريزک در يک کانتينر نگه داشتند و به او گفتند اگر ,اقرار, نکند به پسرش تجاوز خواهند کرد.

بيانيه مطبوعاتی

ممنوعيت انتشار تا: ساعت 12:01 نيمه شب به وقت گرينويچ، 10 دسامبر 2009
زبان اصلی: انگليسی
عفو بين الملل: ايران پس از انتخابات شاهد شديدترين خشونت در 20 سال گذشته بود
عفو بين الملل امروز در گزارش تازه ئی پس از انتخابات رياست جمهوری در خرداد گذشته گفت: نقض حقوق بشر در ايران در حال حاضردر بدترين وضعيت در 20 سال گذشته است.
حسيبا حاج صحراوي، معاون برنامه خاورميانه و آفريقای شمالی گفت: ,رهبری ايران بايد تضمين کند که اتهامات فراوان شکنجه، شامل تجاوز، قتل های غيرقانونی و ديگر تعدی ها به طور کامل و مستقلا مورد تحقيق قرار گيرد.,
,اعضای نيروهای شبه نظامی و مسئولانی که مرتکب تعدی ها شده اند بايد سريعا پاسخ گوی اعمالشان باشند و به هيچ وجه نبايد کسی اعدام شود.,
عفو بين الملل از مقام رهبری ايران آيت الله خامنه ای می خواهد به دو کارشناس اصلی حقوق بشری سازمان ملل برای کمک به انجام تحقيقات اجازه بازديد از ايران بدهد.
حسيبا حاج صحراوی گفت: ,مقام رهبری بايد به دولت دستور دهد گزارشگران سازمان ملل برای شکنجه و اعدام های فوری و خودسرانه را برای کمک به تضمين دقت و استقلال تحقيقات به ايران دعوت کند.,
,تحقيقات مقامات ايرانی تا به امروز ظاهرا بيشتر به قصد سرپوش گذاشتن بر تعدی ها بوده است تا کشف حقيقت.,
گزارش تازه نمونه هايی از تعدی های مقامات ايران را شرح می دهد که پيش از انتخابات خرداد، در طی آن و پس از آن با اعزام نيروی شبه نظامی بسيج و سپاه پاسداران به سرکوب اعتراض های توده ئی در مخالفت با نتايج انتخابات پرداختند.
گزارش شامل شهادت هايی از افرادی است که در طی اعتراض ها بازداشت شده اند و بعضی از آنها پس از آن ناگزير از فرار از کشور گشته اند.
يکی از بازداشتيان پيشين می گويد او را در تمام مدت 58 روز در بازداشتگاه بدنام کهريزک در يک کانتينر حبس کرده بودن و تنها پس از 43 روز اجازه تماس با خانواده اش را به او دادند.
در طی بازجويی به او گفته شد که پسرش نيز بازداشت شده و در صورتی که خود او ,اقرار, نکند به پسرش تجاوز خواهد شد. سپس او را به قدری با باتوم کتک زدند تا از هوش رفت. به گفته او بيش از 70 بازداشتی ديگر در کانتينر در کنار او بوده اند.
يک بازداشتی پيشين ديگر، به نام علی خردنژاد، می گويد او امير جوادی فر، يک دانشجو، را با لباس های پاره و پيشانی خونين ديده است و بعدا مطلع شده که او در اثر شکنجه و اذيت و آزارهای ديگر در طی بازداشت کشته شده است. پس از آن بود که اين بازداشتی تصميم گرفت با وجود خطر مشاهداتش را بيان کند.
حسيبا حاج صحراوی گفت: ,مقامات بايد نشان دهند که دست از تعدی های انجام شده در تابستان گذشته برداشته اند. آنها اکنون بايد تضمين کنند که روش های برقراری نظم در اعتراض ها کاملا با موازين بين المللی اجرای قانون سازگار است و بسيج و ديگر نيروهای خشن را از خيابان ها بيرون ببرند.,
,تمام کسانی که دستگيريا بازداشت می شوند بايد از شکنجه يا ديگر اذيت و آزارها محفوظ بمانند، زندانيان عقيدتی بايد آزاد شوند و تمام کسانی که در محاکمه های ناعادلانه ـ شامل ,محاکمه های فرمايشی, که مضحکه ئی از عدالت بود ـ محکوم شده اند، يا بايد پرونده شان مورد بازنگری قرار گيرد يا آزاد شوند. تمام احکام اعدام بايد کاهش يابد و تمام کسانی که هنوز محاکمه نشده اند بايد از محاکمه های عادلانه برخوردار شوند.
سرکوب اعتراض ها ادامه داشته است. در طی سه هفته پيش از 16 آذر، روز ملی دانشجو در ايران، ده ها تن از فعالان بازداشت و عده¬ئی ديگر از تحصيل محروم شدند و در آن روز شرکت کنندگان در تظاهرات با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتند و بيش از 200 نفر دستگير شدند.
تحقيقات بين المللی
سطح تحقيقات دولتی که تاکنون انجام شده، بيشتر به نظر می رسد به قصد پنهان کردن حقيقت باشد تا آشکار کردن آن.
مقامات ايرانی دو هيأت را برای تحقيقات در باره بحران پس از انتخابات از جمله رفتار با بازداشتيان تعيين کرده اند: يک کميسيون مجلس و يک هيأت سه نفره قضايی.
جزئيات کامل ماموريت و اختيارات اين دو هيأت اعلام نشده و يافته های هيأت مجلس نيز منتشرنشده است.
مانفرد نواک، گزارشگر ويژه سازمان ملل برای شکنجه وفيليپ آلستون، گزارشگر ويژه سازمان ملل برای اعدام های فراقضايي، فوری و خودسرانه درخواست سفر به ايران کرده اند و هنوز در انتظار جواب مقامات به سر می برند.
حسيبا حاج صحراوی گفت:,اين وظيفه مقامات است که به موارد گسترده نقض حقوق بشر درطی ناآرامی ها به روشی آشکار، شفاف و پاسخگويانه رسيدگی کنند.,
رقم رسمی کشته شده گان در خشونت های پس از انتخابات 36 نفر اعلام شده است. مخالفان رقم مربوطه را بيش از 70 نفر اعلام کرده اند.
پس از انتخابات، حداقل 4000 نفر در سراسر ايران دستگير شدند. در هنگام نگارش اين گزارش، حداقل 200 نفر در زندان باقی مانده اند و برخی از آنها پس از فروکش کردن ناآرامی اوليه دستگير شده اند.
پايان/
يادداشت برای سردبيران

با وجود درخواست های متعدد، از زمان کوتاهی پس از انقلاب سال 1357 تا کنون، مقامات ايرانی مانع ديدار عفو بين الملل از ايران برای تحقيق در باره نقض حقوق بشر در طی 30 سال گذشته شده اند. در حداقل پنج سال گذشته، سفارت ايران در لندن نيز بارها از ديدار يا نامه نگاری با عفو بين الملل سر باز زده است.
برای درخواست مصاحبه با يکی از اعضای گروه تهيه اين گزارش در عفو بين الملل لطفا با شماره تلفن 442074135566+ يا نشانی پست الکترونيکی press@amnesty.org تماس بگيريد.
سند عمومی
****************************************
برای اطلاعات بيشتر با دفتر مطبوعاتی عفو بين الملل در لندن، انگلستان تماس بگيريد: شماره تلفن 442074135566+ يا نشانی پست الکترونيکی press@amnesty.org

گزارش های موردی

مورد 1
ترانه موسوي، 28 ساله، در روز 7 تير به همراه بيش از 2000 نفر تظاهرکننده ديگر برای بزرگداشت کشته شده گان ناآرامی ها به مسجد قبا در شمال مرکزی تهران رفت.
در آن روز عفو بين الملل گزارش های مختلفی دريافت کرد حاکی از اين که نيروهای امنيتی خيابان های اطراف مسجد را بستند و ده ها نفر را دستگير و پس از بازجويی در محل آزاد کردند. در حدود 40 نفر گويا به بازداشتگاهی در خيابان پاسداران در نزديکی منتقل و در اتاق بزرگی بازداشت شدند. برخی از آنها مورد بازجويی قرار گرفتند.
گفته می شود که ترانه موسوي، مثل بسياری ديگر، پس از بازجويی آشفته و پريشان بود، گرچه معلوم نيست به او چه گفته شده است. سپس برخی از بازداشتيان را از آنجا احتمالا به زندان اوين و برخی ديگر را به يک کلانتری منتقل کردند. گويا ترانه موسوی در آنجا باقی ماند.
از اطلاعات گردآوری شده به وسيله عفو بين الملل چنين برمی آيد که او در حدود پنج ساعت پس از دستگيری ناپديد شده است. چند روز بعد، پدر و مادر او از طريق يک تلفن کننده ناشناس مطلع شدند که به او تجاوز شده و او پس از سعی به خودکشی به بيمارستان امام خمينی در کرج منتقل شده است.
پدر و مادر او در بيمارستان متوجه شدند که نام او در بيمارستان ثبت نشده است. به آنها گفته شد که يک پرستار شخصی با مشخصات ترانه موسوی را ديده است، اما او را در حال بيهوشی از آنجا برده اند.
بنا به گزارش های تاييد نشده، ترانه موسوی در روزهای بعد در زندان اوين مورد اذيت و آزار قرار گرفته، اما معلوم نيست که چه زمانی اين اتفاق افتاده است.
بنا به گزارش، يک مقام ناشناس هجده روز پس از دستگيری او به پدر و مادرش اطلاع داده که يک جنازه سوخته که مشخصاتش با مشخصات ترانه موسوی تشابه دارد در بيابان های بين کرج و قزوين پيدا شده است.
خانواده او که تحت تهديد قرار گرفته بودند تا در باره سرنوشت دخترشان علنا حرفی نزنند برای تحويل گرفتن جنازه به قزوين رفتند. در آن زمان، پدر و مادر او به شدت مضطرب بودند و هيچ حرفی نمی زدند، حتا نمی گفتند که او را در کجا دفن خواهند کرد.
در روز 26 تير، وبلاگ نگارها به مورد ترانه موسوی پرداختند و آن را با کميته پيگيری تعدی های پس از انتخابات تحت هدايت مهدی کروبی و مير حسين موسوی مطرح کردند. گمان می رود که مقامات زمانی که به زور اين کميته را در ماه سپتامبر تعطيل کردند، اسناد مربوط به ترانه موسوی را نيز ضبط کردند.

مورد 2
ابراهيم مهتري، 26 ساله، دانشجوی کامپيوتر است که قبلا از ادامه تحصيل محروم شده بود. او در ماه نوامبر از رنج و عذاب خود برای عفو بين الملل گفت.
مهتری در تاريخ 29 مرداد در جلوی دفتر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی دستگير شد. اسلحه¬ئی را به سوی او نشانه رفتند و او پس از شوک الکتريکی از حال رفت.
او می گويد او را به محلی در شرق تهران بردند که به يک اردوگاه نظامی می ماند. او را در سلولی به اندازه های تقريبی 3/1 در 2 متر تنها گذاشتند که در تابستان گرم تمام مدت چراغی در آن روشن بود. از نوشته های روی ديوار آشکار بود که عده زيادی به تازگی دستگير شده بودند.
او را منظما با چشمان بسته برای بازجويی می بردند. در آنجا او را به ,همکاری با شبکه های فيس بوک, و وبگاه های متعلق به مخالفان، اعتراض به نتيجه انتخابات و همکاری با سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی متهم کردند.
بازجويان مرتب در حال فيلم برداری از او می خواستند که ,اعترافات, خود را بنويسد و گاهی نيز دوربين را خاموش می کردند و به شکنجه او مشغول می شدند.
او می گويد: ,آنها بارها به صورتم می زندند؛ زير چشمانم، روی گردنم و سرم را با سيگار سوزاندند. مرا از سر تا پا از جمله بازوان و پاها مورد ضرب و شتم قرار دادند. مرا تهديد به اعدام و تحقيرم کردند...,
او شرح داد که چطور در اثر يک ضربه مشت به دهانش يکی از دندان هايش شکسته و شکنجه گران يک شيئی باريک را در سوراخ های بينی و مقعد او فرو کرده اند. سرانجام او ,اعترافاتی, را که آنها می گفتند امضا کرد. تنها در روز آخر بازداشت، در حالی که به زحمت به هوش بود، به او اجازه دادند با پزشک ديدار کند.
ابراهيم مهتری پنج روز پس از بازداشت آزاد شد. او را با اتومبيل به خيابانی بردند و در حال خونريزی و نيمه بيهوش بيرون انداختند. معاينه در پزشکی قانونی که در حالی انجام شد که روشن نبود او کيست، ادعای او در مورد شکنجه را تاييد و مستدل کرد. در اين معاينه معلوم شد که در جاهای مختلف بدن او، از جمله در اطراف مقعدش، کبودی و سياه شدگي، سائيدگی و سوختگی وجود دارد.
اما به محض اين که مشخص شد که جراحت های او در اثر شکنجه به وسيله ماموران دولتی به وجود آمده و نه در پی آدم ربايی به وسيله جنايتکاران، تمام اسناد و مدارک ناپديد شد، به استثنای کپی گزارش پزشکی که ابراهيم مهتری توانسته بود کپی کند و پيوست اين گزارش است.
مقامات از تحقيق در باره ادعاهای ابراهيم مهتری سر باز زده اند و به او و خانواده اش گفته اند که در صورتی که درباره شکنجه هايش چيزی بگويند عواقب شديدی در انتظارشان خواهد بود.
مورد 3
عفو بين الملل از طريق فعالان حقوق بشر در ايران، گروهی که در باره نقض حقوق بشر در ايران گزارش می دهد، از يک مورد ديگر شکنجه مطلع شده است.
يک بازداشتی ناشناس در باره تعدی به او در بازداشتگاه کهريزک سخن می گويد. او را 58 روز در کانتينری در آنجا نگه داشته اند و تنها در روز چهل و سوم به او گفته اند در کجاست و اجازه داده اند با خانواده اش تماس بگيرد.
,به ما دستبند و چشم بند زدند و با کاميون به محلی ناشناس بردند... ما را به زيرزمين بردند... وقتی که چشم بندم را برداشتند، فهميدم که در داخل يک کانتينر هستم. يک چراغ 100 وات و يک مجرای هوا برای ورود هوا در آنجا بود. در داخل کانتينر 75 نفر بوديم.
,در يکی از جلسات بازجويي، فيلمی از پسرم در خيابان های تهران نشانم دادند. بازجويم گفت که پسرم را بازداشت کرده اند و اگر من اعتراف نکنم به او تجاوز خواهند کرد. پس از تماشای فيلم اختيارم را از دست دادم و شروع کردم به فرياد کشيدن. به آنها التماس کردم به پسرم کاری نداشته باشند. به قدری مرا با باتوم زدند که از هوش رفتم و مرا به کانتينر برگرداندند.,
پايان

برگرفته از سایت روشنگری

اعطای تندیس حقوق بشر به آیت الله منتظری



کانون مدافعان حقوق بشر از آیت الله منتظری به خاطر دفاع از"کرامت واقعی انسان" تمجید کرد
همزمان با روز جهانی حقوق بشر، کانون مدافعان حقوق بشر ایران آیت الله منتظری را "تلاشگر حقوق بشر" در سال 1388 نامید.

بر اساس این خبر که در وبسایت رسمی آیت الله منتظری منتشر شد برخی از اعضای این کانون و نیز چهره های سرشناس سیاسی از جمله عبدالفتاح سلطانی، ابراهیم یزدی، تقی رحمانی، نرگس محمدی و حبیب الله پیمان با حضور در منزل آیت الله منتظری تندیس حقوق بشر را به او اهدا کردند.

نرگس محمدی از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر با قرائت بیانیه کانون گفت آیت الله منتظری "در زمینه های نظری و عملی و با نادیده انگاشتن مقام و قدرت دنیوی و برخورداری های ناشی از آن، از حق و کرامت واقعی انسان دفاع کرد."

وی افزود: "مواضع فقهی ایشان در مورد حقوق شهروندی همه ایرانیان، تکیه و تاکید بر مشروعیت حکومت بر اساس آراء مردم و دفاع از حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشکار است."

آیت الله منتظری در زمینه های نظری و عملی و با نادیده انگاشتن مقام و قدرت دنیوی و برخورداری های ناشی از آن، از حق و کرامت واقعی انسان دفاع کرد.
کانون مدافعان حقوق بشر

'مخالفت با اعدام های بی رویه'
در ادامه این بیانیه تاکید شده "آنچه کانون را در تقدیم این جایزه به شخصیت برجسته و علمی آیت الله ترغیب نموده، مواضع عملی ایشان است از جمله مخالفت با اعدام های بی رویه در سالهای 1360 و 1367، مخالفت با سخت گیری حکومت علیه شهروندان و دفاع همه جانبه، شجاعانه و مقتدرانه ایشان از جنبش سبز مردم ایران."

عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری نیز با اشاره به "تعطیلی کانون" خطاب به آیت الله منتظری گفت: "برای همین بنا گذاشتیم خدمت رسیده از شما که از قدیم الایام در راستای تحقق حقوق بشر از دیدگاه اسلام فعال بوده اید و عملا از حقوق زندانیان از سال 1360 به بعد دفاع کرده اید و بر کاهش فشار بر آنان با هر ایده، فرقه و فکری موثر بوده اید و حتی از حقوق کسانیکه گفته می شود فرزند شما را به شهادت رسانده اند دفاع کردید، لازم دیدیم از شما تقدیر و تشکر کرده و بطور مرسوم یک جایزه را تقدیم کنیم."

متاسفانه بین زن و مرد، پیر و جوان هم تفاوتی قائل نشده اند. حتی زنها و دخترها را بیشتر کتک زده اند. آقایان می گویند این کارها را برای حفظ نظام انجام می دهند.
آیت الله منتظری

'این کشور مال ما مردم است'
آیت الله حسینعلی منتظری در این دیدار گفت "نظام را می خواهیم که در سایه آن احکام اسلامی اجرا شود نه اینکه به بهانه حفظ نظام احکام اسلامی و شرعی زیر پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد."

وی در واکنش به وقایع و خشونتهای هفته ها و ماه های اخیر در ایران گفت: "شما به چه مجوزی مردم را کتک می زنید؟ برای این که شما را قبول ندارند؟ خب قبول نداشته باشند. مگر شما خدایید یا پیامبرید؟ آنچه که شما به نام اسلام و دین انجام می دهید موجب بدنامی برای اسلام می شود. چرا با مردم، تند و خشن برخورد می کنید؟"

آیت الله منتظری در ادامه این دیدار گفت: "هیچ یک از برخوردهایی که با مردم شد شرعی و قانونی نیست و آمرین و عاملین ضامن و بدهکار مردم هستند. متاسفانه بین زن و مرد، پیر و جوان هم تفاوتی قائل نشده اند. حتی زنها و دخترها را بیشتر کتک زده اند. آقایان می گویند این کارها را برای حفظ نظام انجام می دهند."

یکی از هموطنان کردمان آقای احسان فتاحیان را دفعه اول به 10 سال زندان محکوم کردند، پس از تحمل زندان ایشان را اعدام کردند! در حالیکه دادگاه تجدید نظر حق ندارد مجازات را تشدید کند.
آیت الله منتظری

وی با مقایسه زندان شاه با وضعیت فعلی گفت: "زمانی که ما در رژیم سابق زندان بودیم روزی ازغندی که بازجوی ما بود به زندان آمد و عباس اشراقی را دستش را گرفت و برد. به او گفتم عباس را کجا بردی؟ گفت: آزادش کردم. چون حالت صرع دارد و اگر در زندان بمیرد در مجامع بین المللی برایمان مشکل درست می کنند. آنها عاقلانه برخورد می کردند ولی این آقایان آقای بهزاد نبوی را که داخل زندان نبود و برای عمل جراحی و معالجه چند روزی مرخصی داده بودند، در حال بیماری به زندان عودت دادند. آیا این عمل عاقلانه است؟ یکی از هموطنان کردمان آقای احسان فتاحیان را دفعه اول به 10 سال زندان محکوم کردند، پس از تحمل زندان ایشان را اعدام کردند! در حالیکه دادگاه تجدید نظر حق ندارد مجازات را تشدید کند."

آیت الله منتظری افزود: "والله این کشور مال ما مردم است و ما به کشورمان علاقه داریم. ... کشور مطابق رای و نظر مردم باید اداره شود. امام حسن (ع) طی نامه ای به معاویه می نویسد: پس از رحلت پدرم "ولانی المسلمون الامر من بعده" یعنی: پس از شهادت پدرم علی (ع) مردم مرا ولی و حاکم قرار دادند. ایشان به معاویه نمی گوید: "من حاکم هستم چون امام معصوم هستم. بلکه رای و اقبال مردم را مطرح می کند. پس همه کاره مردم اند."

۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

جایزه صلح به اوباما محکومیت جنگ طلبی جرج بوش است

امسال به اوباما رئیس جمهور آمریکا، جایزه صلح را تقدیم کردند. تصمیم در مورد اعطای جایزه صلح همیشه سیاسی بوده است، زیرا که مسئله جنگ و صلح، حقوق بشر و نقض آن و یا هر مسئله ای که بنحوی از انحاء در رابطه با مسائل اجتماعی است طبیعتا امری سیاسی است و جنبه طبقاتی دارد. حتی اعطای جایزه نوبل فیزیک و شیمی که صرفا یک امر علمی و غیر طبقاتی تلقی می شود، می تواند براحتی طبقاتی شود. زیرا هیات داوری می تواند بدلایل سیاسی و طبقاتی این جایزه را در شرایط تقریبا مساوی از یک دانشمند فلسطینی و یا لبنانی و عرب دریغ کرده به یک دانشمند اسرائیلی و یا آمریکائی بدهد. حتی می تواند به زخاروف منتقد دستگاه شوروی که دانشمند فیزیک بود ببخشد، زیرا که دانش فیزیک وی در متن تشدید تضادهای امپریالیستی ابزار تبلیغاتی خوبی برای رقابت ابرقدرتها محسوب می شد. جایزه صلح و ادبیات ولی دو جوایزی هستند که بیشترین اعمال نفوذ سیاسی در آنها صورت می گیرد. جایزه صلح را زمانی به هنری کیسینجر بخشیدند که دستش تار آرنج بخون خلقهای جهان و بویژه خلق شیلی آغشته بود و در همدستی با پینوشه و کشتن آلینده رسوای خاص و عام گردید. یکی دیگر از دریافت کنندگان جایزه صلح تروریست جنایتکار مناحم بگین صهیونیست بود. فریدریک ویلهلم دِ کلرک در افریقای جنوبی پس از سالها حمایت از رژیم آپارتاید با تغییر سیاست استراتژیک امپریالیستها و نژاد پرستان بیکباره به فواید مبارزه با نژادپرستی پی برد و هوادار ماندلا گردید و باین ترتیب جایزه صلح را از آن خود کرد. اینکه به گورباچف و دالای لاما جایزه صلح ندهند بسیار شگفت می نمود زیرا بهترین خدمتها را به امپریالیستهای غرب کرده اند و می کنند. گورباچف نه تنها جایزه صلح را گرفت افتخار این را نیر پیدا کرد که عرقی را نیز بنام ودکای گورباچف به نامش ثبت برسانند و فکر جیبش را هم بکنند. اسحاق رابین و شیمون پرز صهیونیست برای پرده پوشی از ماهیت یک رژیم اشغالگر جایزه صلح گرفتند، در حالیکه آنها مظهر جگ و اشغالگری در منطقه هستند. مارتی اهتیزاری فنلاندی که مظهر خرابکاری و تامین منافع امپریالیستها در یوگسلاوی سابق بود و برای تجزیه یوگسلاوی آخرین خرابکاری خویش را تحت نام برقراری صلح بانجام رسانید از کمیته اعطای جایزه صلح دستمزد خویش را دریافت کرد. حال نوبتی هم که باشد نوبت آقای بارک اوباماست.
اعطای جایزه صلح به رئیس جمهوری که تازه دارد در قنداق ریاست جمهوری دست و پا می زند و تمام فعالیتش در پیش روست تا در پشت سر، اوج اتخاذ یک تصمیم روشن سیاسی است. تعداد 204 نفر قبل از آقای اوباما برای این کار برگزیده شده بودند و در فهرست اسامی قرار داشتند. صورت اسامی نامزدهای دریافت جایزه صلح درست دو هفته قبل از روی کار آمدن آقای اوباما بسته شده است. با زبان ساده تر هیات داوران باید قضاوت خویش را نه بر اساس چند ماه کوتاه فعالیت سیاسی آقای اوباما بلکه بر پایه دو هفته فعالیت وی بعد از روی کار آمدنش بگذارند. کارنامه این دو هفته از چند تا جشن و دید و بازدید تجاوز نمی کند.
آقای اوباما هرگز اعلام نکرده است که خاک عراق را ترک خواهد کرد و قشون تجاوزکار امپریالیست آمریکا را از منطقه بیرون می کشد. عقب نشینی سربازان آمریکائی به پادگانهای خویش و یا به کویت و خروج از شهرها، در کنار توافقنامه استعماری حمایت از رژیم دست نشانده عراق و دخالت مستقیم در اوضاع داخلی این کشور به معنی ترک خاک عراق نیست به معنی ادامه اشغال به صورتهای نوین دیگر است. تجاوز به عراق که برای نظارت کامل بر منطقه و منابع عظیم انرژی آن بود ناشی از اشتباه فردی جرج بوش نبود که اوباما برای بر طرف کردن آن بر سر قدرت بیاید. منافع راهبردی امپریالیست آمریکا در آن است که نظارت کامل خویش را بر منطقه داشته باشد و اوباما این سیاست راهبردی را با زبان دیگر ادامه می دهد. پس ادامه اشغال عراق و سرکوب نهضت انقلابی مردم این کشور نمی تواند دلیلی برای اعطای جایزه صلح به آقای اوباما باشد.
آقای اوباما نه تنها قصد ندارد از اشغال سرزمین افغانستان دست بکشد بلکه بر آن است که باید قوای امپریالیستها و ناتو را در آنجا تقویت کند و ادامه اشغال را تا زمانیکه نیاز به آن چه از نظر سیاسی-نظامی و چه از نظر اقتصادی هست ادامه دهد. هر روز سربازان آمریکائی صدها نفر مردم بیگناه و غیرنظامی افغانی را در مجالس عروسی و عزا می کشند و سربه نیست می کنند. کار تجاوز به افغانستان که در آن یک حکومت دست نشانده بنام کرزای بر سر کار آورده اند به آنجا کشیده است که این سرزمین سرپلی برای تجاوز به خاک پاکستان شده است. امپریالیستها ازتجاوز به پاکستان و قتل عام مردم این منطقه ابائی ندارند. پس ادامه اشغال افغانستان، کشتار مردم غیر نظامی و گسترش تجاوز به سرزمین پاکستان نمی تواند دلیلی برای اعطای جایزه صلح باشد.
اوباما قبل از به قدرت رسیدن از بستن شکنجه گاه “گوانتانامو“ و زندانهای مخفی سازمان “سیا“ سخن می گفت. وی می خواست شکنجه گران را مجازات کند. پس از کسب قدرت بیکباره سخنانش تغییر کرد. از مجازات شکنجه گران سخنی در میان نیست و به زعم وی آنها وظایف خویش را انجام داده اند. ولی از شکنجه آمرین شکنجه هم خبری نیست که این دستورات را صادر می کردند. حال معلوم شده که درِ زندان گوانتانامو را نیز نمی بیندند و بیش از صد نفر از اسراء را بدون اعلام جرم و تفهیم دلیل اسارت به متهم، به صورت خودسرانه و غیر قانونی در زندان گوانتانامو نگاه می دارند تا در زیر پایشان علف سبز شود. پس نمی توان مدعی شد آقای اوباما بدلیل حمایت از اصول اساسی انسانیت و دفاع از حیثیت و کرامت انسانی موفق بدریافت جایزه صلح نوبل شده است.
اوباما به سیاست سلف خویش را در محاصره غیر قانونی کشور مستقل کوبا ادامه می دهد. امپریالیست آمریکا با گردن کلفتی و علیرغم مخالفت همه دنیا به زور کشور کوبا را محاصره کرده و مردم این کشور را گرسنگی می دهد و در کار توسعه کوبا خرابکاری می نماید. همین روش جنایتکارانه را امپریالیست آمریکا در مورد ایران با قطعنامه های غیر قانونی و تحمیلی ادامه می دهد. ما می دانیم که گرسنگی دادن به ملت فلسطین در نوار غزه به این بهانه که آنها در یک انتخابات دموکراتیک سازمان حماس را انتخاب کرده اند امر تازه ای نیست. صهیونیستهای اسرائیلی با دست حمایت امپریالیست آمریکا این سیاست را اعمال کرده و به آن ادامه می دهند. پس آقای اوباما نمی تواند به علت احترام به حق حاکمیت ملل و اصول دموکراسی چنین جایزه ای را به کف آورده باشد با توجه به اینکه هنوز نیروهای مسلح آمریکائی در محاصره کشور لبنان و تجاوز به حق حاکمیت ملی این مردم سهیمند و آنرا ادامه می دهند.
آقای اوباما در سخنرانی خویش در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای ایجاد فشار علیه ایران و کره شمالی بیکباره هوادار خلع سلاح اتمی در جهان شد. این سخنان بسیار به دل می نشیند زیرا این خواست میلیاردها مردم جهان است که علیرغم مخالفت امپریالیستها آنرا تا بحال مطرح می کرده اند. آقای اوباما ولی فقط در حرف خواهان خلع سلاح اتمی است بدون اینکه گامی در این جهت بردارد و به تعهداتش در مورد قرارد داد ان. پی. تی.(منع گسترش سلاحهای اتمی) که اجرای آنرا از ایران می طلبد احترام بگذارد و عمل کند. حرف مفت که مالیات ندارد بویژه اگر توجه کنیم که آقای اوباما قصد دارد حتی تا آخر عمرش برای این کار مبارزه کند. مگر کسی جلوی امپریالیست آمریکا را گرفته است که در این عرصه پیشدستی نمی کند. مگر آقای اوباما برای این کار خیر نیازی به یک عمر مبارزه دارد؟ از این گذشته خلع سلاح اتمی اگر جدی است باید از ابرقدرتها شروع شود حال آنکه امپریالیست آمریکا حتی تا به امروز به هندوستان برای دستیابی به فنآوری بهتر فیزیک هسته ای یاری می رساند و با آنها قرارداد همکاری متقابل منعقد کرده است. امپریالیست آمریکا تنها صاحب بمبهای اتمی نیست، صاحب بمبهای هیدروژنی و نویترونی نیز هست. ما از سلاحهای میکروبی و شیمیائی آنها سخن نمی رانیم. این است که مسخره می نماید تنها بیک چک بی محل دلخوش کنیم و چهره جنگ افروز و جنایتکارنه این امپریالیست را فراموش نمائیم.
اکنون نه ماه بیشتر نیست که اوباما بر سر کار آمده است. در این نه ماه خیلی زود است که بتوان در مورد وی و اعمالی که در پیش دارد شتابزده به داوری نشست. وی کدام ترازنامه مثبتی را تا کنون از خود بجای گذارده است که باید کسب چنین جایزه ای را موجه جلوه دهد؟
کمیته اعطای جایزه نوبل در توضح دلایل خویش می آورد: “اوباما به خاطر تلاشهای فوق العاده اش بخاطر تقویت دیپلماسی جهانی و بخاطر تقویت همکاری ملل لایق“ دریافت جایزه صلح است و در ادامه دلایل اعطای جایزه می آورد: “بندرت اتفاق افتاده که شخصی باندازه اوباما توجه جهان را بخود جلب کند و به انسانها امید به آینده بهتر را بدهد“. صرفنظر از این نوع استدلال که طبیعتا نتیجه صحنه سازی سیاست خارجی آمریکاست در این عبارات آرزوی خفته اروپائی ها بر زبان آورده می شود. زیرا چنین عباراتی در مورد ریاست جمهوری آمریکا که تنها نه ماه بر سر کار است و با دو هفته سابقه کار کوتاه مدت بر فهرست اسامی نامزدهای دریافت جایزه صلح افزوده شده است گزافه گوئی محض و دنباله روی کورکورانه و اعلان پشتوانه ناب و صدور یک چک بی محل است. اروپائیها در حقیقت بیان می کنند که انتظارات آنها از آقای اوباما چیست و نه اینکه وی چه کاری انجام داده است. اروپائیها در حقیقت دست اوباما را در آغاز یک جنگ جدید می بندند زیرا که در آن صورت وی نخستین رئیس جمهوری “صلح طلبی“ خواهد بود که به جنگ دست زده است.
بنظر می رسد اعطای جایزه نوبل صلح به اوباما دلایل دیگر دارد و بیشتر بیان نارضائی امپریالیستهای اروپا و روسیه از سیاستهای خانمان بر افکن و فوق ارتجاعی جرج بوش بوده است که یک تنه از خود دنیای ویرانی در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی با اعتقاد به نئولیبرالیسم اقتصادی برجای گذارد. این سیاست فاجعه آمیز در کادر نظم نوین جهانی و سیاست بازدارنده و تهدید آمیز به کشتار میلیونها مردم جهان منجر شد. دروغ و ریاکاری بی شرمانه در تمام عرصه ها میدان دار بود. حتی در میان ما ایرانیها کیهان لندنی مظهر این دروغگوئی، جعل اخبار، روحیه جنگ طلبی و تحریک برای حمله به ایران و کشتار مردم میهن ما بود. آبشخور آنها همان منابع جرج بوشی و پس مانده خاندان ننگین و منفور پهلوی بودند. اروپائی ها از این سیاست قلدرمنشی و نگهداشتن جهان بر لب پرتگاه جنگ دل پری داشتند ولی زبانشان الکن بود. آنها رقابت امپریالیستی را در شرایط ناتوانی قابل قیاس نظامی در رقابت اقتصادی می بینند و با این روش تلاش می کنند از نفوذ امپریالیست آمریکا بکاهند و خود را از زیر یوغ آنها خلاص کنند. جرج بوش می خواست سیاست خویش را در رقابت و مقابله با اروپا و روسیه به نتیجه برساند و با زبان تحقیر، تهدید و گلوله با دیگران سخن می گفت. وی از اروپای پیر حرف می زد و کثیفترین رهبران خودفروخته اروپائی را نظیر برلوسکونی و آزنار رهبر دزد اسپانیا و سایر رهبران خود فروخته ممالک اروپای شرقی نظیر لهستان کاتولیک را نمایندگاه اروپای مدرن جا می زد. جنگ گرجستان را راه انداخت و می خواست نظم نوین جهانی را بدون شرکت اروپا برقرار کند. امپریالیست آمریکا با دلار بی پشتوانه به جنگ دست می زد و دلار چاپ می کرد و البته در آینده هم خواهد کرد و بار سنگین جنگ را بدوش همه ممالکی که ذخایر ارزی دلار دارند تحمیل می کرد و خواهد کرد. این فشارهای اقتصادی که سطح زندگی مردم را نزول می دهد نتیجه ای جز بحرانهای اجتماعی بدنبال نداشت و ندارد. اوباما می خواهد بر این مشکلات با یاری اروپا غلبه کند. وی در حرف اروپا را متحد قلمداد می کند و به آنها می گوید که سهمشان را خواهد داد. وی اروپا را در غارت مردم جهان سهیم می کند.
دادن جایره صلح به اوباما محکوم کردن سیاست بوش و دارو دسته وی از جمله دیک چن ئی، رامزفلد، کوندلیزا رایس، و پرل... در آمریکا و همدستانشان در اروپاست. تضعیف سیاست جرج بوش، دست اروپائی ها را در شرق اروپا برای چنگ اندازی بر لهستان و بالتیک و چک و... باز می گذارد و زمینه را برای همکاری با روسیه آماده می کند. روسیه برای اروپا بازار کسب مواد اولیه و خام است.
و این زمینه جنگ جدید آینده بر سر مواد خام خواهد بود که روز بروز نادرتر می شود. اروپائی ها برای تداوم سیاست کنونی اوباما برای آتیه سرمایه گذاری می کنند و نه اینکه این سیاست را در گذشته کوتاه، معیار قاطع تصمیم برای تعیین نامزد جایزه نوبل صلح کرده باشند. اوباما هنوز عمل با نتیجه ای برای برقراری و یا تحکیم صلح در جهان نکرده است که این چنین مورد تجلیل قرار گیرد.
اعطای این جایزه به اوباما، فرار شتابان از سیاست چماقداری جرج بوش است و سندی بر محکومیت آن سیاست محسوب می شود. این جایزه تقویت سیاست اوباما از جنبه تبلیغاتی در داخل و خارج آمریکاست و تائیدی بر رضایت سیاست امپریالیستهای اروپا از تنش زدائی در مرحله کنونی است. اینکه حتی از نظر صوری و با منطق ساده و عوامانه آقای اوباما لایق دریافت این جایزه بوده است امری است که به پیشگوئی و فال قهوه بیشتر شباهت دارد تا بر دلایل محکم و منطقی. کمیته اعطای جایزه عملا پیامبرگونه رفتار کرده و منتظر وحی مُنزَل است.جایزه صلح نوبل را باید به کسانی می دادند که با منتشر کردن تصاویر مبارزات و سرکوب مردم در ایران، با انتشار جسورانه و فداکارانه عکس ندا آقا سلطان، موجی از حمایت جهانی را بر ضد رژیم جمهوری اسلامی موجب شدند. تهدید به تجاوز به ایران شایسته دریافت حایزه صلح نیست، حمایت از مبارزات دموکراتیک مردم ایران برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در تمامیت خود شایسته دریافت جایزه صلح نوبل است.
بر گرفته ازتوفان شماره 116 آبان ماه 1388 ارگان مرکزی حزب کارایران

اعطای جایزه صلح به "باراک اوبا ما" و اعتراضات بین المللی

کمیته صلح نوبل درنروژ، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا را بعنوان مردشایسته دریافت مدال صلح انتخاب کرد. این انتخاب که برای مردم جهان غیر منتظره و درعین حال حیرت آوربود اعتراضات گسترده ای را علیه سیاست حاکم بر کمیته صلح نوبل برانگیخته است. در نروژ بسیاری از شخصیتها، احزاب، و سازمانهای چپ و کمیته های ضد جنگ این انتخاب را توهین به شعور انسانها و بی حرمتی به صلح و آزادیخواهی ارزیابی نمودند. این انتخاب همانقدر حیرت آور و مشمئزکننده است که اعطای صلح به آدم خونخواری نظیرهنری کیسنجر قاتل خلقهای ویتنام و شیلی بود. کمیته صلح نوبل ابزار سیاسی دردست صاحبان قدرت برای اغوای مردم و آرایش چهره زشت سرمایه داری و امپریالیسم است. حال در زیرنظر خوانندگان عزیز را به گوشه هایی از صدای اعتراضات فعالین صلحدوست نروژی، افغانی و آمریکایی علیه این انتخاب ضد صلح جلب میکنیم.
یان. آر. استین هولت، نظریه پرداز چپ نروژی مطلبی درمورد کمیته صلح نوبل در تارنمای انقلاب، نشریه اینترنتی سازمان انقلاب مارکسیست لنینیست نروژ انتشار داده وبصورت همه جانبه ای اعطای جایزه صلح به اوباما را مورد نقد قرارداده است. به چکیده ای ازنظرات وی توجه فرمائید:
« کمیته صلح نوبل، جایزه امسال را به باراک اوباما، فرمانده کل قوای ارتش آمریکا که دو کشور عراق و افغانستان را به اشغال خود درآورده است اعطاء نمود. این اقدام، موجب حیرت جهانیان گشته است.حتا خود باراک اوباما نیز ازبابت این تصمیم، درحیرت ماند و خودرا شایسته چنین مدالی ندانست. آشفته ترین دوستان آمریکایی که هیچ نگرانی نسبت به "جنگ آمریکا علیه تروریسم" ندارند ازخود می پرسند اوباما چه خدمتی به صلح کرده است که مستحق چنین جایزه صلحی باشد.
اوباما درخلال 9 ماه ریاست جمهوری اش کاری جز وعده و شعار و اخیرا طرح متوقف کردن موقت موشکهای دوربرد مستقر دراروپا، درچکسلاواکی نکرده است. جهان عاری از سلاح اتمی فقط در سطح شعار باقی مانده است. ما بزودی شاهد گسیل 40000 نیروی کمکی به افغانستان خواهیم بود.
آقای اوباما درشرایطی برای دریافت جایزه صلح به نروژ سفر میکند که در اسلواز هم اکنون نوعی آماده باش نظامی اعلام شده است. هم اکنون 113000 سربازمزدور آمریکا در افغانستان درحال جنگیده با نیروهای مقاومت افغانی هستند. 35000 نفر ازاین نیروی 113000 نفری متعلق به سایر کشورها هستند. باراک اوباما با تمام قوا به سیاست تجاوزکارانه جرج بوش و جنگ تروریستی ادامه میدهد.
اما واقعیت این است که رئیس جمهور آمریکا ازطرف انحصارات و صنایع نظامی دیکته میشود. اهدای جایزه صلح به باراک اوباما توهین و تفی است به صورت تمام عراقیها، فلسطینیها و افغانها و ازاین توهین آمیز تر تائید شلیک گلوله ایست که توسط امپریالیسم، مغز و سینه کودکان، زنان و مردان افغان را شکافته وآنها را به خاک وخون میکشاند. کمیته صلح نوبل نروژ که اینچنین برای آمریکا خوشرقصی و دم تکان میدهد حداقل می توانست اندکی صبر میکرد تا دوره ریاست جمهوری اوباما درسال 1912 پایان میگرفت و با دیده باز به جمعبندی عملکردش می پرداخت. لیکن این کمیته با سوء استفاده از جایگاهش و حمایت اعضای پارلمانی به دفاع ازسیاست خارجی آمریکا برخاسته است. افتضاح فعالیت کمیته صلح به همین جا ختم نمیشود. اعطای جایزه صلح به آدمکش قاتلی مانند هنری کیسنجر در 1973 که دریتنام جنایت آفرید و کارگردان کودتای فاشیستی شیلی بود و همینطور جایزه صلح نوبل به تروریست آدمکشی مثل بگین که صدها فلسطینی را به قتل رسانده از دیده کسی پنهان نیست و اینها همه سبب بی اعتباری و ننگ کمیته صلح نوبل است.... آروزی آلفرد نوبل این بود که پارلمان جوان و مترقی و دمکراتیک نروژ که در آستانه رها شدن از سلطه سوئد بود مسئولیت کمیته صلح نوبل را در دست گیرد، زیرا امکان اینکه این کمیته درفساد سیاسی غرق شود کمتر بود. نوبل در 1896 درگذشت اما پیش بینی وی درست بود. نروژ از مرحله دمکراسی پارلمانی مترقی عبور کرد و به یک قدرت پر اشتهای امپریالیستی که حق تعیین سرنوشت ملت نروژ و سایر ملل رانقض میکند تبدیل شده است. نروژ نسبت به جمعیت خود یکی از بزرگترین صادرکننده تسلیحات نظامی است. باری، اعطای جایزه صلح به اوباما دلیل بر صلاحیت وی و مبارزاتش برای تحقق صلح نیست. این انتخاب یک اقدام سیاسی و تائید سیاستهای رهبری هئیت حاکمه آمریکاست.
بی تردید بخش بزرگی از مردم نروژ در روز مراسم اعطای جایزه صلح به باراک اوباما در 10 دسامبر در اوسلو به میدان خواهد آمد و با اعتراضاتش از وی پذیرایی خواهد نمود. حضور گسترده پلیس و حکومکت نظامی درسطح شهر قادر به ممانعت از اعتراضات مردم نخواهد بود.»

سیندی شیهان، نویسنده و فعال صلحدوست آمریکایی
مگر جایزه صلح نباید به کسانی تعلق گیرد که برای صلح پیکارمیکنند؟
یک روز پس ازاعلام اینکه چه کسی برنده جایزه صلح گردید سمینار یک هفته ای افغانستان در استکهلم پایان گرفت. سمینار هفته افغانستان که ازطرف کمیته همبستگی افغانستان،جبهه فرهنگی فولکت ایبیلد ، زنان برای صلح و کمیته همبستگی با مردم عراق تشکیل گردید شماری از فعالین صلحدوست، شخصیتهای سرشناس و سازمانهای مترقی و انقلابی نیز شرکت داشته و به سخنرانی پرداختند. هفتمین روز سمینار به موضوع جایزه صلح به اوباما اختصاص یافت ودراینجا به گوشه ای از سخنان مریم راوی نماینده اتحادیه زنان انقلابی افغانستان(راوا) " وسیندی شیهان" نویسنده و فعال صلحدوست آمریکایی اشاره میکنیم.
مریم راوی نماینده اتحادیه انقلابی زنان افغانستان(راوا) بطور روشن برنده جایزه صلح نوبل، باراک اوباما و استراتژی نوین وی در مورد افغانستان را مردود اعلام داشته و چنین بیان داشت:
"افزایش نیروی نظامی در افغانستان به معنی فقط رنج و مصیبت بیشتر برای مردم ماست. افزایش نبروی نظامی به معنای افزایش عملیات نظامی علیه افغانها وافزایش مرگ و میر بیشتر است. درخلال سه ماه اخیر شمار کشته شدگان در افغانستان دوچندان شده است."
خانم سیندی شیهان که برای سخنرانی درمورد افغانستان و عراق به سوئد سفر کرده است درمورد جایزه صلح به اوباما چنین گفت:
کمیته صلح نوبل درمورد چرایی انتخاب اوباما برای جایزه صلح اینطور استدلال میکند که " آروز و فعالیت باراک
اوبا ما درجهت دنیایی عاری از سلاح اتمی است".
اما حقیت این است که باراک اوباما مسئول 10000 سلاح هسته ای است. وی می تواند آنها را نابود کند. اوباما در تبلیغات انتخاباتی خود بکارگیری سلاح اتمی علیه ایران را منتفی ندانست. آمریکا تنها کشور جهان است که از سلاح اتمی استفاده کرده است. اوباما در اساسی ترین مسائل سیاسی همان خط جرج بوش را را دنبال میکند. هردو رئیس جمهور آمریکا از یک سیستم ناعادلانه پیروی میکنند. جرج بوش نمادی از سرمایه داری و میلیتاریسم بود و اوباما نیز در اساس از همین بیماری پیروی میکند. انتخاب باراک اوبا ما بعنوان رئیس جمهورآمریکا باعث تضعیف جنبش صلح گردید و بسیاری از اعضای پائینی جنبش صلح اوبا ما راسمبل صلح میدیدند. ازاین رو کمیته صلح نوبل با انتخاب اوباما آدرس اشتباهی به مردم میدهد. درزمان ریاست جمهوری بوش ما می توانستیم صدها هزارنفر را به خیابانها بکشانیم. امروز فقط چند صد نفر با ماهمراه میشوند. درچند هفته پیش 62 نفر از ما درمقابل کاخ سفید دستگیرشدیم. آیا ما به فعالین ضد صلح تبدیل شده ایم و اوبا ما به یک مبارز صلح طلب؟
درتمام ایالتهای آمریکا ازجمله من که از ایالت کالیفرنیا می آیم از کسری بودجه رنج می برند لیکن دولت میلیاردها دلار به صنایع نظامی و بانکها بخشش کرده است. آمریکا از طریق یک طبقه غارتگر دزد رهبری میشود. این طبقه وضعیت اقتصادی طبقه کارگر را ویران کرده است. نرخ بیکاری درحال افزایش است. هر هفت دقیقه یک نفر مجبور به رها کردن خانه و کاشانه اش میشود و 50 میلیون آمریکایی فاقد بیمه درمانی هستند.
خانم شیهان یکی از دلایل پیوستن خود به جنبش صلح را مرگ پسرش دانست که دریک درگیری در عراق در2004 کشته شد. شیهان با تظاهرات های اعتراضی درتکزاس مخالفت خود را به اشغال عراق علیه جرج بوش نشان داده و بتدریج به جنبش صلح تمام مادران آمریکا تبدیل شد. شیهان درادامه سخنانش می افزاید که جوانان آمریکایی به علت فقر، عدم دسترسی به تحصیلات و یک آینده روشن به ارتش می پیوندند و تبلیغات دروغین نظامیان را جهت تحقق این آروزها می پذیرند.
خانم شیهان فرصت را مغتنم شمرده و دولت سوئد را بخاطر گسیل نیروی نظامی در افغانستان مورد انتقاد شدید قرار میدهد و می گوید:
قوای نظامی سوئد درافغانستان کمک به نیروی جنگی آمریکا و ناتو علیه افغانها است. ما فکر می کردیم سوئد مدافع صلح و عقلانیت است اما آنچه جریان دارد موجب بی اعتباری سوئد و کشته شدن سربازان سوئدی میگردد. تا دیر نشده سوئد باید سربازانش را ازخاک افغانستان خارج کند. درپایان باید تاکید کنم که مبارزه مردم عراق و افغانستان علیه اشغال گران آمریکایی مشروع است و امریکا بیدرنگ باید خاک این دو کشور را ترک کند.»
نقل از توفان الکترونیکی نشریه الکترونیکی حزب کارایران شماره 40 آبان 88
www.toufan.org