۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه


سخنی درمورد انتخابات مهندسی شده  بیست و چهارم خرداد ماه

"مشروعیت مردمی" برای روحانی به نفع جنبش دموکراتیک نیست

 

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری با پیروزی حسن فریدون روحانی به پایان رسید و دوران فاجعه آور ریاست جمهوری مهندسی شده محمود احمدی نژادِ بی صلاحیت و رئیس جمهور تقلبی و داش مشتی مورد اعتماد و حمایت علی خامنه ای به سر رسید. اینکه چه بلائی به سر رئیس جمهور سابق و همدستش اسفندیار رحیم مشائی می آورند، مشکل خود آنهاست. در مملکتی که امنیتی برای کسی وجود نداشته است، خودِ پروردگانِ عفریت ناامنی، خوراک این دیو خفته می شوند. حسن روحانی با کسب 18 میلیون رای درانتخابات مهندسی شده یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی برنده این نمایش معرفی شد .حسن روحانی چه می گوید و چه اقشاری بدنبال وی روان شدند؟

روحانی با اظهار نظریات نا روشن و تکیه ضمنی به وجود فشارهای اجتماعی و اینکه وی برای کاهش این فشارها فعالیت خواهد کرد، بویژه در میان جوانان که همه آنها قربانیان اجبار هستند، توانست هوادارانی بدست آورد. مبارزه بر ضد ناامنی و اجبارهای اجتماعی طبیعتا بدل همه که جانشان از دست خودسریهای این رژیم و ایادی آنها به لب رسیده است، می نشیند.

روحانی وعده کرد که تحریمها را از بین می برد، ولی نگفت به چه قیمتی این کار را خواهد کرد. ناروشنی در گفتار وی برای شنوندگانی که به نشریات بدون سانسور دسترسی ندارند، چنین معنا داد که وی به نفع منافع ملی ایران، تحریمها را ز میان برده و در اثر لغو تحریمها فشارهای بی حد و حصر ناشی از تحریمها از جمله ارزش پول، بهای مواد خوراکی و درمانی، مشکل بیکاری جوانان و... بر طرف می شود. توگوئی تحریمهای امپریالیستی و زورگوئی امپریالیستها ناشی از "بداخلاقی" ایرانی ها بوده است. روحانی با این سخنان مبهم و ناروشن خویش در مردم القاء شبهه می کند که به وضع بد اقتصادی آنها سرو سامان می دهد. زیرا رفع تحریم مترادف شکوفائی اقتصاد و رفاه آسایش مردم است. وی برای جلب اقشار دست راستی در جامعه به واردات از چین حمله کرد و چنین وانمود ساخت که گویا مشکلات اقتصادی کشور ما ناشی از آن است که از چین کالا وارد می شود و این نوع اظهار نظر بی پایه و عوامفریبانه با تبلیغات آمریکائی که هوادار ورود اجناس آمریکائی و یا اروپائی به جای چینی به ایران است، می خواند. وی نگفت مشکلات وارداتی ایران که حتی منجر به ورشکستگی کارخانجات دولتی می شود، کار تجار "محترم" بازار و همدستان مافیائی حاکم در حکومت و دوستان خود آقای روحانی است. وی نگفت این رژیم که بیش از سی سال در ایران بر سر کار بوده، قادر نبوده است ایران را به مرحله خودکفائی برساند که در زمان تحریمهای اقتصادی چنین محتاج و فقیر نباشد و نیازی نداشته باشد تا از چین و ماچین جنس به ایران وارد کند. وی در سطح باقی ماند تا به مردم القاء شبهه کند که برنامه وی برای بهبود شرایط زندگی آنها کامل است. وی بیکباره بیاد دوران سلطنت افتاد و استدلالات سلطنت طلبان را که گویا گذرنامه ها زمان شاه مورد احترام ماموران مرزی ممالک امپریالیستی بوده و گذرنامه های ما ارزش قدیم را ندارد تکرار کرد و تلاش نمود با تکیه بر "دوران خوش گذشته ی طبقه مرفه" رای آنها را جلب کند. وی نگفت بی ارزشی گذرنامه های ایران نه به علت انقلاب شکوهمند بهمن، بلکه به علت سیاستهای ارتجاعی و قرون وسطائی رژیم جمهوری اسلامی از طرفی و سیاستهای تبلیغاتی امپریالیستی و صهیونیستی از طرف دیگر است. رژیمی که حقوق زن و مرد را برسمیت نمی شناسد، چه برسد به تساوی این حقوق راضی باشد نمی تواند در افکار عمومی مردم جهان امتیاز مثبتی به دست آورد. وی نگفت که پوشش اجباری و سنگسار و اعدام است که چهره زشتی از فرهنگ کشور ما ترسیم کرده است. وی غیرشفاف و موذیانه یکی به نعل زد و یکی به میخ، هم چشمکی به آمریکا زد و هم تلاش کرد رگ خواب مردم و نبض مهار و نظارت بر آنها را بدست گیرد. وقتی مردم آزادی زندانیان سیاسی را درخواست کردند، وی وعده نکرد که آنها را آزاد کند، بلکه از وجود زندانی سیاسی بطور کلی در همه جای دنیا نالید و... وی با حمایت از رفسنجانی و سیاستهای وی ابراز کرد که در عرصه سیاست داخلی و خارجی راه نزدیکی و مماشات با غرب و بنیادهای اقتصادی و مالی آنها را در پیش می گیرد. وی با دولتی بودن تملک به مبارزه بر می خیزد و سیاست خصوصی سازی نئولیبرالیسم را در ایران تکمیل می کند. وی برای استتار این سیاست خانمان بر باد ده و بحرانزا که ما ناظر نتایج آن در سراسر جهان هستیم، به زنان ایران که بسیار تحت فشارهای اجتماعی اند وعده کرد جلوی ماموران بدون کارت شناسائی را که بدون معرفی خویش از آنها در خیابانها با توهین تقاضای انجام مقررات معینی را دارند بگیرد. این وعده ها بجز بازی با عبارات، اظهار نظر غیر شفاف چیز دیگری نیست تا نشان دهد نظر وی در مورد حجاب اجباری زنان و حقوق اجتماعی آنها چیست.

با این عبارات و انتقاهای "دلپسند" و معرفی خویش به عنوان آلترناتیو اصولگرایان که مسبب همه بدبختی های جامعه ایران تا روز انتخاب روحانی قلمداد شدند، با ایجاد احساس نزدیکی با اصلاح طلبان، با خاتمی وموسوی و کروبی و رفسنجانی کوشید رای معترضان و مخالفان رژیم جمهوری اسلامی را به سمت خویش جلب کرده و آنرا در مجرای مورد نظر خود جاری سازد.

البته روشن است مردمی که به روحانی رای داده اند قلبا هوادار رژیم جمهوری اسلامی نیستند، انتخاب روحانی از جانب آنها بیانگر نفرت زایدالوصف آنها از رژیم جمهوری اسلامی است. آنها خشم و اعتراض خویش را به نمایش گذارده اند. شرکت وسیع این مردم که تنها در سه روز آخر به آن رغبت نشان دادند، با خواست زدن تودهنی به رژیم استبدای در ایران صورت پذیرفت. روحانی در سخنان خود چنین جلوه داد که گویا پیدایش این همه مشکلات در ایران فقط و فقط به گردن ما ایرانی ها بوده است و همه بار تقصیرها را ما به گردن داریم و این مقصران در دوره های قبل بر سریر حکومت نشسته بوده اند وحال این روحانی است که باید به عنوان ناجی برای نجات ایران حاضر شود و حماسه سیاسی اقتصادی بیافریند.

 

جریان معترضی که بدنبال آقای روحانی رفت از جنبه طبقاتی اساسا از قشر متوسط جامعه ایران است، این قشر متوسط با فشارهای اجتماعی و اجبارهای حکومتی که بسیار توهین آمیز است، مخالف است. چنانچه رژیم جمهوری اسلامی قادر شود به بخشی از این خواستها تن در دهد، عملا بخشی از این معترضان را بی ضرر می کند. عده ای صرفا تنها به این خاطر در رای گیری شرکت کرده اند، که به وعده های روحانی برای کاهش "اجبارها"ی اجتماعی باور دارند. عده ای حتی رسما می گویند که می خواهند آسوده زندگی کنند و نیاز به بپا و مراقب ندارند و آرزو دارند که این خواست را روحانی عملی کند. ایرانی که آنها می خواهند، تنها باید بَری از فشارهای اجتماعی باشد. این جدا سازی "فشارهای اجتماعی" از کل مبارزات دموکراتیک و اجتماعی در عرصه ایران بسیار خطرناک بوده و ماوائی برای رشد میکروبهای اجتماعی خواهد شد. مشغله این عده که از نظر اقتصادی تامین هستند وبه سرنوشت سایر هموطنانشان بی تفاوت می نگرند، ظاهرا آینده ایران نیست، تنها خود آنها در مرکز مسایل اند. البته دارا بودن چنین برخوردی با سیاستهائی که رژیم جمهوری اسلامی در این چند دهه در پیش گرفته است عجیب نیست. جوانانی هستند که بیکارند و در ناامیدی بسر برده و آینده ای برای خویش در ایران نمی بینند. آنها ناظر بیعدالتیها و تبعیضات هستند. آنها سنگینی بار گرانی را بدوش خانواده های خویش حس می کنند و طبیعتا با این وضعیت سر سازش ندارند. پاره دیگر فکر می کنند اگر روحانی بر سر کار بیاید فرجی حاصل می شود و امکان نفس کشیدن را فراهم می کند. همه این آرزوها در چارچوب تقدیر و بی عملی و تمکین به سرنوشت محتوم پرورش می یابد. کسی از آنها نمی خواهد خود شخصا فعال شده و مسایل را از اساس حل کند. انتخاب روحانی بیان ناامیدی و بی دورنمائی این جنبش اعتراضی نیز هست. رژیم جمهوری اسلامی نمی تواند این حداقلها را نیز برای مردم تامین کند. ولی وضعیت بحرانی جامعه ایران و فشار خارجی رژیم را وادار خواهد کرد از ترس نارضائی عمومی به عقب نشینی هائی در این عرصه حتی اگر موقتی هم شده است دست زند تا بتواند بحران کنونی را از سر بگذراند. رژیم این بار با پرچم "مشروعیت مردمی" به همه مقاصد خویش برای تحکیم حکومتش اقدام خواهد کرد. از همین اکنون چک سفید را در اختیار دارد و با پرچم "مشروعیت مردمی" دهان همه را برای تحکیم رژیم مافیائی جمهوری اسلامی خواهد بست. جنبش اعتراضی اخیر بطور عینی نقش مثبتی در سرنوشت تحولات ایران ایفاء نکرده است.

 

جنبش اعتراضی کنونی مردم از یک نظر مانند جنبش اعتراضی خرداد سال 1388 خواستهای کارگران و زحمتکشان را طرح نکرد و خود را از آنها جدا نمود. این جنبش در حد قشر مرفه میانی و روشنفکران حامی سیاستهای نئولیبرالی اقتصادی باقی ماند و خواستهایش نیز از این حد تجاوز نمی کند و به علت کوته بینی در مبارزه سیاسی منافع آتی کشور ایران را تشخیص نمی دهد. اگر در جنبش دموکراتیک 22 خرداد حرکت عمومی مردم در جهت تضعیف رژیم و با یک محتوی دموکراتیک بود، حرکت اخیر در جهت تثبیت رژیم و نزدیکی با امپریالیسم است. اینکه تک تک افراد تا به چه حد به این نقش خویش آگاه باشند مهم نیست، مهم آن است که این حرکت با هر انگیزه ای هم که صورت گرفته باشد در خدمت مشروعیت بخشیدن به یک رژیم استبدادی و ضد مردمی است. مردم زمام اختیار خویش را بدست روحانی به امید واهی سپرده اند. دراین قمار مردم هستند که بازنده اند. درست است که باید بر ضد تضییقات و نقض حقوق بشر و خودسری و فساد و رفع اجبارها و فشارهای اجتماعی مبارزه کرد، ولی این مبارزات باید ماهیتا در خدمت استقلال ایران، در خدمت آزادی و دموکراسی و استقرار عدالت اجتماعی باشد. تنها طبقه کارگر ایران است که اگر به میدان آید می تواند این وحدت دیالکتیکی را برای سرنگونی این رژیم فاسد و مافیائی ایجاد کند.

 

نیروهای اپوزیسیون مردمی باید مردم را از این توهم بدر آورند و درعین حال از نظر تاکتیکی رژیم روحانی را چنان تحت فشار بگذارند که همه زندانیان سیاسی را آزاد کند، باید وی را مجبور کرد که سانسور را از بین ببرد و همه مطبوعات را آزاد کند، باید وی را مجبور کرد که به قوه قضائیه استقلال دهد و فاسدان را به محاکمه بکشد و... این فرصتی است که باید بدل تاکتیکهای رژیم را خنثی سازیم. باید کاری کرد که طبقه کارگر به میدان آید آنوقت است که مبارزه دموکراتیک عمق و تداوم داشته و نوسانش به حداقل می رسد.

از منظرحزب ما جناحهای رژیم بطور مشخص رفسنجانی و خاتمی با جناح خامنه ای برغم تضادهای آشکاربرسهم بیشتردرقدرت وغارت مردم وبرای حفظ نظام اما با هم کنار آمدند وانتخاب حسن روحانی مورد توافق منافع کل جناحهای رژیم برای حفظ نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی است وجزاین نیز نمی تواند باشد. حزب ما درمورد زوایای دیگر این" انتخابات" بازهم سخن خواهد گفت.

 

حزب کارایران(توفان)

 بیست و هفتم خرداد ماه نود و دو


toufan@toufan.org

 

  کلید امید و تدبیر حسن روحانی!!


چهارسال از انتخابات تقلبی 88 با کشتار مردم فریب خورده گذشت. رنگ سبز با شعار رای ما کو!بازی را باخت. بازیگران خط استحاله چهارسال خماری کشیدند از قضا اینبار با رنگ بنفش رایشان را پس گرفتند!! با اولین شمارش آرا بازار بورس تکان خورد، غرب امپریالیست خوشبین به ادامه مذاکرات شد. ایرانیهای ضد انقلاب بی بی سی نشین وهمه هواداران شرکت درانتخابات تقلبی آجیل مشکل گشا را یافتند. حسن روحانی درکسوت یک روحانی مارخورده افعی شده سوگند یاد خواهد کرد تا برای حفظ نظام با غرب کنار آید، سرکوبهای داخلی و نقض حقوق کارگران و زحمتکشان و سیاستهای نئو لیبرالی را ادامه دهدومشروعیت نداشته رابه رژیم ولایی بازگرداند.... .دوردیگری ازشارلاتانیسم سیاسی فضای سیاسی را دود اندود خواهد کرد....کارگران و زحمتکشان راهی جز تشدید مبارزه برای تحقق حقوق خود ندارند و این امر  با تجارب خونین  34 ساله حاکمیت شمشیر و خون درچهارچوب نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی نا ممکن خواهد بود.هرامیدواری برای تحول دمکراتیک درکادر نظام اسلامی فرجامی جز یاس و ناامیدی و سرخوردگی دربر نخواهد داشت.مبارزه مردم برای مطالبات دمکراتیک و آزادی احزاب و اجتماعات در پیوند با مبارزه علیه اجانب ادامه خواهد یافت .ولی بهر صورت شرط پیروزی در تمام تحولات آتی، برای برخورد آگاهانه و پرهیز از غافلگیری، سازمان پذیری توده ها و پیوستن نیروهای انقلابی و هوادار آزادی طبقه کارگر به حزبش است.حزب کار ایران(توفان) این سیاست، سیاست حزبیت را تبلیغ می کند.

 

سخن هفته

فیسبوک توفان

شنبه 25 خرداد ماه 1392

بن بست جمهوری اسلامی

 

ساده دلانی که درفضای مسموم دروغ پراکنیهای رسانه های ارتجاعی داخلی و خارجی قرار گرفتند بر این پندار باطلند که "راه حل نجات ملت ایران ازخطر جنگ و تحریم و فشارهای فزاینده داخلی راه تسلیم و  سازش با عمو سام است". اینان متاسفانه دراین توهمند که ریشه و علل اصلی تحریمهای اقتصادی مسئله هسته ایست و عقب نشینی و تعامل با عفریت خارجی آجیل مشکل گشای ایران خواهد بود..!خوب است نگاهی به سرنوشت قذافی بیاندازید تا ببینید که آیا "تعامل متمدنانه" و سازش همه جانبه با امپریالیسم راه حل نجات ملت لیبی بود؟به رغم تسلیم و اخذ "دیپلم تضمین" از آمریکا  اما آنها(جهانخواران بین المللی)دریک فرصت مناسب درقالب "دخالت بشردوستانه" کشور لیبی را با بمباران هوایی ویران ساختند.....پس راه تسلیم و سازش با غرب راه نجات نیست.راه ملت ایران راه ایستادگی درمقابل زورگوئیهای استعماری و برنتابیدن به شانتاژهای خارجی است. این امر اما بدون تکیه به مردم نا ممکن است. بن بست کنونی ایران ما بن بست رژیمی است که دشمن سوگند خورده مردمش هست که درماهیتش نیست ملت را ازآن خود کند تا درمقابل دشمن خارجی بایستد. بن بست ایران بن بست این جناح و یا آن جناح نیست بن بست کلیت نظام دینی و بهیمی جمهوری اسلامیست که انقلاب مردم را به خاک و خون کشیده و جامعه را به قهقرا برده است.با لبخند این سید وآن سید و  ژست عدالتخواهی های  این جناح یا آن جناح  نمی توان از برزخ این بحران اجتماعی رهایی جست.بن بست ایران بن بست نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران با روبنای غیر متعارف حاکم وقرون وسطائیست.برای رهائی ازاین بن بست باید از شرکلیت این نظام خلاص شد.

 

نقل ازفیسبوک توفان

یک شنبه 26 خرداد ماه 92

www.toufan.org

۱۳۹۲ خرداد ۲۵, شنبه

انتخاب نوکری مطیع برای دیکتاتور و موضع طبقه کارگر ایران
"مردم مطرح نیستند، این اسلام است که مطرح است." خمینی
"رهبری دستور داده اند رئیس جمهور باید مطیع رهبری باشد" احمد خاتمی امام جمعه تهران
در تفکر خمینی به عنوان نظریه پرداز ولایت فقیه و بنیانگذار حاکمیت اسلامی در ایران ، مردم ایران به دلیل مسلمان بودن ، امت نابالغی هستند که احتیاج به ولی و قیم دارند و این قیم آشنا به شریعت اسلام تصمیماتی که بر اساس قوانین الهی می گیرد، همه امت مسلمان  وظیفه دارند که بدون چون و چرا این تصمیمات را اجراء کنند. در این تفکر اگر همه اهالی کشور مثلا خواستار برابری حقوق زن و مرد باشند چون با فقه اسلامی مغایرت دارد ، نظر مردم پشیزی هم ارزش ندارد ؛ چون در تضاد با فقه اسلامی است که از نظر ولی فقیه منشاء الهی دارد.
بنابراین اساسا در رژیم ولایت فقیهی  که منشاء قوانین خود را الهی  می داند رای و نظر مردم و انتخابات حتی به شکل دمکراسی های بورژوائی هم مطرح نیست. چون در دمکراسی مقبولیت حاکمیت و قوانین را رای مردم تعیین می کند و در حاکمیت دینی قوانین آسمانی و دینی.
در دمکراسی های بورژوائی مردم حق دارند به کاندیداهای احزاب مختلف یا افراد مستقل که برنامه های متفاوتی دارند بنا به تعلق طبقاتی و یا متناسب با درک و سلیقه خود رای دهند ولی در ایران فقط می توان به کاندیداهائی که مورد تائید ارگان منتخب ولی فقیه یعنی شورای نگهبان هستند و امتحانشان را داده اند و مدرک قبولی از آنها گرفته اند رای داد.
شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی به معنای انتخاب کردن گوسفندان و میمونها و خدمتگذارانی بی اختیار برای ولی فقیه است. البته در این حد هم مربوط به ابتدای شکلگیری رژیم ولایت فقیه میباشد .
در شرایط فعلی بعد از گذشت سی و چهار سال از حیات رژیم و کسب تجربه حاکمیت علاوه بر مشخصات فوق، کاندیداها باید مهارت خود در ریاکاری و دروغ و تزویر و تهمت و افترا به مخالفین و چماقداری و سرکوب و شکنجه و قتل و دزدی اموال ملی و رانت خواری و سهم امام دهی از آن را گذرانده ودر این را به مقام رفیع کسب صلاحیت شریک شدن در باند مافیائی رهبری رژیم رسیده باشند.
رای دادن در چنین رژیمی دقیقاً شبیه این است که  عده ای دزد و متجاوز و سادیست و شکنجه گر که با فریب یا زور وارد خانه شما شده اند به شما بگویند بصورت نوبتی می توانید متجاوزین و شکنجه گران به مادر و خواهر و زن و فرزند خود را انتخاب کنید!
میهن ما ایران برای کارگران و زحمتکشان شهر و روستا و اکثریت 76 میلیونی آن مثل زندان بزرگی است که مشتی دزد و جنایتکار و بیمار سادیست و شکنجه گر و اراذل و اوباش بر آن گمارده شده اند و از زندانیان بیگاری می کشند. این توصیف غلو آمیزی نیست. واقعیت عینی زندگی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مردم ایران است.
ببینید در عرض این34 سال حیات جمهوری الهی اسلامی که تحقق حاکمیت مستضعفین و عدل علی و نایب بحق ولی عصر است چگونه سطح زندگی کارگران و زحمتکشان ایران ارتقاء پیدا کرده است!!! همانطور که امام خمینی عظیم الاشان در روز ورود خود به ایران در بهشت زهرا وعده دادند نه تنها آب و برق و اتوبوس مجانی شد و برای کارگران و زحمتکشان مسکن ساختند و آنها را به مقام والای انسانیت رساندند و بیکاری و فقر و فحشاء و اعتیاد و افزایش طلاق و کار کودکان و دزدی و رشوه خواری و تبعیض و شکاف طبقاتی و زور و قلدری و ریاکاری و تزویر و دروغگوئی از بین رفت و بهداشت و درمان و آموزش و بیمه های اجتماعی همگانی شد ، امروز همه مردم ایران بخصوص جوانان با نشاط ( فکر نکنید در اثر استفاده از حشیش و مواد مخدر روانگردان با نشاط هستند ) و امیدوار به آینده ای تابناک در زیر سایه اسلام عزیز در کمال آزادی در احزاب و سازمانهای سیاسی و سندیکاها و اتحادیه های کارگری و انجمنهای صنفی فعال هستند و از آزادی بیان و قلم و مطبوعات و اجتماعات و اعتصاب برخوردار و غارتگران ثروت ملی و رشوه خواران و رانت خوارها و اعضاء مافیا در زندان و اسارت می باشند!!!
امام عظیم الاشان و مقام خیلی معظم رهبری بارها گفته اند همه مقامهای جمهوری اسلامی عاشق خدمتگذاری و تلاش برای مستضعفین هستند . البته همانطور که پدوفیل ها عاشق کودکان هستند ، همانطور که سرهنگ زیبائی و رسولی در زمان شاه و لاجوردی( سردار رشید اسلام به قول خاتمی ) عاشق خدمت به زندانیان سیاسی بودند و همانطور که نیکسون و ارتش آزادیبخش آمریکا عاشق مردم ویتنام بودند و همانطور که آریل شارون دمکرات ( به قول منصور حکمت رهبر سقط شده حزب ضد کمونیست ضد کارگری ضد ایرانی ) عاشق فلسطینی ها بود و همانطور که بوش و بلر و نظامیان دمکراسی خواه ناتوعاشق آزادی مردم فلوجه عراق  با بمب فسفر سفید وخدمتگذاری به زندانیان ابو غریب بودند  به همان صورت کاندیداهای شریف و نجیب و مسلمان و ذوب شده در ولایت طرفدار کارگران و زحمتکشان ایران هستند!!!
آیا می توان به دشمن طبقاتی ، به شکنجه گر و دزد و متجاوز به خود و خانواده و هم میهن خود رای داد و خود را انسانی دارای شعور و اخلاق و شرافت و وجدان دانست؟ مسلماً خیر!  پس برکارگران و همه مردم شریف ایران است که به این نمایش مسخره و ارتجاعی نه بگویند و با تحریم گسترده خود سیلی محکمی بر صورت ولی فقیه و همه دارودسته های دزد و فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی بکوبند.
نقل از توفان الکترونیکی شماره 83 خرداد ماه 92 نشریه الکترونیکی حزب کارایران

۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه


پیرامون تحول حوادث جاری در ترکیه

سلسله تظاهرات توده ای، که از یک هفته پیش در ترکیه آغاز شده است، همچنان ادامه دارد. اما چطور می توان این تظاهرات توده ای دنباله را تعبیر کرد؟ بهار ترکی است؟ یک قیام همگانی است؟ یا اینکه پای تدارک نوعی کودتا از طرف ملیون در میان است؟

برای ارائه یک تعبیر واقعبینانه از مساله، ابتدا باید رویدادهای سیاسی اخیر در ترکیه را مورد توجه قرار داد. ناگفته نماند که در این اوضاع و احوال، فقط یک جرقه برای روشن کردن آتش کافی بود.

دولت AKP( حزب عدالت و توسعه-توفان)توس، بعنوان وفادارترین متحد امپریالیسم آمریکا و غرب در خاورمیانه، سوای نقش مهمی که در طرح خاورمیانه بزرگ دارد، مجری فعال سیاست نئولیبرال نیز هست، سیاستی که محرک انواع اعتراضات طی سالیان متمادی بوده است. سخن برسر سیاست واگذاری اموال عمومی به نهادهای فراملیتی، به صاحبکاران بزرگ محلی، بیکارسازی انبوه، تجدید سازمان زیست کارگران بسود این صاحبکاران، استفاده از کارگران مهاجر، تدابیر ضد سندیکائی، محدویت حقوق اجتماعی، کاهش دستمزدها، تشدید استثمار نیروی کار بمنظور افزایش توان رقابتی، همین تدابیر بودند که خیزش در کارخانه ها و نهادها را باعث شده اند.

گذشته از این، جهل و حماقت حکومت در مورد سیاست یکسان سازی خلق کرد، همراه با توقیف های انبوه نیز نتایج مخربی داشتند. بطوریکه بورژوآزی شهری، شاهد اقدامات متکی بر مذهب و بیانیه های دولت در مورد برقراری نوعی تعلیمات مذهبی اجباری در مدارس متوسطه، تغییر نظام آموزشی برمبنای سنت های مذهبی... ناظر افزایش تعداد مدارس مذهبی، برپائی یک وزارتخانه برای امور مذهبی با استخدام لشگری روحانیون مامور داوری، محدودیت فروش مشروبات الکلی و سیگار، تعویض و آرایش بوروکراتیک توسط بخش های مذهبی، همه هوادار و وابستگان   AKP ( حزب عدالت و توسعه-توفان) بوده است.

با برقراری نرخ بهره بالا و فروش اماکن عمومی به سرمایه خارجی، AKP  ( حزب عدالت و توسعه-توفان) حجم عظیم نقدینه را بسمت سرمایه تنزیلی هل داد. اقدامی که جلوی سرمایه گذاری در خاورمیانه یا در بانک ها و شرکتها غربی را می گرفت. نتیجه این شد که دولت AKP ، مادام که تاثیرات منفی بحران اقتصاد جهانی را بسود اروپا و ایالات متحده کاهش می داد، موفقیت های زیادی بدست آورد.

تا اینکه اخیرا، حجم سرمایه های آزاد خارجی کاهش یافت. دولت AKP  ( حزب عدالت و توسعه-توفان)             سعی کرد تا جلوی این حرکت نا مناسب اقتصادی را، با براه انداختن یک موج مستغلاتی، موسوم به « تغییر شکل شهری »! بگیرد. در این راستا بود که بهترین محله های شهر های بزرگ مصادره شدند، آسمان خراش ها در اماکن عمومی ساخته و با قیمت های گزاف بفروش رفتند. مشکل فزآینده ترافیک، تخریب مناطق سبز و تدابیر زیانباری که جیب هواداران AKP  ( حزب عدالت و توسعه-توفان)  را پر کرده و نا رضایتی وسیعی را بدنبال آوردند.  

سیاستی که دولت AKP   حزب عدالت و توسعه-توفان)   در قبال سوریه در پیش گرفت نیز مزید بر علت شد و نارضایتی در میان مردم را بیشتر و وسیع تر کرد. بعلاوه، کمک مالی برای حمایت از سازمان ها و گروههای اسلامی رادیکال و فرستادن این گروهها به مرز سوریه هم مشکلات فراوانی ببار آورد. اسلامیست های رادیکال به نیروئی تهدید کننده برای علویست هائی که در مرز سوریه زندگی می کنند تبدیل شدند. سکونت اسلامیست های رادیکال در مرز سوریه، بشدت به تجارت و اقتصاد این منطقه مرزی لطمه زد.

همزمان، ورشکستگی ها زیاد شد، بیکاری افزایش یافت. ایضا، تاثیرات منفی کمک 5 میلیون دلاری به مخالفان اسد هم نمایان شدند. در یک چنین شرایطی بود که نخست وزیر اردوغان اعلان کرد که در میدان تقسیم یک مرکز تجاری بزرگ ساخته خواهد شد. مرکزی به شکل نوعی پادگان. فراموش نکنیم که پادگان های آتشبار از این دست در جریان انقلاب بورژوآئی 1908 میلادی، همان ستاد فرماندهی نیروهای ارتجاعی و مرکز شورش را همه می شناسند. AKP از خاطره شورش ارتجاعی 31 مارس 1908 میلادی دفاع کرده و می خواهد از انقلاب 1908 انتقام خود را بگیرد. این دریافت یک بخش قابل توجه از مردم از طرح پادگان هاست. حوزه میدان تقسیم  بر روی محیط زیست هم کلی تاثیر می گذارد، دیگر هیچ جای سبزی، حتی در مرکز تجاری مورد نظر دولت، باقی نمی ماند. قصد اردوغان جهت تغییر نمای شهر، آنهم بدون توجه به میل و نظر اکثریت بود که راه را برای نوعی قیام در قبال سیاست دیکتاتوری منشانه او باز کرد.

مقاومت در پارک تقسیم گزی آغاز شد. وسائل خاکبرداری شرکت ها، وقتی که برای عمل تخریب وارد پارک شدند، توجه هزاران نفر در پارک را بخود جلب کردند. دیر وقت شب، بعد از اینکه بیشتر مردم پارک را ترک کردند، نیروهای پلیس گروه اندکی که در چادر خوابیده بودند مورد حمله قرار دادند. پلیس چادرها را آتش زد، فعالین وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند...

یک ماه است، از تظاهرات اول ماه مه در میدان تقسیم تا کنون، که دولت AKP  تردد در این منطقه را تا 30 کلیلومیری درب ورودی پارک تقسیم ممنوع کرده و به وسائل حمل و نقل عمومی در این محل را اجازه نمی دهد. راه ورود به قسمت های آسیائی و اروپائی شهر را برای تمام روز بسته است. در این فاصله، مردم مرتب مورد حمله قرار گرفته و یا بروی شان گاز اشک آور پاشیده اند. تدابیر احتیاطی دولت AKP  شدت نا رضایتی ساکنان استانبول و حتی توریست ها را افزایش داده اند.

امروز، یکبار دیگر، باز همان متد قبلی برای پایان بخشیدن به حرکت پارک تقسیم بکار برده شد. آخرین حمله تا این تاریخ مردم را بشدت خشمگین کرده، هزاران نفر بسمت میدان تقسیم کشیده است. در پایان ساعت کار روزانه، جمعیت متمرکز در میدان تقسیم به صد هزار نفر رسید. پلیس در حمله های خود از گاز اشک آور و توپ آب پاش استفاده کرد. با وجود سانسور شدید رسانه های بورژوآزی، تلاش رسانه های اجتماعی و بعضی ارگان های انقلابی و دمکراتیک، مردم را در جریان این حوادث قرار دادند. در آنکارا و ایزمیر هم حرکت های مشابهی روی داد. بطوریکه مردم خیابان ها را تا صبح روز بعد ترک نمی کنند. در ایزمیر، آنکارا  واستانبول، زد و خورد های خیلی شدیدی میان پلیس و فعالین رخ دادند. سنگرها برپا شدند. طی ساعت ها درگیری، جوانانی در آنکارا، استانبول و کاتای جان خود را از دست دادند. دهها هزار نفر زخمی و دستگیر شدند.

بیشتر معترضین جوانان و زنان بودند. هواداران تیم فوتبال هم رقابت های معمول را کنار گذاشته و در متینگ ها و تظاهرات شرکت کردند. بیشترین شعار ها در این حرکت ها « استعفای دولت » و « طیب استعفا »! بودند. غالبا، توده شرکت کننده در تظاهرات سازمانیافته نبودند.

حزب ما، مثل تمام احزاب انقلابی و دمکراتیک، طرفداران محیط زیست، خانه پزشکان، مهندسین و آرشیتکت ها، سندیکاهای کارگران و خدمات عمومی، علوی ها، روشنفکران، هنرمندان، قضات و وکلا، ملی گرایان، گروههای لائیک، بپا خاسته، بمردم هشدار می دهد که دولت AKP  در صدد است تا یک نظام مذهبی برپا نماید.

حزب ما، که با همه کادرها و سازمان هایش در این سلسله تظاهرات حضور دارد، سعی می کند تا توجه کارگران، پرولتاریا و سندیکاها را نسبت باین حرکت ها جلب نماید...  

پای راه حلی دمکراتیک و توده ای برای مساله کرد، رفع محدودیت های تحمیلی برای مطبوعات، آزادی بیان و تاسیس انجمنها، حقوق علوی ها، باز پس دادن حقوق پایمال شده کارگران و دهقانان... را بمیان کشیده است. خواهان معرفی و مجازات مسئولان کشتار روبسکی و ریحانه، ممنوعیت استعمال گاز اشک آور در قبال تظاهرکنندگان توسط پلیس، ممنوعیت محاصره شهرها، ممنوعیت تخریب فضای سبز بمنظور اهداف مستغلاتی یا برای غارت و بهره کشی از جنگل ها شده، برای یک اعتصاب عمومی و ادامه مقاومت فراخوان داده است.

از مردم خواسته تا برای یک مبارزه سازمانیافته آماده باشند. امروز، سندیکای کارگران بخش عمومی و کنفدراسیون انقلابی کارگران خود را برای یک اعتصاب عمومی آماده می کنند. رویدادهای یک هفته ای در ترکیه، سوای تفاوت ها، بی شباهت با حوادث گذشته در تونس، مصر و در بعضی دیگر از کشورهای عربی نیست: مردم می گویند « ما خسته شده ایم »! و خیابان ها را اشغال می کنند... در این 5 سال گذشته، حرکات مشابهی رخ داده، نه فقط در کشورهای عربی یا در ترکیه، حتی در کشورهای اروپائی مثل یونان، ایتالیا، پرتقال، اسپانیا، فرانسه و انگلستان، ایضا در بعضی کشورهای آمریکای لاتین. نقطه مشترک در همه جا، شورش مردم برعلیه فشار و برعلیه استثمار سرمایه داری است. طبیعی است که مبارزه مردمی که در برابر طبقات حاکم طغیان کرده اند، طالب حقوق و آزادی خویش اند، بیاری اتحاد و همبستگی بین المللی تقویت خواهد شد.  

حزب کار ترکیه

ترکیه، 4 ژوئن 2013 میلادی


ترجمه و تکثیراز حزب کارایران(توفان)

www.toufan.org

*AKP = حزب عدالت و توسعه

فراخوان به تظاهرات درمقابل سفارت جمهوری اسلامی

      

                                 علیه جمهوری اسلامی، علیه انتخابات تقلبی
 
ایرانیان آزادیخواه!
جمعه24 خرداد ماه برابر با 14 یونی روزبرگزاری نمایش مسخره یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی است. انتخاباتی که نیمی از اهالی کشور یعنی زنان حق کاندید شدن درآن نداشته باشند؛ سنی و مسیحی و بهائی و یهودی و ....حق نامزد شدن نداشته باشند، کمونیستها نجس و کافر وخونشان حلال محسوب شود،آزادی احزاب و اجتماعات وجود نداشته باشد، رهبران اتحادیه های کارگری در زندان بسر ببرند، اعدام و سرکوب مخالفین همچنان ادامه داشته باشد.....انتخابات نیست انتصاب یک باند مافیایی تبهکار توسط ولی فقیه، سیدعلی خامنه ای سرکرده نظام جمهوری اسلامیست. شرکت دراین مضحکه و رای دادن به این افراد دزد و ریاکار و شارلاتان توهین به حرمت انسانی و مشروعیت بخشیدن به ماشین آدمکشی  رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامیست.
 
هموطنان عزیز!
ما فعالین حزب کارایران(توفان) دراستکهلم بمنظورهمبستگی وهمراهی با مبارزات مردم قهرمان ایران ،دراعتراض به انتخابات فرمایشی ودراعتراض به فقر وگرانی و زندان و شکنجه و سرکوب و ناهنجاریهای اجتماعی درایران درمقابل سفارت جمهوری اسلامی این لانه جاسوسی رژیم اسلامی اجتماع کرده وازتمامی آزادیخواهان ومبارزین راه آزادی واستقلال وعدالت اجتماعی می طلبیم تا با حضورخود در این تظاهرات متحدا فریاد اعتراض علیه این نظم چرک وخون و کشتارو ریا باشیم ودست دردست یکدیگربامردم تحت ستم ایران ابرازهمبستگی نمائیم.
 
مکان:سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم
زمان: جمعه 14 یونی
این آکسیون از ساعت 11 صبح آغاز میشود وتا 5 بعد از ظهر ادامه دارد.باشد تا با شرکت خود دراین آکسیون مشت محکمی بردهان جمهوری اسلامی بکوبیم و افشاگر این انتخابات قلابی باشیم.
 
انتخابات قلابی را تحریم کنیم وسرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی   
                         بدست مردم ایران را فریاد زنیم!
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!
دست امپریالیستها از ایران و منطقه کوتاه باد!
فعالین حزب کارایران(توفان) در استکهلم
دو شنبه ۰ ۲ خرداد ۱۳۹۲ 
آدرس تماس

فراخوان به تظاهرات
علیه جمهوری اسلامی، علیه خیمه شب بازی انتصابات
در اتحاد و همبستگی جهانی در کارزار علیه رژیم جمهوری اسلامی علیه خیمه شب بازی انتصابات، متحد و یک پارچه به پا خیزیم. به پا خیزیم علیه برگزیدن یک جنایتکار از گله‌ی آدمکشان حکوم...تی که هر کدام در دوران‌های مختلف و در مسئولیت‌های متفاوت بر ضد
کارگران و زحمتکشان علیه زنان و روشنفکران و در یک کلمه علیه توده‌ی محروم و رنجدیده‌ی ایران در مصدر قدرت قرار داشتند و در عمل دشمنی خود با مردم و خدمت به سرمایه‌داران را ثابت کرده‌اند.
در یازدهمین دوره‌ی انتصاب ریاست جمهوری در ایران در مقابل سفارت خانه‌ی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی گرد هم آئیم و اعلام داریم در طول عمر ٣٤ ساله‌ی این حکومتِ ننگین هرگز در ایران انتخاباتی صورت نگرفته است و تا روزی هم که این رژیم سرنگون نشود هیچ گونه انتخاباتی صورت نخواهد گرفت.
قرار ما: روز جمعه ١٤ یونی از ساعت ١٠ صبح تا
۵ بعداز ظهر
مقابل جاسوس خانه (سفارت) جمهوری اسلامی در دن هاخ
Adres: Duinweg 20 2585 JX Den Haag
Met: Tram 1 en 11 uitstappen bij halte duinstraat
مضحکه‌ای که هر از چند سال یک بار رژیم سرمایه‌داری ولایت فقیه حاکم بر ایران تحت نام "انتخابات" ریاست جمهوری راه می‌اندازد رسواتر از آن است که نیاز به افشاگری و تحریم و عدم شرکت در آن داشته باشد.
کارگران و زحمتکشان ایران فراموش نکرده‌اند که چهار سال پیش رژیم خون آشام چگونه مخالفت و اعتراض مسالمت آمیز مردم را به خیمه شب بازی انتصابات به خاک و خون کشید و دست به چه جنایات هولناکی زد؛ از جمله تجاوز به دختران و پسران جوانی که از خیابان‌ها ربوده شده و در کهریزک زندانی بودند.
رژیم جمهوری اسلامی به تجربه و در عمل نشان داده است که به هیچ قانون و عرف انسانی پای‌بند نیست، هیچ اعتراض بر حق و مسالمت آمیزی را بر نمی‌تابد؛ منطق و قانون‌اش در مقابل مردم فقط زور است و سرکوب. مردم مبارز و به تنگ آمده از ظلم و ستم و سرکوب و زندان و شکنجه و کشتار طی این ٣٤ سال فهمیده‌اند؛ برای مبارزه و سرنگونی این رژیم تا بن دندان مسلح جز از طریق یک مبارزه‌ی جدی طبقاتی و قهرآمیز راه دیگری وجود ندارد.
برای برچیدن بساط فریب کاری، خیمه شب بازی و مضحکه‌های رژیم، برای پایان دادن به انتصابات مسئولین جنایت پیشه‌اش باید بساط کل رژیم را با هر جناح و دسته‌اش برچید.

سرنگون باد رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیزم!
برپا دارنده‌ی تظاهرات، کمیته میزکتاب آمستردام متشکل از: انقلابیون کمونیست، فعالین چریکهای فدایی خلق ایران -هلند، شورای سوسیالیست‌های مسلمان، کانون زندانیان سیاسی ایران ( در تبعید( - هلند،

 هواداران حزب کار ایران (توفان)- هلند.
حمایت کننده: سازمان زنان
۸ مارس ( ایران - افغانستان)- هلند

حزب کارایران (توفان) بیانیه زیر را بزبان انگلیسی به احزاب برادر، سازمانها  و تشکلهای انقلابی و مترقی ارسال داشته و آنها رابه همبستگی با مبارزات مردم ترکیه فراخوانده است. متن زیرازانگلیسی به فارسی ترجمه شده است.

 

زنده باد همبستگی بین المللی با مبارزات مردم ترکیه !

درهفته جاری، جهان شاهد شکل گیری یک جنبش وسیع توده ای در ترکیه برعلیه سیاستهای حزب حاکم "عدالت و توسعه" به نمایندگی طیب اردوغان است . هرچند رسانه های رسمی کشورهای "دمکرات" سعی کردند که اخبار مربوط به این جنبش به بیرون ازترکیه درز نکند ولی قدرتمندی جنبش و گزارشگری توده های مبارز، سکوت خبری رسانه های امپریالیستی رادرهم شکست وتوانست درنده خوئی نیروی سرکوبگر حاکم بر کشور، رشد سریع ، فراگیر شدن ، و خواستهای جنبش را در مقابل مردم جهان بنمایش بگذارد.

جنبش بی سابقه اخیر، ریشه در وضعیت اقتصادی-سیاسی جامعه ترکیه دارد . علیرغم تبلیغات عوامفریبانه رسانه های امپریالیستی در مورد "رشد چشمگیر اقتصادی" درترکیه ، فقر، بیکاری، گرسنگی، و تورم زندگی عموم مردم را شدیدا تهدید میکند بطوری که امروز بیش از 30 درصد جامعه زیر حط رسمی فقر بسر میبرد. سیاستهای نئولیبرالی ده ساله حزب "عدالت و توسعه" ، خصوصی سازیها، هجوم فزاینده سرمایه های مالی قدرتهای امپریالیستی برای چپاول وکسب بازارهای پرسود... فشار بی سابقه ای برزندگی مادی مردم وارد کرده است. از طرف دیگر، وابستگی سیاسی نظام حاکم برترکیه به امپریالیست آمریکا، عضویت درناتو،روابط سیاسی با دولت نژادپرست و جنایتکار اسرائیل، ارائه کمک های مالی و تدارکاتی وبسیج نیروهای قرون وسطائی بر علیه کشور سوریه ، سرکوب آزادیهای سیاسی ، تحمیل قوانین ارتجاعی درجهت اسلامیزه کردن جامعه ، محدودیت هرچه بیشتر سکولاریسم ، دمیدن در شیپور احیای امپراتوری عثمانی ، و ....ترکیه را به بشکه باروتی تبدیل کرده بودو قطع درختان پارک قیزی در استانبول برای احداث مرکزتجاری، جرقه ای بودبراین بشکه تا خشم و نفرت سراسری مردم ترکیه را برعلیه وضع موجود و نظام حامی آن منفجر کند.

حزب کار ایران (توفان) ازمبارزات پرشورومتحد کارگران، زنان، جوانان، نویسندگان وهمه خلقهای ترکیه برعلیه رژیم ارتجاعی حاکم دفاع کرده وتمامی نیروهای مترقی و انقلابی را به همبستگی با مردم ترکیه فرامیخواند.

زنده باد همبستگی بین مردم ایران و ترکیه علیه ارتجاع و امپریالیسم !

نابود باد نظام وابسته به امپریالیسم در ترکیه !

حزب کار ایران (توفان)

5 ژوئن 2013
www.Toufan.org
حاجی، حاجی مکه یا حاجی زاده، حاجی زاده، فرنگ
"واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند"
                                      خواجه حافظ شیرازی
 
درایران بحثی درگرفته است که بیش از 3000 آقازاده برای تحصیل با حمایت مالی دولت جمهوری اسلامی که "حامی مستضعفان و کوخ نشینان" است به خارج رفته و حاضر نیستند به ایران اسلامی که وطن آرمانی آنها است، به مصداق "مرگ خوبه برای همسایه" برگردند.
به اعتراف روزنامه جوان: "با گذشت دو سال و هشت ماه از قرار گرفتن عزم مجلس بر بازگرداندن آقازاده‌های شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های خارج به کشور از طرفی و افزایش ظرفیت دانشگاه‌های داخلی در رشته‌ها و مقاطع مختلف، گزارش‌های رسیده نشان می‌دهد همچنان فرزندان مسئولان که برای تحصیل به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند برای بازگشت به کشور مقاومت می‌کنند و آئین‌نامه‌های صادر شده تنها برای غیرآقازاده‌ها اجرایی می‌شود."
همین روزنامه با طرح این مقدمه گزارش داد: "سوم مرداد که بیاید سه سال از اعلام خبر کلید‌ خوردن بازگشت آقازاده‌ها به کشور می‌گذرد. در آن روزها و بعد از انتشار بیانیه‌ای مبنی بر بازگرداندن آقازاده‌های مشغول به تحصیل در خارج از کشور از سوی وزارت امور خارجه که در پی جلوگیری از سوء استفاده‌های سرویس‌های جاسوسی بیگانگان صورت گرفت، مجلس نیز تلاش خود را به منظور محدود ‌کردن استفاده از رانت برای تحصیل فرزندان مسئولان اعم از وزرا و نمایندگان در کشورهای خارجی آغاز کرد. ثمره این اقدامات، تسری محدودیت‌ها و بازنگری روند مهاجرت علمی دانشجویان به خارج از کشور بود."
حجت‌الاسلام سلیمی نماینده مجلس در آن زمان اعلام کرد: "۳ هزار نفر از میان آمار دانشجویان ایرانی خارج از کشور را فرزندان مسئولان تشکیل می‌دهند و مجلس تا بازگرداندن تمام کسانی که با استفاده از رانت برای تحصیل به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند، تلاش خواهد کرد و این موضوع هرگز دستخوش مرور زمان نمی‌شود."
وی بر این باور بود که "این امر تبعات اخلاقی، اعتقادی و سیاسی دارد که قابل تحمل نیست. علاوه بر این دانشجویان ایرانی در خارج از کشور با چالش‌هایی جدی مواجه هستند زیرا شبکه‌های مافیایی فراوانی مترصدند که آنها را به دام بیندازند."
وی تأکید داشت: "سوال اینجاست چرا وقتی ظرفیت در داخل کشور وجود دارد، باز بعضی از دانشجویان جذب اینگونه دانشگاه‌ها می‌شوند، آن هم در رشته‌هایی که اساسا مورد نیاز جدی کشور نیز نیستند."
بر اساس اعترافات خود مقامات رژیم، آقازاده ها که فرزندان طبقات حاکمه و مافیای قدرت هستند کسر شأنشان آمده که در رشته های موجود دردانشگاههای جمهوری اسلامی تحصیل کنند. آنها ترجیح داده اند با بورس دولتی یعنی با پول مردم ایران و به قول خمینی کوخ نشینان علیرغم توانائی مالی به خارج بروند و کنگر خورده در آنجا لنگر بیندازند و برای خدمت به "جمهوری اسلامی" به ایران برنگردند. آنها حتی در رشته هائی تحصیل می کنند که مورد نیاز جامعه ایران در این مرحله از تحول نیست. یعنی رژیم جمهوری اسلامی نظارتی بر تحصیل آنها نداشته و در عرصه های غیر اقتصادی سرمایه گذاری می کند.
این دلشوره رژیم را از عدم بازگشت آقازاده ها چگونه می توان توضیح داد؟ در مملکتی که 90 درصد بهترین هایش در المپیادهای علوم به خارج و بویژه به آمریکا رفته اند، دلسوزانی رژیم برای بازگشت آقازاده ها بیشتر عوامفریبی و تسکین نگرانی ها و ناراحتی های مردم به نظر می رسد.
واقعیت این است که آخوندها خودشان به ریاکاری نقش خویش آگاهند و ترجیح می دهند فرزندانشان در دانشگاههائی تحصیل کنند که هم گوشت خوک می خورند و هم فروش مشروبات الکلی در کشورشان آزاد است. آنها ترجیح می دهند که فرزندانشان در مدارس و دانشگاههای مختلط آموزش ببینند و از گشت ماموران نهی از منکر در امان باشند و حتی تابعیت دوگانه از یک کشور غیر اسلامی برای امنیت شخصی خویش بپذیرند. آنها به فرزندان خود توصیه نمی کنند که آخوند شوند و به حوزه علمیه قم و نجف بروند. آنها به فرزندان خود توصیه نمی کنند فیزیک و شیمی و پزشکی اسلامی بخوانند و جنس مخالف را از طریق آئینه معالجه کرده و با دخیل بستن به ضریح مطهر حضرت معصومه معالجه کنند. آنها می فهمند که علوم طبیعی اسلامی و غیر اسلامی ندارد. آنها که در افکار ذهنیگرا هستند در عمل بسیار عینی قدم بر می دارند و فرق چلو کباب و نان و پنیر را می دانند. آنها خوب می دانند که ارزش دانشگاه های غیر اسلامی برای رشد استعداد فرزندانشان و آتیه آنها بهتر از دانشگاههای اسلامی در محیط مسموم خفقان و زورگوئی و استبداد فقاهتی است. آنها می دانند که فرزندانشان در ایران امنیت ندارند. دخترانشان مورد پیگرد خواهران زینب قرار می گیرند و به آنها در زندانهای مخفی خودسرانه تجاوز می شود و یا آنها را شکنجه می دهند.
نشریات ایران در مورد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از قول متهم اختلاس آقای مه آفرید امیر خسروی نوشتند که یکی از رابطین ایشان با آقای محمود رضا خاوری، مدیر عامل پیشین بانک ملی و فراری به عتبه مطهر کانادا، یکی از آقا زاده ها بوده است.
به گزارش خبرنگار "بازتاب"، خبرنامه یک گروه اصولگرا درباره این آقازاده نوشته است:
"نامبرده تحصیلکرده و دارای مدرک دکترا از دانشگاه کشور آلمان که دارای دو ملیت ایرانی و آلمانی است به لیست متهمان پرونده اختلاس سه‌ هزار میلیارد تومانی افزوده شد و حسب دستور قاضی پرونده جهت پاره‌ای از توضیحات فراخوانده شده است."
به گزارش خبرنگار "آینده"، محمد جهرمی، وزیر دولت نهم و مدیر عامل بانک صادرات در دولت دهم که با توجه به روابط خاص سیاسی و حضور در کشور، هنوز مانند محمود رضا خاوری، مدیر عامل بانک ملی مورد پیگرد قرار نگرفته است، با مشکل دیگری در کنار پرونده سه هزار میلیارد تومانی مواجه شده است.
گفته می شود فرزند جهرمی به دلیل اتهامات مالی از سوی مراجع قضایی به مدت یک هفته بازداشت شده و هم اکنون با قید وثیقه آزاد شده است."
تازه آن آقازاده هائی هم که به ایران می آیند در رشته ای که تحصیل کرده اند به مردم ایران خدمت نمی کنند و به اعتبار نفوذ حاجی ها و آقاها و پدرانشان به امور پردرآمد مافیائی و اختلاس و دزدی می پردازند. این آقا زاده ها که با دنیای غرب آشنا شده اند و به زندگی در این ممالک و امنیت بورژوائی حاکم در آن و تقدس مالکیت خصوصی خو گرفته اند، مشکل بتوانند به ایران برگردند و در شرایط فقدان امنیت زندگی کنند. این آقازاده ها در عین حال به عامل فشارهای خانوادگی نیز بدل می شوند و در مقابل پدرانشان و خانواده های سنتی مقاومت می کنند. ما با نمونه های گوناگونی در این زمینه ها روبرو بوده ایم. آقا زاده ها گرچه بر اساس منافع طبقاتیشان به منافع ملی ایران خیانت می کنند و در دزدی ثروتهای مردم ما نقش دارند ولی عملا در میان خانوداه های سنتی نیز آشوب و تزلزل بپا می کنند و حاضر نیستند به زیر بار قربانی شدن حریم خصوصی زندگیشان بروند. آنها اسلام را با شرایط جدید زندگی مادیشان تفسیر می کنند. سر آنها را نمی شود به راحتی زیر آب کرد. از جمله یکی از بن بست های رژیم جمهوری اسلامی در همین است.
 
بر گرفته ازتوفان شماره  159 خرداد ماه 1392،  ژوئن سال 2013،  ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت.       www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل).                                    toufan@toufan.org