۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه


برگزاری کنفرانس بین المللی احزاب برادر برای پیروزی انترناسیونالیسم پرولتری



کنفرانس بین المللی احزاب کمونیست جهان در ماه نوامبر با شرکت 16 حزب برادر در یکی از کشورهای اروپائی به مدت چهار روز برگزار گردید.

برخی از احزاب به علت مشکلات فنی امکان شرکت در این کنفرانس را نیافتند. کنفرانس با خوشآمدگوئی کشور میهماندار آغاز به کار نمود.

کمیته هماهنگی گزارش فعالیت های خود را در سال گذشته به کنفرانس ارائه داد. کنفرانس به بحث و تبادل نظر در مورد تجزیه و تحلیل و طرح پیشنهادی کمیته در مورد اوضاع بین المللی و بحران اخیر پرداخت. سپس احزاب شرکت کننده بنابر شرایط خاص کشور خود به لزوم تبلیغات و نوع فعالیتهای انقلابی میان مردم بخصوص طبقه کارگر پرداختند.

در این رابطه حزب کار ایران با شرح مختصری از انقلاب دموکراتیک و ضد امپریالیستی بهمن 58 دوران کوتاه مدت دموکراسی در آن زمان، رشد سازمانهای ما، علیرغم انشعابات قبل از آن و هم چنین رشد سازمانهای صنفی و سیاسی دیگر و سپس سرکوب آزادیهای دموکراتیک توسط جمهوری اسلامی با کمک رویزیونیستهای حزب توده و سازمان فدائیان خلق و در نتیجه رکود مبارزات و قلع و قمع سازمانهای انقلابی، به لزوم مبارزه برای دموکراسی و ضرورت دموکراسی برای جنبش کارگری و پیوند کمونیستها با طبقه کارگر در شرایط استقرار دموکراسی پرداخت.

حزب در مورد تقلبی بودن انتخابات در ایران و اینکه انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی همیشه تقلبی و بر اساس دروغ و ریاکاری بوده است توضیح داد و اشاره کرد که در این میان دو جناح حاکمیت بجان هم افتاده اند. ولی مبارزات دموکراتیک مردم ایران بعد از 22 خرداد یک مبارزه با خواستهای دموکراتیک بوده و ربطی به دعوای حاکمیت ندارد. بر سر کسب رهبری این مبارزات نیز مبارزه سختی در گرفته است. مبارزه اخیر مردم ایران بیان خواستهای سرکوفت خورده مردم ایران در بعد از انقلاب بهمن است. مردم ایران از هر فرصتی برای اعلام مخالفت خویش با این رژیم استفاده می کنند. حزب در عین حال توضیح داد که چگونه در غیاب یک حزب قدرتمند و پرنفوذ کمونیستی در ایران سازمانهای ارتجاعی صهیونیستی و امپریالیستی با طرح شعارهای انحرافی تلاش می کنند رهبری مبارزه را به کف آورده و جنبش مردم ایران را به کجراه بکشانند. حزب بر شرکت کمونیستها در این جنبش و پشتیبانی از آن تاکید ورزید.

حزب همچنین خاطر نشان ساخت که مبارزه دموکراتیک بخشی جداناپذیر از مبارزه ضد امپریالیستی است و دولت فاشیستی مذهبی جمهوری اسلامی با سرکوب این مبارزات،  ناچار است برای ادامه حاکمیت خود دیر یا زود با امپریالیستها همگام شود.

در این رابطه کنفرانس قطعنامه ای در جهت پشتیبانی از مبارزات دموکراتیک مردم ایران باتفاق آراء تصویب نمود که در زیر متن آنرا ملاحظه می کنید.

کنفرانس در پایان کار خویش به اتخاذ تصمیمات و قرارهائی برای سال آینده پرداخت و کمیته هماهنگی جدیدی انتخاب نمود.

از جمله تصمیم به برگزاری یا تجمع جوانان در یکی از ممالکی بود که رفقای احزاب برادر در آن توان برگزاری و سازماندهی آنرا دارند.

حزب کمونیست کلمبیا از اعضاء کنفرانس دعوت کرد که برای بازدید از پیروزیها و پیشرفتهای حزب در کلمبیا به مناطق آزاد شده و پایگاههای حزب در این مناطق سفر کنند.



قطعنامه برای پشتیبانی از مبارزات اعتراضی در ایران



ما پشتیبانی خویش را از مطالبات عادلانه خلق ایران و نبرد مترقی مردم ایران برای استقرار یک ایران دموکراتیک اعلام می کنیم. ما بر این عقیده ایم که این فقط وظیفه مردم ایران است رژیم دیکتاتوری را در ایران سرنگون کند.

با توجه به دروغهائی که بر خلاف مصلحت خلق ایران شایع می شوند، با توجه به سیاست تجاوزکارانه و جنگ طلبانه امپریالیستها برای تقسیم جهان ما مخالف دخالت و دسیسه های قدرتهای امپریالیستی و صهیونیستی در ایران هستیم.

ما همزمان شکنجه ها، تجاوزات و کشتار معترضین توسط دستگاه خشونت بربرمنشانه رژیم جمهوری اسلامی را محکوم کرده و آن را یک اقدام جنایتکارنه ارزیابی می کنیم.

ما معتقدیم که مبارزه دموکراتیک خلقهای ایران بخشی جدا ناپذیر از مبارزه ضد امپریالیستی است. رژیم هائیکه به مردم خود احترام نمی گذارند و خواستهای عادلانه و دموکراتیک آنها را لگدمال می کنند دیر یا زود به دامن امپریالیستها پناه می برند.

زنده باد مبارزه خلق ایران برای کسب حقوق دموکراتیک.

زنده باد مبارزه طبقه کارگر ایران برای استقرار یک ایران سوسیالیستی.

حزب کمونیست انقلابی برزیل

حزب کمونیست اکوادور مارکسیست لنینیست

حزب کمونیست کارگران فرانسه

حزب کمونیست اسپانیا مارکسیست لنینیست

حزب کمونیست کلمبیا مارکسیست لنینیست

حزب کمونیست کارگران تونس

حزب کمونیست انقلابی ترکیه

جنبش احیاء دوباره حزب کمونیست یونان

حزب کمونیست کارگران دانمارک

خط مشی کمونیستی ایتالیا

حزب کمونیست مکزیک مارکسیست لنینیست

سازمان مارکسیست لنینیستی انقلابی نروژ

حزب کمونیست کار جمهوری دومینیکن

حزب کمونیست مارکسیست لنینیست ونزوئلا

حزب کمونیست انقلابی ولتائیک(بورکینافاسو)

حزب کار ایران(توفان).

*****

بر گرفته ازتوفان شماره  143 بهمن ماه ۱۳۹۰  فوریه 2012،  ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل).                                                                                                        toufan@toufan.org
جستجوگر "گوگل Google" در خدمت امپریالیسم و صهیونیسم
رسانه های گروهی امپریالیستی و صهیونیستی موجی سرشار از دروغ و جعلیات در مورد برنامه هسته ای ایران که حق مسلم مردم ایران است و ربطی به جمهوری جنایتکار اسلامی که میرنده و رفتنی است، ندارد، راه انداخته اند. برای امپریالیستها یک ایران بدون آینده و بدون دانشمند و بدون کارشناس و وابسته و نیازمند به خرید انرژی هسته ای از امپریالیستها، خوشایندتر است. از ایرانی که از حقوق خودش برای دستیابی به فن آوری هسته ای و یا استفاده از انرژی هسته ای دفاع کند و بر سر پای خود بایستد و در مصرفِ نفتش، به خاطر مصالح آتی و اهمیت این ماده ی بدون جایگزین، برای تامین مواد اولیه صنایع پتروشیمی، صرفه جوئی کند و تولیدش را برای هدایت بهای نفت کاهش دهد، متنفر است. ایران اتمی همراه با سایر ممالکی که از حق مسلم خودشان دفاع می کنند، سیاست راهبردی امپریالیسم، در انحصاری کردن استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای و حتی غیر صلح آمیز را درهم میشکند. باین جهت رسانه های گروهی امپریالیستی، جنجالِ دروغینی در مورد بمب موهومی اتمی ایران، صرفا از نظر جنگ طلبی براه انداخته اند. حال اگر شما بخواهید در مورد "بمب اتمی اسرائیل" مدرکی بدست آورید، جستجوگر گوگل بجای تحقق خواست شما، مدارکی جعلی و یا تفسیرهای مشتی خودفروخته ایرانی تبار و یا ادعاهای بی اساس سازمانهای جاسوسی در مورد ایران را به شما عرضه می کند. بمب اتمی واقعی اسرائیل چه ربطی به بمب موهومی ایران دارد؟  ایران کجا و اسرائیل کجا؟ حزب ما در تاریخ 17/01/2012 به جستجوی "بمب اتمی اسرائیل"  در تارنمای جهانی پرداخت و اسناد زیرین که ربطی به اسرائیل ندارد و همگی علیه ایران است را از طریق جستجوگر گوگل دریافت کرد. شما خواننده عزیز نیز می توانید به دنبال عبارت "بمب اتمی اسرائیل" بگردید و مطمئن باشید در درجه نخست اسنادی جعلی در مورد ایران می یابید و پس از کوششهای بیشتر مدرکچه ای هم در مورد اسرائیل برای "حفظ جنبه بی طرفی" به شما ارائه می دهند. همین یک نمونه ماهیت دموکراسی و ادعاهای امپریالیستها و صهیونیستها و ایرانیان خودفروخته و فریب خورده و نادان را روشن می کند. به فهرست جعلی عرضه شده گوگل در این تاریخ در زیر نظری افکنید:
" برنامه هستهای ایران - ویکیپدیا
fa.wikipedia.org/wiki/برنامه_هسته‌ای_ایران -
گیدئون فرانک، رئیس کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل در گفتگویی با سفیر وقت ... پدر بمب اتمی پاکستان دستگاههای سانتریفوژ...
تهدید اسرائيل؛ با بمب علیه بمب اتمی؟ | ایران | Deutsche Welle ...www.dw-world.de/dw/.../0,,15514010,00.html -
6 نوامبر 2011‎ – قرار است مدارک جدیدی عرضه شود دال بر اینکه ایران بزودی قادر به تولید بمب اتم است. رئیس جمهور اسرائيل...
ما بمب اتم برای محو اسراییل میخواهیم | Facebook www.facebook.com/...بمب-اتم...اسراییل.../178... -
ما بمب اتم برای محو اسراییل میخواهیم | Facebook‏ ... To interact with ما بمب اتم برای محو اسراییل میخواهیم ...
بمب اتم اسرائیل بر ضد ایران نیست | چراغ آزادیcheragheazadi.org/index.php/archives/1813 -
22 دسامبر 2011‎ – بمب اتم اسرائیل بر ضد ایران نیست. ♦ علیرضا موسوی. امتیاز بدهید. VN:F [1.9.12_1141]. لطفا صبر کنید......
نسخه چاپي - ghasednews.ir www.ghasednews.ir/fa/print/13744 -
31 دسامبر 2011‎ – نوری زاده: خطر جمهوری اسلامی برای اسرائیل در بمب اتم نیست، در ناامن کردن اسرائیل است یعنی همین و ...
دیپلماسی ایرانی - موساد: دستیابی ایران به بمب اتم موجودیت اسرائیل ...
www.irdiplomacy.ir/.../موساد:.دستیابی.ایران.به... -   
موساد: دستیابی ایران به بمب اتم موجودیت اسرائیل را تهدید نمیکند. تامیر پاردو رئیس سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) اعلام کرد که تلآویو از راههای مختلفی ...
ده حقیقتی که درمورد سلاح هسته ای نمی دانیم : تردید tardid.net/?p=1892 -
با توجه به این نکته که پاکستان، هند، و کره شمالی اعلام کرده اند سلاح هسته ای دارند، عدم عضویت اسرائیل در این ...
جهان نيوز - بمب اتمی "اسرائیل" بزرگترین تهدید برای منطقه است www.jahannews.com/vdcaawny.49na615kk4.html -
رژیم صهیونیستی از اظهارات سخنگوی وزارت خارجه مصر به شدت برآشفته شد. به گزارش سرویس بین الملل "...
7پیامد بمب اتم ایرانی برای اسراییل! www.asriran.com/.../7-پیامد-بمب-اتم-ایرانی-بر... -
7 پیامد بمب اتم ایرانی برای اسراییل! اولین مورد این است: روند مهاجرت به اسراییل معکوس خواهد شد و والدین فرزندان خود را تشویق خواهند کرد که از اسراییل به نقطه ای ...
...."
*****
بر گرفته ازتوفان شماره  143 بهمن ماه ۱۳۹۰  فوریه 2012،  ارگان مرکزی حزب کارایران
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت.  www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل).       toufan@toufan.org

مرگ پایان زندگی نیست

چه خوب گفت برتولت برشت رفیق ما، شاعر بزرگ آلمانی که در دنیای تیره و تاری زندگی می کنیم. دنیای تیره تاری که دستهای ما را می بندد و دهانمان را می دوزد و از سخن گفتن عاجزیم. تنها اندیشه ماست که نمی توانند بر آن حاکم شوند.

وقتی در آلمان فدرال رهبران گروه تروریستی بادرماینهوف را ترور کردند، اوباش دست راستی و اراذلی که به شستشوی مغزی دچار شده بودند به گورستان شهر آمدند تا از دفن آنها در گورستان شهر تولدشان جلوگیرند. این اوباش می خواستند که دولت فدرال آلمان آنها را به "لعنت آباد" بفرستد. این حیوان صفتی که با اجازه پلیس قدرت نمایش یافته بود، بیان "افکار دموکراتیک" مردم به جان آمده از تروریسم جا زده می شد. دولت آلمان ولی می دانست که ایجاد "لعنت آباد" می تواند "خاوران"ی شود که صاف کردن قبور آن دیگر مقدور نخواهد بود. دست به دامن شهردار و کلیسا شدند و آنها در خطابه های خویش چنین گفتند: مرگ پایان زندگی است. بدی ها و خوبی ها در این محل به پایان می رسد و باید مردگان را به حال خود گذارد و بر "گناهان" آنها قلم بخشش کشید. آنها به آن برافروختگانِ رسانه های گروهی گفتند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست، به خود آئید و آرامش گورستان و احترام به اموات را پاسداری کنید. کینه ها را در این مکان مقدس به خاک بسپارید تا در آینده همین روش در روند زندگیتان، گریبان خودتان را نگیرد. جمعیت برافروخته به خود آمد و به خانه های خود بازگشت و مراسم تدفین انجام شد.

ما کمونیستها مرگ را پایان همه چیز نمی دانیم. هستی به اشکال دیگر ادامه می یابد و افکار همیشه زنده اند و به نسل دیگر منتتقل می شوند. رفیق استالنین در میان ما نیست، ولی افکارش همیشه زنده و پایدار می ماند.

در کشور ما وضع به گونه ای است که حتی بعد از مرگ نیز خانواده ها در امان نیستند و  احساس امنیت نمی کنند. آرامش مردگان در گورستان، به بهای سرکوب زندگان تمام می شود. زندگانی که باید با فشار و تهدید و اختناق، در زمان حیات، آرامش گورستان را بپذیرند. رفیق "کاظم" با نام مستعارش سالها بر ضد رژیم ستم شاهی جنگید و خم بر آبرو نیآورد و بعد از انقلاب نیز در صفوف یاران طبقه کارگر گام زد و تا آخرین روز زندگی به راه رهائی طبقه کارگر وفادار ماند. رفیقی ارزنده، میان سال، کمونیستی مومن، مبارزی خستگی ناپذیر، زندانی سیاسی مقاوم و متعهد و پایدار، با دانش، پرتوان، دارای تجارب علمی و میهندوست، مورد احترام مردم شهر و کارگران کارخانه های شهر، مرجع زحمتکشان و دلسوز آنها به ناگهان ما را ترک می کند، شهر برایش آذین می بندند و در فراقش سوگواری می کند، ولی خانواده اش قادر نیستند بگویند وی "توفانی" بود و زندگیش را در راه رهائی زحمتکشان گذارد. خانواده اش، فرزندانش هراس دارند تا از افتخارات پدر سخن گویند و بیان کنند احترامی که شهر و کارگران به وی می گذارند ریشه در کمونیست بودن این "توفانی" دارد. وی همواره برای مردم میهنش، برای رهائی زحمتکشان مبارزه می کرد، منافع جمع را به منافع فرد ترجیح می داد و به این جهت مورد تمجید و ستایش زحمتکشان بود. زحمتکشان با شم طبقاتی خود بخوبی قادرند دوستان و دشمنان خویش را بشناسند.

در عجب دنیای تیره و تاری زندگی می کنیم که مرگ نیز "پایان" زندگی نیست، آغاز و ادامه سرکوب و خفقان است و انسانها نمی توانند به میل خود از عزیزان خویش تجلیل کنند. رفیق "کاظم" در میان ما نیست، ولی سنگینی خفقان دولتی حضور دارد و فکر کردن را ممنوع اعلام می کند. در عجب دنیای تیره و تاری زندگی می کنیم که مردگان با زندگی مستعار به خاک می روند و زندگان باید تظاهر به زندگی طبیعی کنند و بر نبودها و نه بودها دلخوش کنند و چهره بیارایند.

روزی که انقلاب ایران رژیم جمهوری اسلامی را در گورستان تاریخ به خاک بسپارد، ما نیز بازخواهیم گشت و ترا رفیق عزیز ستایش خواهیم کرد و به افکارت تحقق می بخشیم. سنگرها هیچوقت خالی نمی مانند.

به مناسب درگذشت این رفیق شعری را که بیادش سروده شده در زیر را درج می کنیم.   

به یاد یک رفیق

دیدار ما کوتاه بود

ولی من قبل از دیدار،

با رنگ صدایت آشنا بودم.

****

من ترا ندیده می شناختم

و امواج سرخ صدایت را،

در ذهنم می دیدم.

****

آن زمانی که دهان ترا می دوختند

من صدای تو را به عاریت گرفتم

و سرخی رنگش را در گوش ها خواندم.

****

آهنگ صدای تو سخن از گذشته های دور داشت

و نوازش آرام آن،

تجسم دلاوری های دیرین بود.

****

سرخی صدایت را تو خود به ارث برده بودی

و آنگاه که سخن نمی گفتی،

من فریاد خشم خاموشی ات را می شنیدم.

****

من یادگار صدای تو را در بهار نسل های آینده می بینم

و طراوت آنرا،

در نسیم دل انگیز صبحگاهی حس می کنم.

****

باغچۀ صدای تو بار دیگر شکوفه خواهد داد

و بوی عطر آن،

فضای آزادی را پُر خواهد کرد.

****

قاب عکس صدای تو در طاقچۀ خیال من باقی است

و من آواز فروغ را،

همیشه بیادت زمزمه خواهم کرد:

"تنها صداست که می ماند"

"تنها صداست که می ماند"

ر. د. م.    فوریه 2011

*****

بر گرفته ازتوفان شماره  143 بهمن ماه ۱۳۹۰  فوریه 2012،  ارگان مرکزی حزب کارایران

صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. www.toufan.org

نشانی پست الکترونیکی(ایمیل).                                                                                                        toufan@toufan.org


۱۳۹۰ بهمن ۱۲, چهارشنبه


بیانیۀ حزب کار ایران (توفان)

پیرامون تحریمﻫﺎﯼ غیر قانونی علیۀ ایران که یک اقدام جنایتکارانۀ ضد بشری و جنگ افروزانه است

 روز دوشنبه 23/01/2012 وزرای خارجۀ اتحادیۀ امپریالیستی اروپا در بروکسل، تصمیم گرفتند محاصرۀ اقتصادی ایران را با تحریم بانک مرکزی ایران و مسدود کردن دارائیﻫﺎﯼ مردم میهن ما گسترش دهند. از اول ماه ژوئیه این تحریمﻫﺎ با جلوگیری از واردات نفت ایران به اروپا تکمیل می گردد تا کمر اقتصاد  ایران را بشکند.

تحریم اقتصادی ایران و گرسنگی دادن به مردم میهن ما یک اقدام غیر قانونی و جنایت علیۀ بشریت است. امپریالیستﻫﺎ می خواهند با ایجاد یک عراق و نوار غزۀ دوم، نیت شوم، غارتگرانه و سلطه جویانۀ خویش را به ایران و به همۀ ممالک "مزاحم" تحمیل کنند. مجازات ایران باید درسی برای همۀ ممالک غیر متعهد و تمام کسانی باشد که به امپریالیستﻫﺎ مسلوبﺍلاراده، تمکین نمی کنند

اگر در گذشته این جنایتﻫﺎﯼ ضد بشری را با قطعنامهﻫﺎﯼ غیرقانونی شورای امنیت توجیه می کردند، در مورد تحریمﻫﺎﯼ اخیر حتی مجوز شورای امنیت سازمان ملل نیز وجود ندارد و دسیسۀ مشتی غارتگر جهانی بر ضد یک کشور عضو سازمان ملل متحد و عملاً ضد منشور ملل متحد است. تحریمﻫﺎﯼ اروپا و آمریکا فاقد هرگونه مبنای حقوقی بینﺍلمللی است. امپریالیست آمریکا تصمیم کنگرۀ آمریکا را به همۀ ممالک جهان تحمیل می کند و قانون خودش را قانون جهان جا می زند. همین اقدام غیرقانونی و زورگویانه نشانۀ ماهیت عمیق استیلاگرانه، زورگویانه و مستبدانۀ امپریالیست آمریکاست.

در حالی که وزیر امور خارجۀ روسیه آقای سرگی لاوروف Sergej Lawrow "اقدامات یکجانبه را بی فایده دانست" و اضافه کرد که دلیلی ندارد بیش از تصمیمات مشترک در شورای امنیت سازمان ملل، اقدامات دیگری نیز انجام پذیرد، معاون وزیر امور خارجۀ دولت تجاوزگر و نژادپرست اسرائیل، آقای دانی آیالون Danny Ajalon در یک مصاحبۀ مطبوعاتی در رادیو اسرائیل مدعی شد: "این تحریمﻫﺎ خطر جنگ را کاهش داده است". خانم کاترین اشتورن Catherine Ashton مسئول امور خارجی اتحادیۀ اروپا و آقای کارل بیلت Carl Bildt وزیر امور خارجۀ سوئد، بعد از این که به تصمیمات جنگ افروزانه و تهدید آمیز خویش پایان دادند، مدعی شدند که اساس کار ما توسل به دیپلماسی و مذاکره است.!!

دروغﻫﺎﯼ امپریالیستﻫﺎ در مورد حق قانونی و مسلم ایران در غنی سازی اورانیوم، که انحصار کنسرنﻫﺎ در تولید انرژی هستهﺍﯼ را درهم می شکند، بسیار روشن است. آنها مرتب در یک جنگ روانی فریبکارانه، از بمب اتمی موهومی ایران که کوچکترین مدرک و سندی پیرامون موجودیت آن تا کنون ارائه ندادهﺍند، سخن می رانند. گیدو وسترولهGuido Westerwelle  وزیر امور خارجۀ آلمان با بی شرمی مدعی می شود: "ما نمی توانیم بپذیریم که ایران به بمب اتمی دست پیدا کند" این "تنها یک مسئلۀ امنیتی برای منطقه نیست بلکه امنیت همۀ دنیا را برهم می زند". توجه کنید! بمب اتمی موهومی ایران، امنیت همۀ دنیا را برهم می زند، ولی صدها بمبﻫﺎﯼ اتمی مخفی و علنی اسرائیل متجاوز و اشغالگر و یا امپریالیستﻫﺎﯼ آمریکا، انگلستان و فرانسه، خطری برای امنیت جهانی نیستند. معلوم می شود بمب اتمی هم خیر و شر دارد. استدلالات نمایندگان امپریالیستﻫﺎ در پشت بلندگوهای تبلیغاتی، سبعانه و مملو از تهدید، نفرت و خون است.

تاریخِ تجاربِ تحریمﻫﺎﯼ اقتصادی تا کنون، نشان داده است، که در درجۀ اول مردم عادی کشور مورد غضب را قربانی خود می کند. از هم اکنون گرانی در ایران بیداد می کند و کمبود ابزار درمانی پزشکی و دارو در بازار ایران مشهود است. بیماران قلبی به شدت از این کمبودها رنج می برند و به آنها می گویند که این ابزار به عنوان کالاهای دو منظوره در اثر فشار غیر قانونی آمریکا به شرکتﻫﺎﯼ تولید کننده و تحویل دهنده، به ایران صادر نمی شود. مرگ میلیونﻫﺎ ایرانی برای اوباما و همدستان ایرانی تبارش که آرزوی آمدن وی را به ایران دارند، بی اهمیت است. این اقدامات امپریالیستﻫﺎ، دست جمهوری اسلامی را در سرکوب مبارزان ضد امپریالیست و دموکرات باز می گذارد و به ضرر رشد مبارزۀ انقلابی مردم میهن ماست. این حساب امپریالیستﻫﺎ که مردم ایران در اثر گرسنگی و فقر و فلاکت به شورش دست زده و سرسپردگان امپریالیست آمریکا را در ایران بر سر کار می آورند، حسابگری ناشیانهﺍﯼ است که هنوز نفهمیده است، مردم ایران به ذلت سرسپردگی بیگانه تن در نخواهند داد. مردم ایران جز احساس نفرت نسبت به ایرانیان خودفروخته، جاسوس و تروریست احساس دیگری ندارند.

از این گذشته باید روشن کرد که مسئلۀ امپریالیستﻫﺎ در ایران هرگز نابودی افسانۀ بمب اتمی موهومی ایران نیست. ایران کلید منطقه و گره گاه تضادهای جهان است. کنترل بر ایران کنترل بر یک منطقۀ مهم راهبردی در جغرافیای سیاسی جهان بوده و غارت منابع بزرگ انرژی را برای ده ها سال آینده برای امپریالیست آمریکا تأمین می کند. تنگۀ هرمز شیر نفت جهان است که آن وقت با ارادۀ امپریالیست آمریکا باز و بسته می شود.

حضور آمریکا و سایر امپریالیستﻫﺎ در منطقه، خطری برای امنیت جهان است و امنیت مردم منطقه را تهدید می کند. مسئلۀ بمب اتمی موهومی ایران تنها یک دروغ توجیهی برای تسلط بر منطقه است و سازش جمهوری اسلامی با امپریالیستﻫﺎ از ماهیت اهداف اشغالگرانه و تجاوزکارانۀ آنها هرگز نخواهد کاست.

حزب کار ایران (توفان) تحریمﻫﺎﯼ جنایتکارانۀ اقتصادی علیۀ ایران را بر ضد مردم ایران، یک کشتار ضد بشری ارزیابی می کند و مسئولیت مستقیم فجایعی که در ایران بروز خواهد کرد را به گردن امپریالیستﻫﺎ و در رأسشان امپریالیست آمریکا می گذارد. حزب ما این اقدامات را قویاً جنگ افروزانه، ضد بشری و غیر قانونی دانسته آنها را محکوم می کند.

حزب ما بر این نظر است که هر ایرانی میهن پرست و بشر دوستی باید بر ضد این تحریمﻫﺎ و جنگ افروزی امپریالیستﻫﺎ بپا خیزد و این اقدامات را به طور روشن با خط کشی با دشمنان مردم ایران و منطقه محکوم کند.

رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم ارتجاعی سرمایهﺪاری و مافیائی است که مورد نفرت اکثریت مردم ایران قرار دارد، ولی سرنگونی این رژیم فاسد و جنایتکار وظیفۀ مردم ایران است و نه قوای متجاوز بیگانه که تنها و تنها منافع غارتگرانۀ خویش را در نظر داشته و با هدف مستعمره کردن ایران به کشور ما حمله خواهد کرد. امپریالیستﻫﺎ هرگز حامی آزادی و دموکراسی و حقوق بشر نبودهﺍند. ریاکاری بر پیشانی آنها نوشته شده است.

حزب کار ایران(توفان)

toufan@toufan.org

www.toufan.org

23/01/2012
تحریمﻫﺎ و تهدید به تجاوز نظامی امپریالیستﻫﺎ و تأثیر آن بر زندگی کارگران و زحمتکشان ایران


یک لحظه تصور کنید اگر رهبری انقلاب ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی 57 را به جای خمینی مرتجع و نادان که اقتصاد را زیر بنای خر می دانست وتجار محترم را ستون فقرات انقلاب، نیروئی واقعاً مترقی، آگاه، ملی و مردمی در دست داشت، برای حفظ استقلال سیاسی و رشد و شکوفائی اقتصادی و ایجاد رفاه برای تودهﻫﺎﯼ زحمتکش و تعالی فرهنگی چکار می کرد؟

مسلماً پایه ریزی اقتصادی مستقل بر مبنای کوتاه کردن دست بزرگ سرمایهﺪاران و بزرگ مالکان و دلالان و واسطهﻫﺎ وگسترش مالکیت دولتی و تعاونی و رشد صنایع مادر و متوسط و مکانیزه کردن کشاورزی از ابتدائی ترین اقدامات چنین رهبرئی بود. همۀ کسانی که شاهدان زندۀ دوران انقلاب 57 هستند می دانند که تمام شرایط توسط مردم انقلابی برای چنین تحولی فراهم شده بود. از اکثر سرمایه داران و مالکان و غارتگران بزرگ توسط مردم سلب مالکیت شده و اموالشان مصادره گشته بود. کارگران و کشاورزان انقلابی که با تشکیل شوراهای خود با شور و شعف انقلابی و آرزوی زندگی بهتر برای پیشبرد انقلاب از جان مایه گذاشته بودند بزودی دریافتند که راهی که آخوندها به رهبری خمینی در پیش گرفتهﺍند به ناکجا آباد تجدید مناسبات سرمایهﺪاری ختم می شود و از این نمد کلاهی برای زحمتکشان درست نخواهد شد. چندی از انقلاب نگذشته بود که هجوم به شوراهای انقلاب با شعار شورا بی شورای آقای بنی صدر شروع شد و به مرور اموال مصادراتی با محاسبۀ بهره و خسارت به کلان سرمایه داران دزد برگردانده شد و به تدریج بخصوص در بیست و چند سالۀ اخیر با در پیش گرفتن سیاستﻫﺎﯼ اقتصادی نئو لیبرالیستی چنان تیشهﺍﯼ به ریشۀ اقتصاد ایران زده شده است که امروز اکثر صنایع ایران ورشکسته و یا با ظرفیت بیست درصد نفسﻫﺎﯼ آخر را می کشند و کشاورزی و دامداری ایران که از هر نظر توان خود کفائی و حتی صادر کنندگی داشت به نفع مافیای وارد کنندگان محصولات کشاورزی و دامداری چنان به تباهی کشیده شده که به طور نمونه وار چایکاران کشور به گدائی روی آوردهﺍند.در چنین شرایطی است که اقتصاد بی ریشه و مبتنی بر واردات در مقابل تحریم اقتصادی مثل بید به خودش می لرزد و با تصمیم گیریﻫﺎﯼ مبتنی بر قانون جنگل امپریالیستﻫﺎ دچار تشنج مرگ می شود . این آقایان که برای حفظ منافع طبقاتی و مافیائی خودشان بیش از بیست سال به ساز بانک جهانی و صندوق بینﺍلمللی پول و سیاستﻫﺎﯼ ایران بر باد ده آن رقصیدند حتماً می دانند این سازمانﻫﺎﯼ امپریالیست ساخته، چنان برنامه ریزی کردهﺍند که در موقع مقتضی به سادگی بتوانند اقتصاد کشور را در مدت کوتاهی فلج کنند.

بر مبنای چنین اقتصادی که ارمغانی جز فقر و فلاکت و بیکاری برای کارگران و زحمتکشان شهر و روستا نیاورده است و تنها در جهت منافع دزدهای بازاری و باندهای مافیائی معمم و مکلای ریشو که چنگال خونینشان را بر دارائیﻫﺎﯼ ملی مردم انداخته و با پول آن صدها بانک و مؤسسۀ مالی رباخواری و قمارخانۀ شرعی بورس بازی راه انداختهﺍند؛ و بوروکراتﻫﺎئی که با توجه به موقعیتشان با زد و بند و رانت خواری و قاچاق به ثروتﻫﺎﯼ نجومی دست یافتهﺍند که فقط برای همسرانشان 60 میلیارد تومان جواهر می خرند در صورتی که میلیونﻫﺎ نفر نان شب ندارند بخورند. فشار تحریمﻫﺎﯼ اقتصادی کشورهای امپریالیستی گلوی زحمتکشان را بیش از پیش فشرده و باز هم شرایطی بهتر برای محتکرین و قاچاقچیان و دزدان اموال عمومی فراهم می کند.

هدف تحریمﻫﺎﯼ اقتصادی جنایتکارانۀ امپریالیستی، بنا بر اعتراف خودشان، فشار آوردن بیشتر بر همین مردم زحمتکش است تا آنها را به نارضایتی بیشتر و شورش بکشانند، تا بتوانند، بر چنین زمینهﺍﯼ به ایران تجاوز نظامی کرده و با راه انداختن جنگﻫﺎﯼ قومی و قبیلهﺍﯼ و مذهبی و با کشتار و بی خانمانی و قتل و غارت مردم زحمتکش و نابودی زیر ساختﻫﺎﯼ اقتصادی، کشور را به عصر حجر باز گردانده و با روی کار آوردن مشتی جنایتکار و خود فروخته و جاسوس نظیر مجاهد و سلطنت طلب و تجزیه طلب و ایجاد فلوجهﻫﺎ و راه انداختن ابو غریبﻫﺎ بر منابع انرژی و شریانﻫﺎﯼ آن کنترل داشته باشند.

مسلماً کارگران و زحمتکشان که تأثیرات مخرب تحریمﻫﺎﯼ اقتصادی کشورهای امپریالیستی را که نتیجۀ آن بالا رفتن روزانۀ هزینۀ زندگیشان و بیکاری و فقر و استیصال بیشتر است با پوست و گوشت و استخوان خود لمس می کنند و از این همه شقاوت و بیرحمی نفرتشان از دشمنان خارجیشان بیشتر خواهد شد و با تجاربی که از جنایات امپریالیستﻫﺎ در سالﻫﺎﯼ اخیر در یوگسلاوی و عراق و افغانستان و لیبی دارند هرگز فریب وعدهﻫﺎﯼ دروغین دفاع از حقوق بشر و دمکراسی آنها را نخواهند خورد .

مخالفت کارگران و زحمتکشان ایران با تحریمﻫﺎﯼ اقتصادی کشورهای امپریالیستی و ایستادگیشان تا پای جان در مقابل هر گونه تجاوز نظامی به ایران نه به مفهوم دفاع از رژیم جمهوری اسلامی است که دشمن داخلی و طبقاتیشان می باشد، بلکه دفاع از موجودیت خود و خانواده و طبقهﺍشان و دفاع از حق تعیین سرنوشتشان است. کارگران و زحمتکشان ایران از مستعمره شدن کشورشان، از غارت و چپاول میهن شان ، از کشته شدن اعضاء خانوادهﺍشان، از آواره و دربدر شدن خود و بستگانشان و از توهین و تحقیر و پایمال شدن حیثیتشان توسط متجاوزین و روی کار آمدن رژیمی دست نشانده شبیه عراق و افغانستان و لیبی هیچ نفعی نمی برند. کارگران و زحمتکشان ایران خواستشان استقلال، آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی است. این خواستﻫﺎ با تمکین در مقابل نیروهای استعمارگر به دست نمی آید.

رژیم جمهوری اسلامی بیشتر از دشمن خارجی از دشمن داخلی که همانا کارگران و زحمتکشان و نیروهای مترقی و مردمی و آزادیخواه هستند وحشت دارد. رژیمی می تواند در مقابل تحریم و تجاوز امپریالیستی مقاومت کند که متکی به مردمش باشد. اگر مردم اتحاد شوروی حماسۀ استالینگراد را در برابر خون آشامان فاشیست آفریدند، اگر مردم ویتنام پوزۀ امپریالیست فرانسه و آمریکا را به خاک مالیدند و اگر مردم کوبا آمریکائیﻫﺎ را با خفت در خلیج خوکﻫﺎ شکست دادند برای این بود که رژیمﻫﺎﯼ این کشورها به مردمشان و به زحمتکشان میهنشان متکی بودند و نه مثل حاکمیت مستبد و ارتجاعی ایران که اتکا به مشتی الوات چاقوکش و مزدور مسلح و مأمورین امنیتی و بازاریانی امثال عسگر اولادی مسلمان دارد. آقایان حتماً این ضربﺍلمثل را شنیدهﺍند که مرغی که انجیر می خورد نوکش کج است!

رژیم در بوق و کرنا کرده تا برای نمایش انتخاباتی مجلس فرمایشی بازار گرمی کند. مردم هنوز نتایج انتخابات ریاست جمهوری را فراموش نکردهﺍند که چگونه حضرت ولی فقیه حتی نتوانست از بین 4 نفر خودی که از هزاران فیلتر گذشته بودند انتخاب کسی را که با او اختلاف سلیقه داشت تحمل کند. حال چگونه می تواند از مردمی که اساساً برای رأی و نظرشان ارزشی قائل نیست و در صورت مخالفت با نظر او دستور سرکوب و زندان و شکنجه و به قول سردارش قاسمی "کهریزکی کردن" آنها را می دهد، انتظار داشته باشد رمه وار نقش گوسفندان بی ارادهﺍﯼ را برای او بازی کنند. کارگران و زحمتکشان ایران به خوبی می دانند، که چه کاندیداهای باند ولی فقیه و چه باند احمدی نژاد وارد مجلس شوند هیچ فرقی به حال آنها نخواهد کرد. از نظر آنها سگ زرد برادر شغال است و بدون تردید نمایش مفتضح انتخاباتی را تحریم خواهند کرد.

* * * * * * * *



به مناسبت سیﺍمین سالگرد جانباختن رفیق عباس گودرزی (علی)

وین آتش نهفته که در سینه ماست    خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت.



"صد بار در خور نام قهرمان است٬ آنکس که مردن در نبرد با مدافعان و حافظان این نظام فاسد را به مرگ تدریجی یک گذران منکوب٬ مطیعانه و برده وار مرجح شمرد". لنین"



ششم بهمن ماه سال ١٣٦۰ در جریان تصرف آمل توسط سربداران خلق٬ رفیق قهرمان ما عباس گودرزی (علی) در طی عملیات قهرمانانه به شهادت رسید. رفیق عباس، لالۀ سرخی بود که در طلوع زندگی درخشانش٬ عاشقانه با فداکاری کم نظیر در راه رهائی خلق و حزب خویش و برای اعتلای مارکسیسم ــ لنینیسم جانباخت. این کارگر قهرمان حزب کار ایران (کارگر چاپ) که مطابق مأموریت حزبی به منظور بررسی عملیات مشترک با اتحادیۀ کمونیستﻫﺎ٬ ماهﻫﺎ با رفقای سربداران در جنگلﻫﺎﯼ مازندارن فعالیت عملی داشت٬ داوطلبانه درعملیات رزمیﺍﯼ که به تصرف آمل منجر گردید٬ شرکت نمود و تنی چند ازمزدوران سیاه دل را نیز به خاک افکند. ولیکن خود نیز به هنگام عقب نشینی زمانی که به کمک یکی از رفقای مجروح شتافته بود تا او را به آخرین سنگر برساند٬ با گلولۀ دژخیم به شهادت رسید. حزب ما در سیﺍمین سالگرد تصرف شهر آمل ضمن ادای احترام به همۀ رفقای جانباختۀ سربدار و گرامیداشت یاد و خاطرۀ رفیق عباس گودرزی (علی)  یادآوری می کند که حزب ما در آن دوران به صورت تشکیلاتی، در تصرف آمل شرکت نداشت و بعدها در ارزیابیﻫﺎﯼ خود این اقدام را چپ روانه تحلیل نمود. مأموریت رفیق عباس گودرزی(علی) و ارتباط با سربداران به منظور بررسی اهداف مبارزۀ مسلحانه در جنگل و همکاری مشترک با سازمانﻫﺎﯼ سیاسی علیۀ رژیم جمهوری اسلامی صورت گرفت که متأسفانه منجر به شهادت رفیق گردید.

در سیﺍمین سالگرد جانباختن رفیق عباس گودرزیِ(علی) کادر رزمندۀ حزب کار ایران (توفان) و همۀ رفقای جانباختۀ سربدار، یادشان را گرامی می داریم و با الهام از قهرانقلابی تودهﺍﯼ خود را برای نبردهای آتی آماده می سازیم.

یاد رفیق عباس گودرزی ِ(علی) گرامی  و راهش پررهرو باد!

رجعت به عصر گیوتینﻫﺎ

در اثر تعمیق دم افزون بحرانﻫﺎﯼ سیاسی، مالی، اقتصادی و اجتماعی نظام سرمایهﺪاری، غرب امپریالیستی با گامهای بلند به سوی احیای ازرشﻫﺎﯼ قرون وسطی، عصر گیوتینﻫﺎ به پیش می تازد. با این تفاوت که گیوتینﻫﺎﯼ هراس انگیز دوره تفتیش عقاید را امروز در قالب ابزارهای بسیار پیچیده تر و البته، در قالب راهکارها و روشﻫﺎﯼ به شدت خشن تر از آنها، با جنگﻫﺎﯼ جنون آمیز اشغالگرانه و جنگﻫﺎﯼ روانی دائمی، با شستشوی مغزی با وضع قوانین ضد آزادی اندیشه و بیان، ضد تحقیق و بررسی و حتی محدود کنندۀ آزادی طرح سؤال به کار بسته و فریاد بحث موقوف را در بررسی رویدادهای تاریخی به میان کشیده است. این تفتیش عقاید ما را به یاد "قانون سیاه" رضا خانی می اندازد که "عقیدۀ کمونیستی" را جرم می دانست و مجازات ده ساله برایش تعیین کرده بود. در دوران مک کارتی در آمریکا که تا به امروز نیز ادامه دارد، افکار کمونیستی "افکار آدمﻫﺎﯼ بیمار" است و باید آنها را به تیمارستان تحویل داد، زیرا به عقیدۀ مک کارتی "آدم عاقل" که نمی تواند کمونیست باشد.

وزیر امور خارجۀ فرانسه به همین علت به کنایه بعد از تصویب قانون آزادی اندیشه و پژوهش در مجلس سنای فرانسه گفت، به تدریج منکرین مصلوب کردن عیسی مسیح و پروازش به آسمانﻫﺎ را نیز باید محاکمه کرد. در همین ارتباط است که گزارشﻫﺎﯼ اولین روزهای نیمه دوم ماه ژانویه سال جاری منابع خبری، دایر بر تصویب «قانون مجازات منکرین نسل کشی ارامنه در امپراطوری عثمانی» در مجلس سنای فرانسه و محاکمۀ قاضی بالتازار گارسون در دیوان عالی عدالت اسپانیا را می توان گامﻫﺎﯼ بزرگ دیگری در راه رجعت اروپا به عصر گیوتینﻫﺎ به حساب آورد. آلمان با ممنوعیت بحث در مورد کشتار 6 میلیون یهودی در فاجعۀ هلوکاست، در این عرصه پیشقدم بود. به تدریج "قوانین و فرمانﻫﺎ" جای پژوهشگری و بحث آزاد را می گیرد و روح دوران روشنگری اروپا را به گور می سپارد. این قانون استبدادی در فرانسه ادامۀ همان قانون "کشف حجاب" اجباری است که قبلاً به تصویب رسیده بود. نخست روی سر را قدغن می کنند و بعدا توی سر را.

در همین اخبار و گزارشﻫﺎ گفته می شود با تصویب «قانون» مجازات منکرین نسل کشی ارامنه در امپراطوری عثمانی در مجلس سنای فرانسه، منکران، به مجازات زندان و جریمه ۴۵ هزار یوروئی محکوم خواهند شد و بخش دیگر این گزارشﻫﺎ، از مسئلۀ محاکمۀ قاضی بالتازار گارسون به اتهام «سوءاستفاده از قدرت، مجبور ساختن پلیس به استراق سمع مکالمات وکلا و موکلین آنها در زندان»  حکایت می کند، که به عقیدۀ ناظران احتمالاً به محرومیت وی از کار در حوزۀ قضاوت منجر خواهد شد.

طبق این قانون مصوب مجلس سنای فرانسه، حکم محکومیت هر کس که حتی در این مورد سؤالی به ذهنش خطور کند، از قبل صادر شده و حق هر گونه دفاع از حقوق خود، از وی سلب می شود. مثلاً هیچ کس حق نخواهد داشت تحقیق و بررسی که جای خود دارد، حتی چنین پرسشی را مطرح سازد که اگر یک کشور خارجی «نسل کشی ارامنه در امپراطوری عثمانی» را به رسمیت می شناسد و منکران آن را از قبل مستوجب مجازات قانونی می داند، آیا خود نقش کمی در نسل کشی مردم مستعمرات به ویژه در آفریقا و هندوچین داشته است؟ نسل کشی در هر کجا صورت گیرد، به هر صورت مشمئز کننده و جنایتکارانه است، ولی پژوهش و پرسش را ممنوع کردن، دست کمی از نسل کشی ندارد. آیا کسی حق دارد بپرسد که مگر جمعیت ارمنی ترکیه عثمانی در سالﻫﺎﯼ اول قرن بیستم چند میلیون نفر بوده که یک و نیم میلیون نفر آنها فقط در سالهای ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ کشته شدند؟ ضمن این، نباید فراموش کرد در حالی که جمعیت جمهوری ارمنستان به عنوان کشور و مرکز اصلی سکونت ارامنه در پایان دهه اول قرن بیست و یکم، حتی به سه میلیون نفر هم نمی رسد، آیا کشتار یک و نیم ارمنی در آن سالﻫﺎ در ترکیه عثمانی اغراق آمیز به نظر نمی رسد؟ و آیا چنین قانونی، فرافکنی آشکار و دامن زدن به کینه و خصومت بین خلقﻫﺎﯼ همسایه نیست که به دلایل سیاسی تصویب شده است؟ آیا کسی حق دارد بپرسد که چرا در زمان جنگ جهانی اول، کشور آلمان امپریالیستی که متحد دولت ترکیه عثمانی بود و از تمام این رویدادها در داخل خاک ترکیه با خبر بوده و اسناد مربوطه را در بایگانیﻫﺎﯼ وزارت امور خارجه پنهان کرده است، مورد انتقاد و پرس و جو قرار نمی گیرد و کمکی به روشن شدن مسایل نمی نماید؟ آیا کسی حق دارد بپرسد که چرا دولت فرانسه در مورد اشغال قبرس توسط دولت ترکیه سکوت کرده و به یکباره مسئلۀ "کشتار ارامنه" را طرح می کند؟ آیا این رفتار بیشتر از کاسبکاری و حسابگری سیاسی نشأت نمی گیرد تا از اصولیت سیاسی؟.

وانگهی، گذشته از صحت و سقم همۀ این ادعاها، طبق کدام آئین و اصول منطقی و نوع نگرش واقع بینانه می توان حوادث تاریخی را بر اساس مواد قانونی به آیۀ آسمانی ثابت و غیرقابل تردید تبدیل کرد و تحقیق و مطالعه و بررسی و طرح پرسش دربارۀ آن را از هر کسی سلب و محقق و سؤال کننده را مستوجب مجازات قانونی دانست؟

مسئلۀ محاکمۀ قاضی گارسون در دیوان عالی عدالت اسپانیا هم چیزی غیر از این نیست. در حالی که بر اساس طرح و خواست جمعیتﻫﺎﯼ راستگرایان افراطی تحت نفوذ افراد سیاسی، وی به اتهام «سوءاستفاده از قدرت، مجبور ساختن پلیس به استراق سمع مکالمات وکلا و موکلین آنها در زندان» محاکمه می شود، آیا کسی حق ندارد بپرسد که دلیل محاکمۀ این قاضی واقعاً همین اتهامات می باشد یا تحقیقات او در در مورد بیش از یکصد هزار نفر از قربانیان مفقودﺍلاثر دورۀ فرمانروائی دیکتاتور فرانسیس فرانکو در اسپانیا، صدور حکم بازداشت ژنرال آگستو پینوشه در سال ۱۹۹۸، دیکتاتور خونخواری که با حمایت و پشتیبانی همه جانبۀ امپریالیستﻫﺎﯼ آمریکا و اروپا پس از کودتای ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۷۳، مردم شیلی را به خاک و خون کشید و تا پایان عمر از مجازات مصون ماند و هم چنین، رسیدگی او به پروندهﻫﺎﯼ باندهای قاچاق مواد مخدر و گروهﻫﺎﯼ مافیائی و یا تردید وی در مبانی حقوقی صدور اجازۀ تأسیس زندان «گوانتانامو» از سوی شش وکیل آمریکایی و اقدامات دولت امریكا علیۀ زندانیان این زندان، در کشاندن وی به پای میز محاکمه نیز مؤثر بوده است یا نه؟

البته روشن است که رجعت امپریالیستﻫﺎﯼ آمریکا و اروپا به عصر گیوتینﻫﺎ در همین موارد خلاصه نمی شود. آنها نه تنها هیچگاه از عصر گیوتینﻫﺎﯼ قرون وسطی فاصله نگرفتند، حتی، فرهنگ و سیاستﻫﺎﯼ آن دوره را همواره در قالب روشﻫﺎ و شیوهﻫﺎﯼ ریاکارانه تر و موذیانه تر به کار بستهﺍند. نمی توان از نظر دور داشت که امپریالیستﻫﺎﯼ غرب که شعبده بازیﻫﺎﯼ انتخاباتی و یا به عبارت صحیح تر، رقابت بین کیسهﻫﺎﯼ پول را به عنوان تجلی و نماد دمکراسی کذائی بورژوائی تعریف می کنند، در اواخر ماه نوامبر سال میلادی گذشته، همین ایدۀ انتخابات را نیز به هیچ گرفته، سیلویو برلسکونی و گئورگیوس پاپاندرو، نخست وزیران ایتالیا و یونان را که از طریق «انتخابات عمومی» به قدرت رسیده بودند، به راحتی کنار گذاشته و لوکاس پاپادموس و ماریو مونتی، دو تن از فراشان بانک گلدمن ساکس را به جای انها بر یونان و ایتالیا حاکم کردند.

این یک واقعیت غیرقابل انکار است که هر وقت امپریالیسم جهانی مرتکب جنایت علیۀ بشریت می شود، به عنوان یک قاعده، اهداف اصلی خود را در زیر بمباران افکار عمومی به اجرا در می آورد. هنوز بشریت جهان فراموش نکرده است، زمانی که در سال ۱۹۴۸، سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، کشور جعلی اسرائیل در اراضی فلسطین تأسیس شد و در جنگ رمضان سال ١٩۶٧، با اشغال بلندیهای جولان، صحرای سینا و بخش اعظم خاک فلسطین، خاک آن بیش از پنج برابر گسترش یافت و کشتار و بیرون راندن سیستماتیک مردم عرب فلسطین تداوم یافت، یکباره و بدون آن که تا آن وقت در هیچ سند رسمی از هولوکاست نام برده شده باشد، دستگاهﻫﺎﯼ تبلیغاتی آمریکا بر طبل هولوکاست کوبیدند و در سایۀ این تبلیغات، کشتار اعراب و اشغال سرزمینﻫﺎیشان به راحتی توجیه گردید و متعاقب آن، با تصویب قانون مجازات منکران هولوکاست، نه تنها در مقابل آزادی بیان و عقیده، تحقیق و بررسی، حتی در برابر آزادی طرح سؤال و پرسش نیز موانع قانونی ایجاد گردید. بنابر همان قانون، هیچ کس، حتی حق طرح چنین سؤالی را ندارد که: اگر بر اساس آمارهای ثبت شده، در جریان جنگ جهانی دوم، بیش از پنجاه میلیون انسان قربانی مطامع فاشیسم سرمایهﺪاری گردیدند؛ اگر از این تعداد، بیش از ۴۰ میلیون نفرسهم آلمان فاشیستی (مجموعا ١٣ میلیون نفر، شامل ۷ میلیون و نهصد هزار نظامی و در حدود ۵ میلیون نفر شهروند عادی) و خلقﻫﺎﯼ اتحاد شوروی ( ٢٧ و نیم میلیون نفر، به شمول ٨ و نیم میلیون نفر در جبههﻫﺎﯼ جنگ، ١٩ میلیون نفر غیرنظامی) بوده است، پس چگونه می توان باور کرد که از بقیه در حدود ١٠ میلیون نفر قربانیان جنگ جهانی دوم، ۶ میلیون نفر آن یهودی و الباقی در حدود ۴ میلیون نفر، سهم همۀ کشورهای جهان، از شرقی ترین نقطۀ آسیا تا غربی ترین نقطۀ اروپا و مناطق دیگر جهان بوده باشد؟

بنا بر همین موارد گفته شده و همۀ آن چه که امروزه در جهان اتفاق می افتد، به جرأت می توان گفت که امپریالیستﻫﺎ اروپا و آمریکا به سرعت به سوی احیای عریان و علنی فرهنگ و تمدن قرون وسطی، عصر تفتیش عقاید و گیوتینﻫﺎﯼ دهشتناک گام بر می دارند و این، جدی ترین خطری است که می تواند تمام دستاوردها و ارزشﻫﺎﯼ بشری را نابود سازد.

با این وصف، امروز و همیشه، تنها با پیوستن به صفوف گردانﻫﺎﯼ انقلابی، از جمله احزاب کمونیستی و مبارزِۀ متشکل و سازمانیافته، می توان تهاجم گستردۀ امپریالیسم جهانی علیۀ تمام جوانب هستی بشری را در هم شکست.

گزارشی از ایران

نظام اداری

شاید بهتر باشد وقتی در مورد نظام اداری ایران صحبت می شود اصطلاح هرج و مرج و بی نظمی اداری را به کار ببریم. برای یک کار سادۀ اداری که این روزها در کشورهای اروپائی با یک ایمیل یا یک مکالمۀ تلفنی و یا با نامه و یا یک مراجعۀ کوتاه مدت، حضوری انجام می شود باید روزها و هفتهﻫﺎ و ماهﻫﺎ و گاه سالﻫﺎ پلهﻫﺎﯼ شعب مختلف و ادارات مختلف را بالا و پائین رفت و در مواردی به شهرهای مختلف سفر کرد و در صفﻫﺎﯼ طویل منتظر ماند و هزار جور خواهش و تمنا و پارتی بازی کرد و احیاناً رشوه داد و روزانه با برخورد ناشایست و توهین آمیز دهﻫﺎ ریش پشمی و خواهران زینب بی تربیت که به عنوان کارمند ادارات مختلف مشغول مردم آزاری هستند، مواجه شد.اشکال قضیه اینجاست که در کشور ما هیچ کس در جای خود که متناسب با آگاهی، دانش و تخصصش باشد قرار ندارد. وقتی سیاست کلی براین قرار دارد که هر فرد امنیتی و سپاهی و بسیجی را به صِرف اعتقاد یا تظاهر به ذوب در ولایت فقیه بر مسند کاری گمارند، نتیجه این می شود که به جای مدرنیزه کردن و بهبود دائمی سیستم اداری بعد از سی و چهار سال از انقلاب و در قرن بیست و یکم با انبوهی از دستاوردهای علمی و پیشرفت تکنولوژی انگار به دوران قاجار بازگشتهﺍیم. روزانه بدون کوچک ترین اغراق صدها هزار نفر فقط در تهران به این طرف و آن طرف شهر در حال رفت و آمد برای کارهای اداری هستند . بعضیﻫﺎ برای صرفه جوئی در وقت هنگام کار اداری، خانوادگی مراجعه می کنند تا هر کدام از اعضاء خانواده در صفی وقت بگیرد و در این بالا و پائین رفتنﻫﺎ و مراجعات مکرر حتی به یک کارمند مجبور نباشند دوباره در انتهای صفی سی چهل نفره قرار بگیرند.

برای این که ملموس تر وضعیت را درک کنید چند مثال میزنم. دانشجوئی که امتحانات و پایان نامهﺍش را به پایان رسانده و قبول شده، برای گرفتن مدرکش حداقل سه ماه تا شش ماه باید دوندگی کند. کارگری که می خواهد سوابق کاری خود را جمع و خود را بیمه کند حداقل باید سه ماه، تمام وقت، در شعب مختلف سازمان تأمین اجتماعی سرگردان شود. کارگری را که خدمت سربازی انجام داده و در قبل از انقلاب به طور اتوماتیک این مدت جزء سوابق کارش حساب می شد، در حال حاضر ضمن پرداخت چند میلیون تومان باید به آخرین محل خدمتش مراجعه کرده و از آنجا تائیدیه بیاورد. شما فکر کنید حتی کارت رسمی پایان خدمت را هم قبول نمی کنند. مثلا فردی که در پاسگاهی در یکی از روستاهای مریوان خدمت کرده و امروز از آن روستا و پاسگاه اثری در نقشه نیست، این کارگر باید چند ماه از کار و زندگی ساقط شود تا بتواند با مخارج زیاد چنین مدرکی را تهیه کند. فردی که با گذاشتن چند میلیون در حساب سپرده برای دریافت وام مسکن هجده میلیون تومانی( که قیمت هفت متر آپارتمان هم نیست) مدت چند سال انتظار کشیده است و حالا باید چند هفته دوندگی کند و دهها سند و مدرک تهیه و به دهﻫﺎ نفر برای ضمانت رو بیندازد تا بتواند این وام چندر غازی را دریافت کند؛ و اگر شانس بیاورید که کارتان به مراجع قضائی نیفتد که باید پی چند سال دوندگی را به تنتان بمالید.

وضعیت فرهنگی

اگر بخواهیم بدون تعارف و موجز وضعیت فرهنگی حاکم بر ایران را در سه کلمه بیان کنیم باید بگوئیم زر و زور و تزویر، معیار همۀ ارزشﻫﺎ پول است . داشتن پول و اتصال به مراکز قدرت و استعداد و توانائی در دروغگوئی و تزویر و ریا و شارلاتان بازی و کلاهبرداری جایگاه و میزان مقبولیت را در هرم نظام مشخص می کند. امروز داشتن فضائل اخلاقی و انسانی مثل نوع دوستی و جمع گرائی و صداقت و صراحت لهجه، فداکاری، ایثار، از خود گذشتگی، شهامت و شجاعت ، عزت نفس، پایبندی به اصول از منظر فرهنگ رایج معنایش سادگی و حماقت است. و از نظر دستگاه حاکمه چنین آدمی خطرناک و دردسر آفرین و ضد نُرمﻫﺎﯼ جامعه است که باید مراقبش بود و تحت فشارش گذاشت تا توبه کرده و به اسلام ناب محمدی برگردد. متأسفانه حتی بخشﻫﺎئی از جامعه هم که از چنین فرهنگی منزجر بودهﺍند بر اثر عدم توانائی مقابله با آن به مرور زمان و از روی استیصال و برای ادامۀ بقاء در چنین جامعهﺍﯼ مجبور شدهﺍند با خود فریبی همرنگ جامعه و تا حدودی به آن آلوده شوند.

فشارهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حاکمیت ترور و خفقان و سرکوب در طی این دوران سیاه تأثیرات مخرب روحی و روانی گستردهﺍﯼ بر روی مردم گذاشته است. یأس، نا امیدی و بی دورنمائی، اکثریت قریب به اتفاق مردم را دچار افسردگی کرده و میلیونﻫﺎ نفر را به روان پریشی کشانده است. بر بستر چنین وضعیتی است که مردم نا امید و مستأصل، به مذهب و خرافات رو آورده و دست به آسمان، در ماه محرم برسر و سینۀ خود کوبیده و به بدبختی و بیچارگی و فلاکت زندگیشان گریه می کنند؛ و رژیم کمال استفاده را از چنین وضعیتی می کند. تمام مساجد و حسینیهﻫﺎ و تکایا سازماندهی شده و با برنامه، آن چیزی را که به آنها دیکته کردهﺍند، می گویند و تبلیغ می کنند. در محرم امسال با توجه به احتمال تجاوز نظامی به ایران تبلیغ در مورد مبارزه در راه اسلام و جنگ هشت ساله با عراق که از آن به نام دفاع مقدس نام می کنند به صورت گسترده رایج بود . دستهﻫﺎﯼ عزاداری را به کوچهﻫﺎئی که با نام شهدای جنگ نام گذاری شده بودند می بردند و در مقابل خانهﻫﺎﯼ خانوادۀ شهدای جنگ با بردن نام آنها سینه زنی می کردند. همۀ ادارات و مراکز آموزشی و بانکﻫﺎ و حتی بیمارستانﻫﺎ و درمانگاهﻫﺎ را هم شبیه حسینیهﻫﺎ و تکایا درست کرده بودند. در روستاها هم برنامۀ عزاداری و نوحه خوانی از بلندگوهای مساجد روستا تا پاسی از شب ادامه داشت.

تحریمﻫﺎ و تأثیر آن در زندگی روزمرۀ مردم

تحریم بانک مرکزی توسط آمریکا ، تبلیغات جنگی جمهوری اسلامی و مانور نظامی نیروی دریائی در خلیج فارس و هراس سرمایهﺪاران و اقشار مرفه از تشدید بحران اقتصادی و به خطر افتادن سرمایهﻫﺎیشان باعث شد که بسیاری از آنها برای تبدیل سرمایه شان به طلا و ارزهای خارجی اقدام کنند که این مسئله باعث صعود قیمت طلا و ارز در ایران شد و عدهﺍﯼ از دلالان و بیکاران مستخدمشان را به مقابل بانکﻫﺎ کشاند. بازاریﻫﺎ و عمده فروشﻫﺎ که کالایشان را با ارز دولتی و قیمتﻫﺎﯼ قبلی خریده بودند با قیمت روز حساب و به خرده فروش می دادند و مغازه داران هم با قیمت گران تر به مردم می فروشند؛ و این کارگران و زحمتکشان شهر و روستا هستند که پشتشان از این افزایش روزانۀ تورم هر چه بیشتر خم می شود. هزینۀ زندگی مردم نسبت به سال گذشته حداقل 50 درصد افزایش داشته ولی بانک مرکزی تورم را در 11 ماه گذشته فقط 22 درصد اعلام کرده . 80 درصد از کارگران ایران با قراردادهای موقت و سفید امضاء کار می کنند و دائم در هراس از اخراج با حداقل حقوق و در شرایط بسیار بد کار می کنند. بسیاری از آنها همین حداقل حقوق را هم با تأخیر چند ماهه می گیرند و میلیونﻫﺎ نفر بیکار که در آرزوی همین کارقراردادی هستند.

بسیاری از کارمندان کشوری و لشگری مجبورند برای تأمین مخارج زندگیشان کار دوم داشته باشند. حدود نود درصد از بازنشستهﻫﺎ بلافاصله بعد از بازنشستگی سعی می کنند منبع درآمد جدیدی برای خود در ارتباط با تخصص خود یا بی ارتباط با آن پیدا کنند. سرهنگ بازنشستهﺍﯼ که متخصص سیستم الکترونیک هواپیما بوده، امروز ماهواره نصب می کند. سرهنگ بازنشستهﺍﯼ با تاکسی بار کار می کند . سرهنگ ادارۀ آگاهی که خرید و فروش ضایعات پلاستیک و آهن می کند. دبیر دبیرستانی که خرید و فروش ارز می کند. دبیر بازنشستهﺍﯼ که بنائی می کند. استاد دانشگاهی که باغداری هم می کند چون حقوق ماهیانهﺍش برابر با پولی است که یک نوحه خوان در دو ساعت می گیرد. در سفری که چند هفته پیش به ساری داشتم شاهد بودم که کشاورزانی محصول مرکباتشان را که شامل پرتقال و نارنگی و لیمو شیرین بود به مبلغ 250 تومان به سلف خرها می فروختند و خریدار همین محصولات در تهران باید بهاء آنها را بین 6 تا 10 برابر و گاهی هم بیشتر به میوه فروش محل بپردازد. تازه کشاورزان به همین حد از تاراج دسترنجشان هم راضی هستند ولی دولت با اجازۀ واردات مرکبات باعث شده که اکثر آنها حتی برایشان صرف نکند میوهﻫﺎیشان را بچینند.

از این وضعیت سرمایهﺪاران بزرگ ، بازاریﻫﺎ و دلاﻫﺎ و برادران قاچاقچی و محتکرین سود می برند. 

کیش

جزیره زیبای کیش در میان آبهای شفاف و نیلگون خلیج فارس که در این فصل زمستان درجۀ حرارتی حدود 25 درجه دارد با جمعیتی حدود 25 هزار نفر که 12 هزار نفر آن بومی و بقیه مهاجر هستند، شهری است با بلوارهائی تمیزو چراغﻫﺎﯼ نئون و درختان نخل و گلﻫﺎﯼ درشت کاغذی قرمز رنگ و هتلﻫﺎ و برجﻫﺎ و بازارچهﻫﺎﯼ سرپوشیدۀ شیک و ماشینﻫﺎﯼ آخرین مدل خارجی. شهری توریستی برای تفریح اقشار نیمه مرفه سایر نقاط ایران. این شهر زیبا که سرمایهﺪاران مافیائی و از جمله خاندان رفسنجانی از آن سود می برند توسط سازمان عمران کیش که اکثر کارگرانش از منطقۀ بندر عباس آمدهﺍند آباد شده. این شهر در پس زیبائی ظاهری خود چهرۀ پنهانی هم دارد. و آن زندگی هزاران کارگر ساختمانی افغانی است که در طویلهﻫﺎﯼ دام محلۀ عربها زندگی می کنند و در گرمای بیش از 50 درجه در فصل گرما به ساختن هتلﻫﺎ و برجﻫﺎ و ویلاها مشغولند . کارگرانی که نه بیمه دارند، نه ساعت کار، نه بازنشستگی؛ علاوه بر کارگران افغانی، کارگران مهاجری که بیشتر از نواحی دیگر هرمزگان به کیش آمدهﺍند و در شهرداری و هتلﻫﺎ و رستورانﻫﺎ با حداقل حقوق و در سخت ترین شرایط کار می کنند.

حمیده کارگر 34 سالهﺍﯼ است که در بخش خدمات شرکت زیر مجموعۀ ایران خودرو در کیش کار می کند. او ماهیانه 330 هزار تومان حقوق می گیرد. دارای 4 فرزند است و 10 سال قبل شوهرش فوت کرده است. حمیده که در یکی از روستاهای بندر عباس به دنیا آمده در 9 سالگی به عقد مردی 64 ساله و زن مردهﺍﯼ در می آید که از عربﻫﺎﯼ بومی کیش بوده. بعد از مرگ شوهر با سه دختر و یک پسر بدون منبع درآمدی و حتی مسکنی برای زندگی مجبور می شود برای گذران زندگی خود و فرزندانش به صیغه شدن روی بیاورد. چند سال قبل توسط شخصی به این شرکت معرفی و استخدام می شود. حمیده که دختر هجده ساله زیبا و دیپلمه داشته از رئیس شرکت درخواست استخدام او را می کند. رئیس شرکت که به او نظر داشته دخترش را به عنوان منشی استخدام کرده و آپارتمانی از خانهﻫﺎﯼ سازمانی شرکت را در اختیار آنها می گذارد. چند ماه قبل که رئیس شرکت به جای دیگری منتقل می شود به آنها اخطار می دهند که باید آپارتمان را تخلیه کنند. حمیده که پسرش در دانشگاهی در شیراز مشغول تحصیل است بخش اعظم حقوقش را برای او می فرستد و خودش از فرط کم غذائی دچار کم خونی و سرگیجه و ضعف دائمی است. او نگران از ناتوانی در تهیه مسکن و نگران از اخراج دخترش از کار است. این نمونۀ کوچکی است از وضعیت با نشاط زندگی زحمتکشان در امﺍلقرای اسلامی ایران.

بر ماست که هوشیارباشیم

رسانهﻫﺎﯼ ايران روز چهارشنبه خبر دادند که "يکی از مسئولان تأسيسات هستهﺍﯼ  نطنز بر اثر انفجار بمبی مغناطيسی کشته شده است. در جريان ترور اين استاد دانشگاه دو نفر ديگر مجروح شدهﺍند.خبرگزاریﻫﺎﯼ ايران هويت فرد کشته شده را "مصطفی احمدی روشن" اعلام کردهﺍند. خبرگزاری ايلنا به نقل از صفرعلی براتلو، معاون سياسی و اجتماعی استانداری تهران گزارش داده است که اين انفجار در ساعت هشت و ۳۰ دقيقه صبح به وقت تهران رخ داد که در جريان آن «يک موتورسوار با متصل کردن يک بمب مغناطيسی به بدنۀ پژو ۴۰۵ که حامل سه سرنشين بوده، اين خودرو را منفجر کرد"

 ترور پی درپی دانشمندان هستهﺍﯼ ایران ،انفجار پایگاه نظامی ایران در ماه گذشته،تشدید تحریمﻫﺎﯼ اقتصادی علیۀ ایران،تشدید تبلیغات دروغین در رسانهﻫﺎﯼ امپریالیستی و دامن زدن به جنگ و تحریکات روانی ... اینها همه سلسله اقدامات امپریالیستی و صهیونیستی در جهت فراهم آوردن شرایط لازم برای تجاوز نظامی به ایران است.بر ماست که هوشیار باشیم و بی تزلزل این اقدامات امپریالیستی و استعماری را محکوم کنیم.سرنگونی رژیم مستبد جمهوری اسلامی برای مردم ایران محفوظ است و این امریک وظیفۀ داخلی است.بر ایرانیان آزاده و میهن پرست است که در هر کجائی که هستند فریاد اعتراض برآرند و مخالفت قاطع خودرا علیۀ تحریم اقتصادی و هر گونه تجاوز نظامی و خرابکاری علیۀ ایران ابراز دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سندی در افشای دست داشتن موساد در ترور دانشمندان ایرانی

تایم: موساد دانشمندان هسته‌ای ایران را ترور کرده‌است   

چند روز پس از سوء قصد در تهران به جان مصطفی احمدی روشن، مهندس شیمی و معاون بازرگانی سایت غنی‌سازی اورانیوم نطنز که به قتل او و محافظش، رضا قشقایی منجر شد، گمانه‌زنی در رسانه‌های جهان دربارۀ عوامل این قتل ادامه دارد.

یکی از تازه‌ترین مقاله‌ها را در این زمینه، نشریۀ آمریکائی "تایم" شنبه منتشر کرده‌است که "با یقین"، این سوء قصد را به اسرائیل نسبت داده و مدعی شده ‌است که یک "مقام اسرائیلی" نیز به این نشریه چنین گفته ‌است: «آری. یکی دیگر. من برای او (احمدی روشن) عزادار نشده‌ام».

مهندس مصطفی احمدی روشن، ۳۲ ساله، بامداد چهارشنبه گذشته در خیابان گل‌نبی در نزدیکی میدان کتابی تهران در حالی که درکنار محافظ و راننده خود در اتومبیل نشسته بود، بر اثر انفجار بمبی که به پژوی ۴۰۵ نقره‌ای‌رنگ او چسبانده شد، به قتل رسید. محافظ این مقام جوان ایرانی نیز پس از مدت زمان کوتاهی در بیمارستان جان داد.

نشریه آمریکایی تایم با استناد به "منابع اطلاعاتی غربی"، بدون ذکر نام آنها، نوشته ‌است که موساد عامل اجرای قتل اخیر بوده‌است.

این "منابع اطلاعاتی غرب" گفته‌اند که وجود شباهت‌های بسیار میان شیوۀ اجرای این قتل با سایر سوء قصدهائی که در چند سال گذشته علیۀ جان چهره‌های مرتبط با برنامه‌های اتمی ایران انجام شده‌است، این فرضیه را تقویت می ‌کند که این اقدام نیز از سوی اسرائیل صورت گرفته باشد.

تایم با استناد به "اعترافات" پخش شده از زبان مجید جمالی فشی، شهروند ایرانی که چند ماه پیش اعدام شد، به آموزش افراد از سوی عوامل موساد برای قتل عوامل مرتبط با برنامه‌های هسته‌ای ایران اشاره کرده و سخنان جمالی فشی را یادآوری کرده که از نحوۀ آموزش خود "دقیقاً با همان موتورسیکلت‌های ایرانی در اسرائیل" سخن گفته بود.

مجید جمالی فشی، که در گذشته مدال‌آور رشته‌های ورزشی رزمی برای ایران نیز بود، در "اعترافات" خود گفته بود که در جریان سفرهائی به خاور دور و چند نقطۀ دیگر جهان، با عوامل موساد ارتباط برقرار کرد و چند روزی نیز به اسرائیل برده شد تا تحت آموزش‌های عملی بیشتر قرار گیرد.

مجید جمالی فشی به عنوان عامل قتل دکتر مسعود علیمحمدی معرفی و محکوم، و سپس اعدام شد.

دکتر علیمحمدی که استاد فیزیک کوانتوم دانشگاه تهران بود، در دوازدهم ژانویه ۲۰۱۰ هنگام بیرون آوردن اتومبیلش از پارکینگ خانه خود در قیطریه کشته شد و قتل مهندس مصطفی احمدی روشن، دقیقاً دو سال بعد، در یازدهم ژانویه در یک کیلومتری وزارت اطلاعات ایران در شمال غرب تهران، رخ داد.

مجید شهریاری، یک فیزیکدان استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران که گفته می ‌شد او نیز با برنامه‌های اتمی ایران مرتبط بود و هم چنین فریدون عباسی دوانی استاد دیگر فیزیک اتمی، هر دو ۱۴ ماه پیش در شمال تهران در فاصله‌ای نه چندان دور از هم، به شیوۀ مشابهی در یک روز، مورد سوء قصد قرار گرفتند.

در سوء قصدهای ۱۴ ماه پیش، مجید شهریاری کشته شد اما فریدون عباسی دوانی پس از پایان دوران نقاهت ناشی از جراحت، به ریاست سازمان انرژی اتمی ایران نیز منصوب گردید؛ مقامی که همچنان آن را در اختیار دارد.

نشریۀ آمریکائی تایم به قتل داریوش رضائی ‌نژاد نیز که در اوج تابستان گذشته در کنار خانۀ خود در تهران با سوء قصدی از سوی سرنشینان یک موتورسیکلت به شیوۀ مشابه کشته شد، اشاره کرده ولی یادآور شده ‌است که ارتباط داریوش رضایی‌نژاد با برنامه هسته‌ای ایران همچنان در ابهام قرار دارد.

به‌نوشتۀ تایم، این شیوه‌های کاملاًً مشابه در سوء قصدها بود که موجب شد تا بلافاصله پس از قتل مهندس احمدی روشن در چهارشنبۀ گذشته، مقامات ایران انگشت اتهام را به سوی "رژیم صهیونیستی" نشانه بگیرند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، نیز پنج‌شنبه در پیامی این قتل را با اطمینان، به موساد اسرائیل و سیای آمریکا نسبت داد و تأکید کرد که از انتقام صرف‌نظر نخواهد شد.

روزنامۀ کیهان تهران نیز پنج‌شنبه در مقاله‌ای نوشته بود که "حامیان سینه‌چاک" حکومت ایران در منطقه می ‌توانند فرماندهان نظامی و مقامات اسرائیلی را به قتل برسانند و باید انتقام‌جوئی شود.

دولت ایران شنبه با ارسال پیامی برای آمریکا و بریتانیا از آنها در بارۀ این قتل توضیح فوری خواسته و مدعی شد که "اسنادی" در مورد دخالت این کشورها در این قتل به دست آورده‌است.

وزیران دفاع و خارجۀ آمریکا "با قاطعیت" هر گونه مداخلۀ کشور خود در این سوء قصد را رد کرده‌اند؛ وزیر دفاع آمریکا چهارشنبه در سخنرانی در تگزاس گفته بود که آمریکا تنها حدس و گمانه‌هائی دربارۀ عوامل این رخداد دارد.

در اسرائیل، شیمون پرز، رئیس جمهوری اسرائیل، جمعه در مصاحبه با بخش اسپانیایی شبکۀ سی.ان.ان. گفته بود که "تا جائی که وی اطلاع دارد"، کشورش در این قتل دخالتی نداشته‌است.

آقای پرز گفته بود که متهم کردن آمریکا و اسرائیل به هر حادثۀ غیر عادی که در ایران رخ می ‌دهد، یک "مد" و رویکرد همیشگی شده‌است.

نشریۀ تایم با اشاره به واکنش‌های نه چندان یکسان اسرائیل و آمریکا در قبال رخدادهای ایران، یادآوری می ‌کند که در حالی که آمریکا به تلاش‌های پیگیرانۀ خود در سطح جهانی برای سنگین ‌تر کردن اهرم فشار اقتصادی بر گردۀ ایران با هدف وادار کردن سران ایران به تغییر مسیر برنامه‌های هسته‌ای این کشور ادامه می ‌دهد، مقامات اسرائیل هر از گاهی تکرار می ‌کنند که این فشارها نیز ممکن است که کارساز نباشد و می ‌گویند که شاید در نهایت، در پیش گرفتن گزینۀ نظامی، یک ضرورت باشد.

تایم در همین حال نوشته ‌است که اسرائیل هرگز نقش خود را در پیشاهنگی تلاش‌ها برای کاهش سرعت پیشرفت برنامۀ اتمی ایران کتمان نکرده‌است.

به ‌نوشتۀ تایم، دان شاپیرو، سفیر آمریکا در اسرائیل، در مصاحبه‌ای مشروح در همین روزها با روزنامۀ اسرائیلی معاریو تأکید کرده ‌است که اگر تلاش‌های سیاسی و اقتصادی برای تغییر مسیر و هدف برنامه‌های هسته‌ای ایران کارساز نباشد، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا نیز با صراحت گفته‌است که "همۀ گزینه‌ها به روی میز است؛ هر احتمالی ممکن است".

سفیر آمریکا این را نیز گفته‌است: "من حتی فراتر از رئیس‌جمهور اوباما تأکید کرده و می ‌گویم که آمریکا دارد فعالانه این گزینه‌های دیگر را هم بررسی می‌کند"...

تایم این را هم یادآوری کرده‌است که سفیر آمریکا در اسرائیل گفته ‌است که کشورش حتی به تمرین‌های هوائی برای احتمال ورود به کارزار نظامی علیۀ ایران نیازی ندارد و حضور نیروهای آمریکائی در منطقۀ خلیج فارس گسترده‌است.

نشریه آمریکائی تایم این ادعا را نیز مطرح کرده‌است که اسرائیل در پشت پرده، انفجار دو ماه پیش در پادگان سپاه پاسداران در منطقۀ ملارد در استان البرز بوده است؛ انفجار مهیبی که به مرگ سرلشگر حسن تهرانی مقدم، بنیان‌گذار و فرماندۀ یگان موشکی سپاه پاسداران و ده‌ها نیروی نظامی دیگر در این واحد موشکی منجر شد؛ ادعائی که سران ایران پیشتر آن را رد کرده و تأکید کرده بودند که حادثه‌ای کاری در زمان آزمایش موشک‌های جدید رخ داده‌است.


http://www.radiofarda.com/content/f12_time_claims_mossad_assassinated_iranian_scientists