۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه


      به یاد رفیق بهرام رازی

 

رفیق بهرام رازی با نام مستعار جمال٬ در یک خانوادهﯼ متوسط و شریف چشم به جهان گشود. در دوران تحصیل، فردی با استعداد بود و در همهﯼ کارهایش پشتکار فوقﺍلعادهﺍﯼ داشت. با اوج گیری مبارزات خلق ستمدیدهﯼ ایران در سال ٥٧ رفیق به همراه برادر و یکی از همرزمانش فعالیت گستردهﯼ خود را در سطح مدارس بجنورد آغاز کرد و در بسیج دانش آموزان مدارس برای تظاهرات و میتینگ و افشاگری علیهﯼ رژیم مزدور شاه فعالیت چشمگیر داشت.

رفیق بهرام رازی به کمک برادر قهرمانش رفیق نادر رازی با افکار مارکسیستی آشنا شد و پس از مطالعه در اوایل ٥٨ حزب کار ایران را تنها تشکل به حق کمونیستی یافت. از این رو با عشقی وصف ناپذیر فعالیت انقلابی خود را در حزبمان آغاز نمود. سرانجام مدتﻫﺎ پس از آموزشﻫﺎﯼ لازم توانست با شهامت و سرافرازی به افتخار عضویت در حزب نائل آید.

شور و عشق بی پایانش به تودهﻫﺎﯼ رنج و کار سبب شد تا رفیق برای کمک به آنها عاشقانه به میانشان بشتابد و برای با سواد کردن زحمتکشان به محلات فقیر نشین شهر می رفت و با جان و دل در این راه می کوشید. از این رو در قلب مردم جای ویژهﺍﯼ داشت. رفیق بهرام به کمک دیگر رفقا برای بالا بردن سطح آگاهی سیاسی٬ اجتماعی دهقانان محروم و رنجدیده و هم چنین برای افشای هر چه بیشتر عملکردهای رژیم مدافع فئودالﻫﺎ و سرمایهﺪاران، اقدام به پخش نشریهﯼ "اتحاد دهقانان" می نمودند که نقش بسیار مٽبتی در این زمینه ایفا نمود. رفیق خطاط و نقاش زبردستی بود. در تظاهرات و میتینگﻫﺎ اکٽر پلاکاردهای حزب را می نوشت. بسیاری از رفقای حزبی برای آموزش خطاطی و نقاشی پیش او می رفتند و او با صبر و حوصله و بردباری به همه آموزش می داد. گر چه خودش در میان مردم شهر نیست٬ اما شعارهای خوش خط و زیبائی که بر در و دیوار شهر تا مدتﻫﺎ باقی مانده بود٬ حکایت از عشق و ایمان او به خلق شریف و رزمندهﯼ میهن می کرد.رفیق بهرام نویسندهﯼ توانائی بود و در این زمینه به حزب کمکﻫﺎﯼ زیادی نمود. رفیق یار با وفای رفیق شهیدمان یدالله٬ در یک روز به حزب معرفی شدند و قلب عاشق و تپیده شان به خلق و آزادی میهن٬ توسط دژخیمان جمهوری اسلامی در یک روز از کار افتاد.

رفیق بهرام در مرداد ٦۰ در یک مأموریت حزبی دستگیر شد. او در مقابل دشمنان خلق٬ چون کوه استوار ماند و شکنجهﻫﺎﯼ مزدوران خمینی نتوانست کوچک ترین خللی در عزم آهنینش به وجود آورد. او رفت اما راز خلق نگفت و دفتر عشق او ایمان به حزب پرولتاریا را برای دشمنان خلق باز نکرد. در زندان همواره روحیهﯼ خود را حفظ نمود و به خاطر "توبه نکردن" مورد خشم و کین جلادان قرار گرفت. بارها به دلیل تسلیم ناپذیری به سلول انفرادی برده شد ولی قهرمان ما با کینهﯼ طبقاتی و خشم انقلابی به دشمنان سیه دل و اعتقاد و ایمان به حزب پرولتاریا و ایدئولوژی مارکسیسم ــ لنینیسم٬ شکنجهﻫﺎﯼ قرون وسطائی را تحمل کرد. عشق و ایمان به پیروزی خلق سبب شد که حتی در زندان هم دست از مبارزه برندارد. او به همراه رفقای شهید یدالله و رضا، هستهﯼ حزبی داخل زندان را به وجود آوردند و مصمم بودند که حتی به قیمت جانشان نگذارند ارتجاع بر زندان حاکم گردد و ارادهﯼ زندانیان را در هم شکند. بعد از یک سال که رژیم به عظمت و نقش انقلابی رفقا پی برد٬ در پی شکنجهﯼ وحشیانه٬ رفقای سه گانه ما را در یک بیدادگاه فرمایشی مجدداً محاکمه  و حکم اعدام آنها را صادر می نماید. سحرگاه خونین یکشنبه ١٤ شهریور٬ سه مبارز خستگی ناپذیر٬ سه عقاب تیز پرواز و سه امید و عشق توسط مزدوران رژیم خمینی تیرباران می شوند. رفیق بهرام قبل از اعدام٬ به حزب پیام فرستاد که با قدرت هر چه بیشتر راهشان را ادامه دهیم.

خوشا که مبارزه و نفرت خلق و فرزندان دلاورشان با اعدام و در بند نمودن آزادیخواهان پایان نمی یابد.

 

جاودان باد خاطرهﯼ توفانی شهید رفیق بهرام رازی

در حاشیهﻯ عملیات تروریستی در دمشق


امپریالیستﮬﺎ تروریسم را به بد و خوب تقسیم کردهﺍند. آن تروریسمی که به نفعشان باشد،تروریسم خوبی است، از آن دفاع می کنند و در یک کارزار رسانهﺍﻯ آن را به عنوان یک "امر رهائیبخش که عین آزادی و حقوق بشر" است، به خورد افکار عمومی می دهند. مثلاً عملیات تروریستی در دمشق توسط جریانات القاعده و مزدوران امپریالیست برای سرنگونی رژیم بشار اسد امر خوبی است و می تواند اجلاس شورای امنیت سازمان ملل را برای یک رأی گیری مثبت و حملهﻯ نظامی به سوریه ترغیب کند.... و سرانجام " آزادی" را برای مردم به ارمغان آورد... چنین تروریسمی خوب است.!

اما ترور در عربستان علیهﻯ رژیم وهابی و نوکر آمریکا امر بدی است زیرا منافع آمریکا را به خطر می اندازد، زیرا نفت عربستان پشتوانهﻯ دلار آمریکاست... لذا رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی این ترور را محکوم می کنند زیرا "مغایر حقوق بشر است".... چنین تروریسمی بد است.!

ریاکاری امپریالیستﮬﺎ حد و مرزی ندارد. فقط کسانی چنین ریاکاریﮬﺎﻯ سیاسی و اغواگرانه را می پذیرند که نادان و جاهل و یا جیره خوار امپریالیستﮬﺎ باشند.

انفجار بمب در دمشق و عملیات تروریستی در سوریه، سناریوئی است از طرف امپریالیست آمریکا و متحدینش برای سرنگونی رژیم سوریه و گماردن رژیمی همانند رژیم لیبی و یا نطیرآن برای تأمین منافع استراتژیک آمریکا و اسرائیل در منطقه. این هیاهوی امپریالیستی و عملیات تروریستی در سوریه هیچ ربطی به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر ندارد و از منظر حزب ما به شدت محکوم است.

 

مرگ بر امپریالیست آمریکا این بزرگترین تروریست دولتی جهان!

دست امپریالیستﮬﺎ و صهیونیستﮬﺎ از سوریه کوتاه باد!

                                                               

نقل از فیسبوک توفان

 

چهارشنبه 18 ژوئيه 2012 - 28 تیر 1391

 

***

حزب ما بارها تحلیل کرده است، امپریالیستﮬﺎ در پی آن هستند که رژیم گماشتهﺍﻯ نظیر رژیم لیبی را که گوش به فرمان آمریکا باشد بر مسند قدرت بنشانند. سیاست راهبری امپریالیست آمریکا هژمونی بلامنازع در منطقهﻯ خاورمیانه و خلیج فارس و کنترل کامل منابع نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی است."شورای ملی سوریه و ارتش آزاد آن" وسیلهﺍﻯ است در دست امپریالیستﮬﺎ برای تحقق چنین هدف ارتجاعی.
ما بارها تأکید کردهﺍیم که خلق سوریه حق دارد خودش بر سرنوشتش تصمیم بگیرد. مبارزهﻯ مردم سوریه برای آزادی و عدالت اجتماعی بدون پیوند با مبارزهﻯ ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی بی معنی است و راه به جائی نخواهد برد. این امر در مورد کشور ما ایران نیزصادق است و چشم پوشی ازمبارزهﻯ ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی، به دام امپریالیستﮬﺎ در غلطیدن است و بس.

ضد انقلاب در سوریه

 

·        

 

آنچه امروز در سوریه می گذرد انقلاب نیست. جوششی از درون جامعه برای آزادی و عدالت اجتماعی و حفظ استقلال نیست. ضد انقلاب است. "اپوزیسیون شورای ملی و ارتش آزاد سوریه" که همه جانبه مورد حمایت مادی و معنوی امپریالیست جنایتکارآمریکا و ممالک ارتجاعی عربی و رژیم ترکیه قرار می گیرد با خواستهﮬﺎﻯ رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز تطابق دارد. استعمارگران می خواهند حکومت سوریه را از درون متلاشی... سازند، زیرا این تلاشی در جهت مصلحت اسرائیل است که با خالی شدن پشت جبههﻯ ایران تجاوز نظامی به کشور ما سهل تر متحقق گردد.

دولتﮬﺎﻯغربی به ویژه آمریکا در جهت این مصلحت حرکت می کنند و نه در جهت برقراری آزادی و دموکراسی که مردم سوریه مستحق آن هستند.نیویورک تایمز 21 ژوئن خبر داد که افسران سازمان جاسوسی آمریکا در جنوب ترکیه به سازماندهی فراریان و خود فروختگان سوری می پردازند و عربستان سعودی نیز حقوق ماهیانهﻯ " ارتش آزاد سوریه" را تأمین می کند. خبرهای دیگر حاکیست که دولت متجاوز و نژادپرست اسرائیل نیز از طرق مختلف به "اپوزیسیون سوریه" و "ارتش آزاد" سوریه یاری می رساند.....تمام رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی با امکانات سرسام آورشان عزمشان را جزم کرده تا سناریوی لیبی را در سوریه متحقق سازند.آنها بیشرمانه فرمان استعفا و پناهنده شدن بشار اسد را در بوق و کرنای خود می دمند و به شستشوی مغزی افکار عمومی می پردازند.این رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی از هیچ جعل و دروغی برای تحقق اهداف استعماری در سوریه دریغ نمی ورزند و یک صدا از "انقلاب" سوریه دفاع می کنند

حال نیروهائی که چشم بر این همه واقعییات می بندند و اراجیف آمریکا و اسرائیل درمورد" انقلاب" سوریه را تکرار می کنند، یا مشتی جاهل و نادان هستند و یا مزدوران جیره خوار امپریالیست در ایران و منطقه.

حزب ما بارها تحلیل کرده است، امپریالیستﮬﺎ در پی آن هستند که رژیم گماشتهﺍﻯ نظیر رژیم لیبی را که گوش به فرمان آمریکا باشد بر مسند قدرت بنشانند. سیاست راهبری امپریالیست آمریکا هژمونی بلامنازع در منطقهﻯ خاورمیانه و خلیج فارس و کنترل کامل منابع نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی است."شورای ملی سوریه و ارتش آزاد آن" وسیلهﺍﻯ است در دست امپریالیستﮬﺎ برای تحقق چنین هدف ارتجاعی.

ما بارها تأکید کردهﺍیم که خلق سوریه حق دارد خودش بر سرنوشتش تصمیم بگیرد. مبارزهﻯ مردم سوریه برای آزادی و عدالت اجتماعی بدون پیوند با مبارزهﻯ ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی بی معنی است و راه به جائی نخواهد برد. این امر در مورد کشور ما ایران نیزصادق است و چشم پوشی ازمبارزهﻯ ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی، به دام امپریالیستﮬﺎ در غلطیدن است و بس.

به زیرکشیدن رژیم بشاراسد و هر گونه تغییر و تحولی در این کشور یک وظیفهﻯ درونی است و بر نیروهای انقلابی و مترقی ایرانی است که قاطعانه توطئه و دخالت جهانخواران بینﺍلمللی و مزدوران منطقهﺍﻯ شان در امور داخلی سوریه را محکوم کنند و ضد انقلاب آمریکائی ــ صهیونیستی اپوزیسیون "شورای ملی و ارتش آزاد سوریه" را افشا سازند.

دست امپریالیستها از سوریه کوتاه باد!

 

 نقل از فیسبوک توفان حزب کارایران
سخن هفته
چهارشنبه 11 ژوئیه


 

قرن بیست و یکم، قرن دروغﮬﺎﻯ بزرگ

 

آنجا که پای منافع به میان می آید، جعل و دروغ، جای حقیقت و راستی را می گیرد و به چنان فجایع جبران ناپذیر و هولناکی می انجامد که گاهی وقتﮬﺎ، عقل بشری از تحلیل و توضیح آن عاجز می ماند.

گر چه سراسر تاریخ جوامع طبقاتی و طبقات حاکم چیزی غیر از دروغ و ریاکاری و جنایت بر اساس آنها نیست ولی، بزرگ ترین دروغﮬﺎﻯ تاریخ موجودیت بشر در قرن بیست و یکم با دروغﮬﺎﻯ "رسمی" پیرامون حوادث تروریستی۱۱سپتامبر۲۰۱۱ واشینگتن و نیویورک آمریکا آغاز گردید و رفته رفته بر دامنه و وسعت آن، چنان افزوده شد که بهانه و مستمسک عوام پسندی برای شروع جنگﮬﺎﻯ امپریالیستی دائمی و مداخلات نظامی گستاخانهﻯ غرب در امور همهﻯ کشورها گردید. دروغﮬﺎ پیرامون حوادث واشینگتن و نیویورک چنان بزرگ بود که جهان امروز را به "رحمت خوانی" بر گوبلز، بزرگ ترین دروغپرداز و شایعه ساز قرن بیستم مجبور ساخت. با این که جوزف گوبلز پس از ختم جنگ جهانی دوم خودکشی کرد ولی، راه و روش او، همواره از سوی پیروان غربیﺍش ادامه یافت و در تمام حوادث خطرناک جهان، از جمله در جنگﮬﺎﻯ شبه جزیرهﻯ کره، ویتنام، در حادثهﻯ خلیج خوکﮬﺎ و به طور کلی در همهﻯ جنگﮬﺎﻯ منطقهﺍﻯ و کودتاهای نظامی، در کار تجزیهﻯ یوگسلاوی، در کشتار میلیونی مردم و ترور رهبران ترقیخواه کشورهای مختلف، مثل پاتریس لومومبا، عمر توریخوس، سالوادور آلنده، موریس بیشاب و بسیاری دیگر از سوی سازمانﮬﺎﻯ امنیتی ــ جاسوسی غرب، به ویژه سازمان سیا و انتلیجنت سرویس و موساد به کار بسته شد.

اگر چه حوادث تروریستی۱۱ سپتامبر۲۰۱۱ واشینگتن و نیویورک به سازمان تروریستی سیا ساختهﻯ "القاعده" نسبت داده شد. ولی صرفنظر از صحت و سقم آن، بسیاری از  کارشناسان و تحلیل گران سیاسی نیز این واقعه را، بدون دخالت و همیاری بخشی از سازمانﮬﺎﻯ پلیسی ــ امنیتی آمریکا غیر ممکن ارزیابی می کنند.

 

 

مطالعات و تحقیقات بعدی هم نشان دادند که عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر۲۰۱۱ طبق برنامه و طرح قبلی به اجرا در آمد. به ویژه این که طی این حوادث نه تنها برجﮬﺎﻯ دوقلوی مرکز "تجارت جهانی" و ساختمان پنتاگون مورد هدف قرار گرفتند، حتی برج شماره ۷ نیز تخریب گردید، که رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی و دولت بوش مانع از انتشار خبر آن شدند و دولت بعدی، دولت باراک اوباما نیز همچنان بر پوشیده ماندن اسرار آن اصرار می ورزد. چنین سیاستی شک بر انگیز است چرا که ادعای تخریب همهﻯ آنها، به خصوص، برج شماره ۷ در اثر برخورد هواپیماهای مسافری، با قوانین فیزیک همخوانی نداشت و این ظن را ایجاد می کند که این برجﮬﺎ در اثر بمبگذاری تخریب شدند و در خوشبینانه ترین حالت، حتی اگر این کار به دست "القاعده"، ساخته و پرداختهﻯ سازمانﮬﺎﻯ جاسوسی غرب هم صورت گرفته باشد، در اصل، به معنی آن است که به دست خود نهادهای پلیسی ــ امنیتی آمریکا به اجرا در آمدند.جالب توجه این که اگرچه دربارهﻯ شمار کشته شدگان این حوادث تروریستی بیش از حد بزرگ نمائی شده ولی، اغلب قربانیان آنها را کارکنان غیر اداری تشکیل می دهد که در میان آنها نیز حتی یک نفر یهودی نسب هم وجود ندارد و خود این، به معنی آن است که همهﻯ عملیات، می تواند با همآهنگی و توافق نهادها و مجامع صهیونیستی صورت گرفته باشد.

دروغ بزرگ دیگر قرن بیست و یکم این بود که بلافاصله بعد از حوادث تروریستی واشینگتن و نیویورک، انگشت اتهام به سوی "القاعده"ﻯ سیا ساخته و رئیس معلومﺍلحال آن، اوسامه بن لادن نشانه رفت. چرا؟ پاسخ سر راست این چرا این است که هدف اشغال افغانستان و تبدیل این کشور به بزرگ ترین پایگاه نظامیان تروریست امپریالیسم جهانی، ناتو بود. زیرا، اختفای ساختگی اوسامه بن لادن ظاهراً از تعقیب سازمان سیا و حضور گستردهﻯ "القاعده" به عنوان یک سازمان مسلح تروریستی وابسته به سازمانﮬﺎﻯ امنیتی ــ جاسوسی امپریالیسم جهانی، به خصوص آمریکا، انگلیس و اسرائیل  در افغانستان، زمینهﻯ مساعدی برای اشغال هدفمند آن ساخته بود. چرا که افغانستان به عنوان یکی از مناطق استراتژیک مهم جهان، واقع در میان کشورهای هند، چین، آسیای مرکزی، روسیه و ایران، مکان بسیار مناسبی برای دست درازیﮬﺎﻯ امپریالیسم به کشورهای اطراف آن به حساب می آید. به همین سبب هم از ده سال پیش، به اشغال نظامی غرب در آمده و اغلب مناقشات و درگیریﮬﺎﻯ منطقهﺍﻯ از آنجا اداره می شود.

 

دروغ بزرگ بعدی قرن بیست و یکم پس از دروغﮬﺎﻯ حوادث تروریستی واشینگتن و نیویورک، افغانستان و القاعده، در رابطه با عراق طراحی و شایع شد. پس از جنگ مشهور به "جنگ خلیج" در سال ۱۹۹۰ و اعمال تحریمﮬﺎﻯ اقتصادی شدید علیهﻯ مردم عراق، که موجب کشته شدن بیش از ۶۰۰ هزار فقط کودک عراقی گردید، دروغپراکنی مقامات و رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی پیرامون وجود "سلاحﮬﺎﻯ کشتار جمعی" در عراق، ابعاد کم سابقهﺍﻯ به خود گرفت.

 

در مقابل فشارهای بی وقفهﻯ امپریالیستﮬﺎﻯ آمریکا و اروپا به عراق، سازمان ملل متحد هیئت بارزسان تسلیحاتی خود را به سرپرستی هانس بلیکس به این کشور فرستاد. با این که نتایج بارزسیﮬﺎ، دروغ پراکنیﮬﺎﻯ بی وقفهﻯ کارگزاران غرب پیرامون وجود سلاحﮬﺎﻯ کشتار جمعی در عراق را ثابت کرد ولی، امپریالیستﮬﺎﻯ مرتجع آمریکا و انگلیس، با سر هم بندی کردن دروغ دیگری، رژیم عراق را به فریب بازرسان متهم کرد و فشارها را تا آنجا ادامه داد که حتی عراق مجبور شد موشکﮬﺎﻯ "ساموت ۲" را که گویا برد آنها ۱۰ کیلومتر بیش از "حد مجاز" بوده، با حضور بارزسان سازمان ملل متحد از بین ببرد. با این وجود، اشتهای دروغپردازان غربی سیر نشد و در ماه مارس سال ۲۰۰۳ عراق، پس یک دوره بمباران دیوانه وار، به اشغال کامل امپریالیستﮬﺎﻯ آمریکا و اروپا در آمد و پس از آن نیز هیچ نوع "سلاح کشتار جمعی" در عراق یافت نشد. نکتهﻯ جالب بسیار قابل تأمل و اغلب، فراموش شده در همین رابطه، این است که دیوید کلی، عضو انگلیسی هئیت بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل بیش از دیگر اعضای هئیت بر دقت بازرسیﮬﺎ و عدم وجود "تسلیحات کشتار جمعی" در عراق اصرار داشت اما وی پس از مدت کوتاهی، قربانی اصرارهای خود شد و او را "خودکشی" کردند. نتایج این دروغ بزرگ نیز چیزی نیست که بتوان کتمان و انکار یا توجیه و تعبیر کرد: کشوری کاملاً ویران، تجزیه شده، آشوب زده، گرفتار هرج و مرج، بدون دولت مقتدر و ارتش قادر به دفاع از حریم کشور، بیش از نیمی از جمعیت آن کشته، مجروح، معلول، آواره و بالاخره، بیکاری و بی خانمانی تودهﺍﻯ... که حتی پس از خروج ظاهری نظامیان اشغالگر و به جا گذاشتن ارتشﮬﺎﻯ مزدور و تروریستﮬﺎﻯ مسلح در سال ۲۰۰۹، هر روز را با انفجارهای تروریستی متعدد و کشتارهای جمعی پشت سر می گذارد. آخرین نمونهﻯ آنها، وقوع ۱۲۴ انفجار تروریستی در روز دوشنبه، ۲ مرداد ماه در شهرهای مختلف عراق بود که چندین صد نفر کشته و مجروح و ویرانیﮬﺎﻯ عظیم در پی داشت.

پس از افشاء و رسوائی این دروغﮬﺎ، غرب امپریالیستی بدون کمترین شرمی، به دروغ پردازیﮬﺎﻯ خود ادامه داد و اخلاف خبیث گوبلز و هیتلر قرن بیستم، موفق شدند سودان، بزرگ ترین کشور آفریقا را به آشوب کشیده، به دو "کشور" سودان شمالی و جنوبی تجزیه نمایند.

 

دروغ پردازی غربیﮬﺎ در حادثهﻯ بمباران و اشغال لیبی شکل به شدت وقیحانهﺍﻯ به خود گرفت. در سال ۲۰۱۱، بدون این که هیچگونه حرکت اعتراضی در هیچکدام از شهرهای لیبی صورت بگیرد، تروریستﮬﺎﻯ مسلح تحت امر ناتو، ناگهان از شرق کشور به سوی بنغازی به حرکت در آمدند و ماشین تبلیغاتی غرب با دروغ پراکنی و انتشار صحنهﮬﺎﻯ شبیه سازی شده در رسانهﮬﺎﻯ تصویری، رژیم معمر قذافی را به «سرکوب و بمباران اعتراضات مسالمت آمیز مردمی» متهم کردند و در کوتاه ترین مدت با اخذ «مجوز» منطقهﻯ پرواز ممنوع از شورای امنیت سازمان ملل متحد، بلافاصله بمباران این کشور را آغاز و در عرض تقریبا ۶ ماه بیش از ۱۶۰ هزار از مردم آن را کشته، دولتش را ساقط و پیشرفته ترین کشور آفریقا و خاورمیانه را به ویرانه تبدیل کردند.

پس از اشغال لیبی و ترور سبعانه معمر قذافی، در این کشور نیز مثل عراق که هیچ آثاری از سلاحﮬﺎﻯ کشتار جمعی یافت نشد، هیچ نشانهﺍﻯ از "بمباران و سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردمی" گویا توسط رژیم قذافی، به دست نیامد و هیچ کسی هم به خاطر این دروغ پراکنیﮬﺎ و صحنه سازیﮬﺎ به دست نهادهای قضائی بینﺍلمللی سپرده نشده است.

 

امپریالیستﮬﺎﻯ غرب، پیش از آن که از دریدن جنازهﻯ لیبی دست بردارند، دروغﮬﺎ و صحنه سازیﮬﺎﻯ خود در این کشور را، عیناً علیهﻯ سوریه به کار گرفتند. هم اکنون بیش از ۱۷ ماه است که در سوریه می جنگند. نیروگاهﮬﺎﻯ برق، خطوط انتقال نفت و گاز، اماکن مسکونی و دولتی و غیره را منفجر می کنند. به منظور تحریک افکار عمومی، افراد غیرنظامی، بخصوص زنان و کودکان را عمداً در روستاها و شهرهای کوچک و کم جمعیت به فجیع ترین شکل قتل عام می کنند. فجایع روستاها و شهرکﮬﺎﻯ حولا، قصیر، حمص، حماه و بسیاری دیگر نمونهﻯ آشکار شقاوت وصف ناپذیر غرب در سوریه هستند. در این کشور نیز مثل لیبی و بر خلاف افغانستان و عراق، به جای ارتش نظامی، با استفاده از ارتشﮬﺎﻯ خصوصی و تروریستﮬﺎﻯ مزدور، آتش جنگ علیهﻯ مردم و دولت آن را برافروختهﺍند و جنگ خانمانسوز هم چنان ادامه دارد و تاکنون تلفات انسانی و خسارات عظیمی به کشور و مردم سوریه وارد آوردهﺍند.

 

جنگ روانی ــ تبلیغاتی، دروغﮬﺎ و تحریکات پیرامون برنامهﻯ هستهﺍﻯ ایران و ترویج ایران هراسی، بخش لاینفک همان سیاست مبتنی بر دروغ و جعل غرب است که از۱۰ سال پیش شروع شده و اگر پوزهﻯ تروریسم غرب، به ویژه در سوریه به خاک مالیده نشود، ایران، میدان بعدی جنگﮬﺎﻯ استعماری خواهد بود. جنگﮬﺎﻯ مرئی و نامرئی، دروغﮬﺎﻯ بزرگ و جعل اکاذیب در بسیاری از کشورهای جهان با شدت و حدت خارج از تصوری ادامه دارد و تنها به موارد مذکور فوق خلاصه نمی شود. زیرا، کل نظام غیرانسانی سرمایهﺪاری، به ویژه کشورهای امپریالیستی، در ورطهﻯ هلاکتبار بحران ساختاری، خود سخت گرفتار آمده و سران بی سران آن سعی می کنند با جنگ و ایجاد هرج و مرج، بحران اجتماعی ــ اقتصادی "نظام" را به کشورهای حاشیهﺍﻯ صادر کنند. نکتهﻯ آخر این که مردم مناطق اسلامی جهان باید این واقعیت را مورد توجه قرار دهند که کشورهای امپریالیستی برای انتقال بحران به بیرون از خود، در جنگﮬﺎﻯ استعماری قرن بیست و یکم به جای علامت "SS" نازیﮬﺎ، آرم "AA" (آلله آگبار) به بازوی تروریستﮬﺎﻯ مزدور خود بستهﺍ اند.

ما همه افغانی هستیم

 

ریاکاری امپریالیستﮬﺎ را افشا کنیم

 

«ما همه افغانی هستیم » پاسخ صحیح و برآمدی بود علیهﻯ سیاست تبعیض و ممنوعیت مهاجرین افغانی به یک پارک عمومی در اصفهان توسط رژیم ضد مردمی و سرکوبگر جمهوری اسلامی. این سیاست ارتجاعی و نژادپرستانه و ضد انسانی به حق از طرف همگان قویاً محکوم گردید و مورد اعتراض ایرانیان مترقی قرارگرفت. این که برادران و خواهران افغانی ما در ایران مورد حملات رذیلانه و نژادپرستانه قرار گرفته و می گیرند و رژیم جنایتکار اسلامی نیز بدان نیز دامن می زند، بر کسی پنهان نیست، باید محکوم گردد. اما درعین حال باید به ریاکاری رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی از بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو آلمان و فرانسه و هلند و ...که این همه علیهﻯ تبعیض نژادی، راسیسم و نقض حقوق مهاجرین افغانی سخن می گویند بپردازیم و انساندوستی دروغین آنها را بر ملا سازیم.

حتماً به خاطر می آورید، چندی پیش مردم روستای پنجاب که 16 نفرشان به قتل رسیده بودند در اطراف پایگاه ارتش آمریکا به تظاهرات پرداختند. به گفتهﻯ اهالی روستا، این گروهبان ارتش امریکا بعد از قتل آنان 11 بدن مقتولین خود را از جمله 4 دختر جوان کمتر از 6 سال را جمع کرده و آنها را به آتش کشید. البته مردم این روستا در دلشان خواهان تحقق حقوق بشر بودند و می خواستند اجرای عدالت در مورد این سرباز آمریکائی تحقق یابد. برخی از آنها از خودشان می پرسیدند مگر این سرباز آمریکائی در مدارس آمریکائی در مورد "حقوق بشر و ارزش دموکراسی مطالعه نکرده بود". پس چرا نوع تدریس حقوق بشر و تحقق دموکراسی به نحوی بود که افغانﮬﺎ را به طور فجیعی به قتل رساندند! مگر فرهنگ دموکراسی در ممالک غربی نهادینه نشده بود؟!!

البته در همان چند روز پیش مشتی سربازان آمریکائی پس از کشتن چندین افغانی بر روی آنها ادرار کردند و آواز خواندند و باد از خودشان خارج کردند و از خودشان با افتخار و برای یادگاری با سینهﮬﺎﻯ سپر کرده عکس گرفتند. آنها خطاب به اجساد می گفتند "براتون، همکاران، آرزوی روز خوبی می کنیم". "چه عالی، دوش بگیرید".

 

این سربازان قاطی نکرده بودند و بخشی از تفنگداران برگزیدهﻯ ناوگان دریائی آمریکا بودند.

چند روز قبل تر از آن باز سربازان آمریکائی با اجساد افغانﮬﺎ و سر بریدهﻯ آنها به رسم یادگاری عکس گرفتند. چندی قبل تر از آن قبلی، همین کار را سربازان آلمانی کرده بودند و سرهای بریده را در جلوی جیپهای نظامی نصب کرده بودند و از خودشان با افتخار عکس گرفته بودند.

حتماً عزیزان، به خاطر می آورند که امپریالیستﮬﺎﻯ فرانسوی، آمریکائی و متحدان جنایتکار ناتو فسفر سفید و اورانیوم رقیق شده بر سر مردم بی دفاع افغانستان ریخته و هنوز هم می ریزند و روزی نیست که این لاشخوران بینﺍلمللی بر سر مرد بی دفاع بمب نریزند و آنها را به قتل نرسانند و عروسی را به عزا تبدیل نکنند.....

حال مقایسه کنید که این رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی تا چه اندازه این بربریت و جنایات شوم را پوشش تبلیغاتی داده و افکارعمومی را علیهﻯ "دول متمدن" بسیج نمودهﺍند. حقیقت این است که ما شاهد هیچ آکسیونی در مقابل مقر سازمان ملل متحد و انعکاس آن در رسانهﮬﺎﻯ بی بی سی و شرکا نبودهﺍیم. از سازمانﮬﺎﻯ "اپوزیسیون" ایرانی که همین امروز در مقابل سازمان ملل متحد تجمع می کنند و خواهان دخالت این سازمان برای محکوم کردن برخوردهای وحشیانه به افغانﮬﺎ در ایران هستند، هیچ اعتراض سیاسی صورت نگرفت و از کنار این جنایات به سادگی گذشتند.... ریاکاری هم اندازهﺍﻯ دارد!

ازاین رو باید به افشای حقوق بشرخواهی دروغین و ریاکاری رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی و ایرانیان نان به نرخ روزخور و خودفروختهﺍﻯ که به آلت دست امپریالیستﮬﺎ تبدیل شدهﺍند بپردازیم وتأکید نمائیم که حقوق بشر برای این کراواتیﮬﺎﻯ متمدن دستآویزی است برای پیشبرد سیاستﮬﺎﻯ استعماری آنها و مشروعیت بخشیدن به تحریمﮬﺎﻯ جنایتکارانهﻯ اقتصادی و تجاوز نظامی به کشورما.

حزب کارایران (توفان) هرگونه ضرب و شتم و تبعیض نسبت به برادران و خواهران افغانی در ایران را شدیداً محکوم می کند و برهمبستگی بین مردم ایران و مهاجرین افغانی پای می فشارد. رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی که با اجرای سیاست فقه شیعه به تبعیض زنان و دیگر ادیان و اقوام می پردازد و یک رژیم ضد دموکراتیک و فاشیستی است نمی تواند تأمین کنندهﻯ حقوق شهروندان ایرانی و مهاجرین افغانی باشد.

 

حزب کارایران (توفان) ضمن دفاع از حقوق مهاجرین افغانی هرگونه سوء استفادهﻯ سیاسی و تبلیغاتی توسط امپریالیستﮬﺎ که این روزها در حال پختن آش "عراقی، افغانی، لیبیائی و سوریهﺍﻯ و..." برای مردم ایران هستند،را قویاً محکوم می کند.

 

 

زنده باد همبستگی بین مردم ایران و مهاجرین افغانی!

سرنگون باد رژیم سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی به دست مردم ایران!

دست امپریالیستﮬﺎ از ایران و منطقه کوتاه باد!

 

ناقضین حقوق ملل، ناقضین حقوق بشرند

 

عدهﺍﻯ هنوز نفهمیدهﺍند که ناقضین حقوق ملل، ناقضین حقوق بشرهم هستند.این عده نمی خواهند ببینند عراق و افغانستان و یا لیبی به چه روزی دچار شدهﺍند. کسی که این را نفهمد و چشم بسته جعلیات رسانهﮬﺎﻯ امپریالیستی و استعماری را در فیسبوک و دیگر نشریات اینترنتی تبلیغ کند، چه بداند و یا نداند و چه آگاه باشد و یا نباشد به امپریالیسم و صهیونیسم جهانی خدمت می کند.

آزادی و دموکراسی فقط با دست خود مردم و از درون هر کشوری جوانه خواهد زد و نه از بیرون توسط لاشخوران بینﺍلمللی. کسی که این را نفهمد نوکری اجانب را پذیرفته است..سازمان مجاهدین، سلطنت طلبان رنگارنگ، حزب جعلی کمونیست کارگری، عدهﺍﻯ از ولگردان سیاسی سبز و همه رنگ.... از جمله چنین گروهﮬﺎﻯ خودفروختهﺍﻯ هستند که به دنبال آمریکا روانند. این جریانات خودفروخته از اینکه روسیه و چین به خاطر منافع خود طرح آمریکا برای حملهﻯ نظامی به سوریه را در شورای امنیت سازمان ملل متحد وتو کزدهﺍند، از خشم بر خود می پیچیند و از این امر ناراحتند. غافل ازاین که هر تغییر و تحولی در ایران و یا در سوریه باید توسط خود مردم آن کشور صورت گیرد و نه عملیات تروریستی القاعده و ممالک ارتجاعی عربی و سازمان نظامی ناتو. اوضاع نابسامان و دهشتناک  مردم عراق، افغانستان و لیبی بسیار آموزنده است. آزموده را دوباره آزمودن خطاست.

اپوزیسیون شبه انقلابی و نفهمیدن مفهوم جنگ امپریالیستی

 

سازمانﮬﺎ و احزاب "چپی" هستند که برای  سرنگونی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی در پارکابی امپریالیست آمریکا و متحدینش خیز برداشته و همانند اپوزیسیون خود فروختهﻯ عراقی،افغانی  و لیبیائی ... می خواهند رسالت تاریخی خود را در "خدمت به مردم " به اثبات برسانند. اما  طنز زمان این است که این عده از  جریانات "چپ" که بوئی از مارکسیست لنینیست نبردهﺍند برای توجیه سیاستﮬﺎﻯ ضد ملی و ضد میهنی و پرو امپریالیستی خود شیادانه از پلمیکﮬﺎﻯ لنین در جنگ جهانی اول با  سوسیال امپریالیستﮬﺎ و سوسیال شوونیستﮬﺎﻯ انترناسیونال دوم که جانب بورژوازی امپریالیستی خودی را گرفته و ماهیت جنگ را "میهنی و دفاعی" ارزیابی می کردند، مدد گرفته تا به هر طریق ممکن سیاست "جنگ داخلی" خود را در پارکابی  استعمارگران  به کرسی بنشانند.. این اپوزیسیون شبه انقلابی عبارات بی سر و تهی از انقلاب اکتبر که آنرا نیز نفهمیده است، سرهم بندی کرده تا تئوری های شکست خورده و پوسیده اش را ثابت کنند.

 کمونیستها در انقلاب اکتبر میلیونها انسان روسیه و طبقه کارگر روسیه را بدنبال خود داشتند. رهبری مبارزات را در راه خاتمه دادن به جنگ و استقرار صلح و احراز قدرت سیاسی، کسب کرده بودند و جنگ امپریالیستی را به جنگ داخلی بدل کردند. این جنگ امپریالیستی جنگ بین دو گروه امپریالیستها برای غارت جهان و به بردگی کشیدن ملل بود، بر سر توسعه مناطق نفوذ و تامین سرگردگی بخشی از آنها و تامین بازارهای فروش و کسب مواد اولیه و غارت و چپاول جهان بود. این جنگ طرف محق نداشت. این وضعیت را نمی شود با تجاوز به عراق ،افغانستان،لیبی،سوریه ،ایران و ممالک نظیر یکسان گرفت. ....... یک عده مالیخولیائی پیدا شده اند و مدعی میگردندبه علت ارتجاعی بودن هر دو طرف باید جنگ را به جنگ داخلی بدل کرد. این عده از حقوق ملتها هیچ چیز نمی دانند.اینان از وضعیت دهشتناک عراق و افغانستان و لیبی  چیزی نیاموخته بوی کباب تجاوز به ایران مشامشان را تیز کرده است.آنها مدافع استعمار و امپریالیسم هستند، هرچند سرخاب سفیدآب "انقلابی" به چهره بمالند و خود را آرایش کنند.

 

* * * * * * *

چند یادداشت کوتاه سیاسی

 

تریبونال لندن و موضوع دریافت کمک مالی و تبلیغاتی از امپریالیسم

 

هستند ایرانیانی که بلند کردن دست گدائی به سوی استعمارگران را تقبیح نکرده و نمی کنند. آنها برای این دریوزگی به یکباره "لنینیسم" می شوند و با اشاره به اثر جاودانهﻯ لنین به نام "بیماری کودکی چپروانه در کمونیسم" دم از مجاز بودن مصالحه می زنند.آنها به منتقدین خود می گویند اگر دریافت کمک مالی از اجانب بد است پس چرا عدهﺍﻯ در گذشته از عراق پول و تجهیزات نظامی دریافت می کردند و.... غیرو. آیا افراد و گروهﮬﺎﻯ چند نفره و فرقهﮬﺎ بدون پایگاه اجتماعی و تأثیرات اجتماعی نیز مجازند به مصالحه دست زنند؟ البته می توان با این استدلالات عوامفریبانه همدستی با ارتجاع و مراجع امنیتی را نیز توجیه کرد و تحت نام "مصالحه" غسل تعمید داد.

از نگاه حزب ما دریافت پول و کمک مالی به هر شکل در گذشته چه از رژیم عراق و یا لیبی، رویزیونیستﮬﺎﻯ چینی و یا روسی... نادرست و ارتجاعی بوده است.حال وضعی پیش آمده است که امپریالیست آمریکا و هلند به طور رسمی و صهیونیستﮬﺎﻯ اسرائیل به صورت غیر رسمی به اپوزیسیون تقلبی ایران اعم از "چپ" و راست کمک مالی می کنند.این کمک مالی حتماً پیش شرطﮬﺎئی دارد و این پیش شرط در شرایط کنونی همانا عدم موضع گیری در قبال جنگ طلبی امپریالیسم، تحریم اقتصادی ایران و جدا ساختن  مبارزهﻯ دموکراتیک از مضمون ضد امپریالیستی است که باید به صورت معیوبی درآید تا باب طبع امپریالیستﮬﺎ گردد. ایجاد سازمانﮬﺎﻯ غیر دولتی در ایران که از مبارزهﻯ ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی طفره می روند و در مورد جنایات آمریکا در عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان و لیبی سکوت می کنند، ابوغریب و گوانتانامو را به فراموشی می سپارند، مخالف خروج بی قید و شرط متجاوزین از خاک عراق و افغانستان هستند، از محکوم کردن اپوزیسیون سوریه و "ارتش آزاد"  طفره می روند...و مدعی می شوند این مسایل به ما مربوط نیست از این قماشﺍند.

تریبونال لندن که این روزها سخت تحت فشارسیاسی منتقدین قرارگرفته است از شفاف سازی سیاسی در مورد دریافت کمک مالی و تبلیغاتی از امپریالیستﮬﺎ طفره می رود  اما طفره از محکوم کردن تحریم اقتصادی ایران و از طرفی همکاری نزدیک با آقای پیام اخوان که موافق بمباران و تجزیهﻯ یوگسلاوی و محاکمهﻯ میلوسویچ در تریبونال امپریالیستی دن هاگ بود، عملکردشان را به زیر علامت سئوال می برد.

طبق گزارش تریبونال در مرحلهﻯ اول دادگاه جمهوری اسلامی در لندن:

» بیش از پانصد میلیون نفر در سراسر جهان از طریق بی بی سی، وُرد سرویس، الجزیره، العربیه، تلویزیون کانال دو سوئد، خبرگزاری سوئد و دهﮬﺎ روزنامهﻯ سوئدی و بریتانیائی، چندین رادیو و سایت فعالان اجتماعی در آمریکا و شبکهﻯ اطلاع رسانی "پرس آسوسیشن" در جریان دادگاه قرار گرفتند. « (تأکید از توفان است) "

مطمئن باشید اگر این تریبونال که مدعی مستقل بودن است مخالفت خود را با تحریم اقتصادی و تجاوز نظامی به ایران اعلام می نمود از چنین پوشش تبلیغاتی گستردهﺍﻯ برخوردار نمی شد. همین امر نشان می دهد که این عده ریاکارند ،به آلت دست امپریالیستﮬﺎ تبدیل شده و به فریب افکار عمومی و به وِیژه خانوادهﮬﺎﻯ جانباختگان سیاسی مشغولند. دریافت امکانات تبلیغاتی و لجستیگی نیز دریافت کمک مالی از امپریالیستﮬﺎ محسوب می شود.اگر برای درج یک خبر و یا اعلامیهﻯ سیاسی کوتاه در بی بی سی و یا رادیو فردا و دیگر رسانهﮬﺎﻯ خبری به صدها یورو و یا دلار نیاز مند است، پوشش تبلیغاتی بدین وسعت هزینهﺍش به دهﮬﺎ و صدها هزاردلار فراتر می رود. با توسل به این گونه توجیهات کودکانه نمی توان به ریاکاری ادامه داد و به خود فریبی دست زد.

مبلغین این نظریات که یا نادانند و یا سر در آخور منابع مالی بیگانه دارند تکلیفشان روشن است. اینان  با چنین مواضع سیاسی  درعمل خواهان تجاوز امپریالیستﮬﺎ به ایران هستند. مخالفت آشکار و روشن و عملی با تجاوز امپریالیست به ایران منابع مالی و تبلیغاتی آنها را می خشکاند. آنها در جبههﻯ جهانی ضد جنگ خرابکاری می کنند، به جای تمرکز نیرو برای ممانعت از جنگ و تجاوز به ایران، سرنگونی رژیم ایران را همزمان با تجاوز امپریالیستﮬﺎ و صهیونیستﮬﺎ در دستور کار خود قرار می دهند، مانند مجانین نعره می زنند که باید جنگ را به جنگ داخلی بدل کرد و به جز حمایتﮬﺎﻯ مالی امپریالیستی حاضر نیستند گامی برای انقلاب بدون جنگ بردارند.

مردم ایران به این جریانﮬﺎﻯ گدا صفت اعتمادی نخواهند کرد. و این امر نیز چیزی نیست که پنهان بماند. به هر صورت در فردای انقلاب ایران و یا در روند انقلاب ایران مردم ایران خواهند فهمید که سر و ته این جریانﮬﺎ به کجا بند است و از آنها سلب اعتماد می کنند. پول امپریالیستی نخستین صدمهﺍش را به این سازمانﮬﺎ و اپوزیسیون تقلبی می زند و نه به رژیم ایران. به همین جهت حزب ما در عین این که از فشار مالی رنج می برد و دست و پایش در بسیاری موارد بسته است و بر فداکاری رفقا بنا کرده است، مصوبات امپریالیستی را که می خواهد با تصویب بودجهﮬﺎﻯ رخنه گرانه در ایران و خرید اپوزیسیون تقلبی ایران را به شدت محکوم می کند و این امر را نه تنها دخالت آشکار در امور داخلی ایران می داند بلکه دریافت کنندگان این کمکﮬﺎ را به هر منطق اختراعی توجیهی همدست صهیونیسم و امپریالیسم می داند. دریافت کنندگان این کمکﮬﺎ نوکران امپریالیستند و می خواهند مردم ایران را به زیر یوغ رقیت جهانخواران درآورند.

 

* * * * * * *  *

افزایش گرانی و بحران مرغ

 

گرانی در ایران ابعاد بی سابقهﺍﻯ یافته است و رژیم سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی که مسبب این گرانی است هیچ راه حلی برای خروج از این مخمصهﻯ اقتصادی ندارد. مردم ایران که زیر خروارها مشکلات اقتصادی به تنگ آمدهﺍند راهی جز طغیان علیهﻯ وضعیت موجود ندارند. افزایش بی رویهﻯ قیمت مرغ و کاهش توزیع آن در شهرها به ویژه در شهر نیشابور موجب اعتراضات مردم این شهر گردید که با شعارهای کوبنده سیاسی، سران رژیم بی کفایت اسلامی را مورد حمله  قرار دادند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، قیمت مرغ در برخی نقاط تهران به ۸ هزار تومان رسیده است. رسانهﮬﺎﻯ داخلی ایران هم چنین از تشکیل صف‌ﮬﺎﻯ طولانی مردم در برخی اماکن عرضه ‌کنندهﻯ مرغ به قیمت دولتی خبر داده‌ﺍند. براساس این گزارشﮬﺎ خریداران مرغ دولتی که قیمت آن ۴ هزار و ۷۰۰ تومان تعیین شده، باید ساعتﮬﺎ در صف بمانند و انتظار بکشند. کمبود و گرانی قیمت مرغ و نارضایتی عمومی، دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی را به دست انداز انداخته و واکنشﮬﺎﻯ متفاوتی را به همراه داشته است.

آیتﺍلله مکارم شیرازی از مراجع تقلید در قم، روز شنبه (۳۱ تیر) با توصیه به مردم به عدم اصرار در خرید مرغ گفت: "من بدون این که تحریم کنم، تصمیم گرفتم مرغ نخورم. مردم هم می‌ توانند با جمع و جور کردن اطراف کار در مقابله با گرانی سهیم باشند."

علی لاریجانی، رئیس مجلس اسلامی نیز در توضیح دلیل افزایش قیمت مواد غذائی به "نبود مدیریت صحیح" و "اجرای نادرست طرح هدفمند کردن یارانه‌ها" اشاره کرده بود.

احمد علمﺍلهدی امام جمعهﻯ مشهد، روز جمعه ۶ مرداد ماه نیز توصیه کرد "اگر مرغ در دسترس نیست مردم می ‌توانند آن را با مواد پروتئینی دیگری همچون "اشكنه پياز داغ" جایگزین کنند."


 

 

 

 

 

                                                           تصویری از تجمع اعتراضی در نیشابور

 

 واقعیت این است که کارگران و عموم زحمتکشان ایران سالﮬﺎست که از گرانی به ستوه آمدهﺍند و اعتراضات مردم نیشابور عکسﺍلعمل طبیعی نسبت به این ناهنجاری اقتصادی است. طبق گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران،  قیمت مواد خوراکی در یکسال منتهی به ۲۹ اردیبهشت ماه امسال از 7.3 درصد تا 245.5 درصد در ایران افزایش یافته است. لبنیات به‌طور نمونه، در عرض یک سال 48.3 درصد و سبزیجات ۱۰۰ درصد گران شده است. هم چنین در یک ‌سال گذشته قیمت میوه 55.5 درصد و گوشت قرمز 49.6 درصد افزایش یافته است.برنج، حبوبات، گوشت قرمز‌، گوشت مرغ، چای، سبزی‌های تازه، روغن و میوه از دیگر اقلامی هستند که بهای آن‌ها افزایش نشان می‌دهد.

بهای مرغ در تهران در سنجش با بهای مرغ در برخی شهرها و کشورهای جهان

 

شهر
تهران
کراچی
نیویورک
سمرقند
ابوظبی
مسقط
کپنهاک
ریو دوژانیرو
قاهره
نرخ (تومان)
7300
1978
1860
1250
1100
3193
1040
3250
3480
 
برگرفته از «باشگاه خبرنگاران» پنجشنبه ۱۵ تير
 

 

مرغ ایرانی با قیمت ۷۳۰۰ تومان رکورد بهای مرغ را در دنیا شکست!

 

آمارهای اقتصادی بانک مرکزی در ماه‌های ابتدائی سال ۹۱ پس از حدود یک ‌سال سکوت این نهاد اقتصادی،مجبور به اعلام در انتشار آمار شده‌اند.در هفته‌های اخیر بانک مرکزی در گزارشی رسمی هشدار داده بود به ‌دنبال افزایش تورم ناشی از اجرای هدفمندی یارانه‌ها، پرداخت یارانه‌ها بی ‌تأثیر شده، سطح رفاه مردم کاهش و شکاف

 طبقاتی افزایش یافته است.افزایش سرسام آور قیمتﮬﺎ در حالیست که دستمزد کارگران و زحمتکشان، حقوق آموزگاران و کارمندان جزء دولت در سطح نازلی باقی مانده است. مردم ما به زحمت گذران زندگی خود و خانوادۀ خود را سرهم می کنند و اکنون در چنان تنگنائی قرارگرفتهﺍند که حتی تهیۀ نان خالی و سکونت در یک اطاق کوچک نیز از توانائی آنان بیرون است.

تحریم‌های ضد بشری اقتصادی، کاهش قیمت نفت، هرج و مرج و نابسامانی در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و بانکی و معضل یارانه‌ها همگی نیز گلوی اقتصاد بیمار ایران را فشرده و  موجب تشدید بحران اقتصادی ایران گشته است.

رژیم سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی که یک رژیم مافیائی و دروغگوست هیچ پاسخی برای نیازمندیﻫﺎﻯ ابتدائی مردم ایران ندارد.افزایش قیمتﻫﺎ در درجۀ نخست ناشی از آزمندی بی حساب و کتاب مشتی سرمایهﺪار انگل و سودجو به تحصیل سود هر چه بیشتر است و رژیم سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی نه می خواهد و نه می تواند جلوی سود جوئی طبقاتی را که خود در زمرۀ آنها و نماینده و مدافع منافع آنها است بگیرد. برای مبارزه با گرانی باید تولید داخلی را افزایش داد و از واردات بی بند و بار جلو گرفت. رژیم درهای مملکت را به سوی واردات خارجی کاملاً گشوده است و بورژوازی دلال ایران که انحصار بازار را در ید قدرت خود دارد با تبانی با مقامات مسئول و آیتﺍللهﻫﺎﻯ رنگارنگ اجناس را احتکار می کند تا آنها را بازهم گران تر بفروشد. برای رژیمی که فساد سراپای آن را فراگرفته است و تمام مسئولین امر از ولی فقیه گرفته تا احمدی نژاد و سرداران آدمکش سپاه پاسداران تا آیتﺍللهﻫﺎ وحاجی جبارهای مرده خور کوچه بازاری و مزدوران بسیجی و جیره خوار در اندیشهﻯ چاپیدن مردمند، قیمت کالاها و توزیع محصولات نمی تواند به سود مردم باشد. اوضاع گرانی و فشار بر مردم آنقدر زیاد است که سران رژیم را توان کتمان آن نیست و لب به انتقاد گشودند.

مردم ایران  که از گرانی به ستوه آمده اند راهی جز پیکار متحد علیهﻯ رژیم بی کفایت و ارتجاعی جمهوری اسلامی ندارند. مبارزه برای نان و آزادی مجزا از پیکارعلیهﻯ عفریت تحریم اقتصادی نیست. کلیت نظام سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی مسبب گرانی افسارگیسخته است و همهﻯ راهﻫﺎﻯ رهائی مردم شریف ایران از سرنگونی رژیم تبهکار جمهوری اسلامی به دست مردم میهن ما می گذرد.برای تحقق این امر راهی جز تشکیلات و اتکا به نیروی خویش وجود ندارد.

 

 

* * * * * * * * *