۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه

فرخنده باد روز جهانی زن!
ا. م. شیری
هر زنی، یک مادر است و یک دختر، یک خواهر است و یک همسر. زن آفریدگار است و خالق. زن مظهر مهر و عطوفت، زیبائی و لطافـت است و سمبل عشق است و وفا، عشقی ابدی و پایدار. زنان نماد مقاومتند و ایستاگی، ایثار و از خودگذشتگی. بزرگـترین هـنر زنان، زادن، پروردن و تحمـل همین مردان مغرور، از خود راضی و خودبزرگ بین است که حقوق حقه مادران خود را زیر پا می گـذارند و سپس، در پی چاره جوئی برمی آیند، برایشان حد و حدود تعـیین می کـنند، قانون می نویسند، امر و نهی می کـنند! زنان نیمی از جمعیت بشری اند، نیمه ای فداکار، نیمه ای جان نثار. همان نیمه ای که هم خود و هم نیمه دوم را خلق می کند و با شیره جان خویش، در دامن پاکش، در آغوش گرمش می پروراند. آنان را گرامی بداریم و ارج بگذاریم.
امروزه آنچه بر بشریت، بویژه برنیمی از آن، بر مادران، خواهران، همسران و دختران بشریت می گذرد، تراژدی هولناک و خارج از توصیف است. آن فاجعه ای که فقط زنان تاب تحمل آن را دارند. زنان در دنیای به اصطلاح پیشرفته، به نوعی و در جهان واپسگرا و پس مانده به نوعی دیگر، مورد ظلم، تعدی و تجاوز قرار می گیرند، پایمال می شوند، سرکـوب می گـردند.
در جهانی که اقلیتی ناچیز، ستم طبقاتی و متعاقـب آن، فـقـر، سیه روزی، گرسنگی و هزاران نکـبت و بدبختی دیگر را بر اکـثریت بشریت تحمیل کـرده است، با اعمال تبعیض جنسی، ستم مضاعـف را نیز بر زنان روا داشته اند.
بیش از یکصد سال مبارزه قهرمانانه زنان برای احقاق حقوق انسانی خود، علیرغم دستاوردهای بزرگ در برخی زمینه ها، هنوز نتوانسته است نگاه کالائی نظام سرمایه داری به زن را تغییر دهد. جهان به اصطلاح پیشرفته و متمدن، زنان را به یک کالا و به یک وسیله عیاشی، خوشگذرانی و تفـریحی تبدیل کرده است. ارزش و مقام والای زن، لطافـت و زیبائی زن، در واقع، مادران، خواهران، همسران و دختران وجه المعامله سرمایه داران قرار می گیرد و شرف و حیثیت شان لکه دار می شود. دنیای «متمدن» تجارت زنان را تحت عنوان «ارائه خدمات سکسی»، بعنوان یک شغل برسمیت می شناسد. تجارت سکس، بعبارت دیگر، یعنی کار قرمساقی و جاکشی، بخش قابل توجهی از درآمد مافیای کثیف سرمایه را تشکیل می دهد. سالانه صدها هزار زن، فقط به بهانه توسعه ”صنعت“ گردشگری(توریسم) قربانی مطامع سرمایه داران می شوند. تنها به این آمار تکاندهنده توجه کـنید! « ... در طول مدت ده سال اول پس از اعلام «استقلال» جمهوری اوکرائین، بیش از یک و نیم میلیون (۵ ⁄١) نفر زن و دختر زیر ٢۵ سال، به قصد فـحـشاء کشور خویش را ترک کـرده اند.... این، تنها نمونه کوچکی از زندگی غم انگیز زنان است.
در دنیای عـقب مانده و یا به عبارتی صحیحتر، در دنیای عـقـب نگه داشته شده و به تاراج رفته، شرایط زندگی زنان، از آن هم فاجعه بارتر است. آنان، در چهار دیواری خانه و جامه محصورند ، از همه نعمات آزادی محرومند، از هرگونه حـق و حقوق برابر با مردان ممنوعند. در این باره، با یادآوری چند مورد، می توان به عمق تراژدی زنان پی برد. مثلا؛ در ایران اسلامی، عملا و قانونا، در رابطه با مسائلی همچون ادای شهادت، تقسیم ارث و قوانین ارتجاعی قصاص و غیره، دو نفـر زن، با یک مرد برابر است. در عربستان سعودی، زنان حتی، از حق رانندگی نیز محرومند، حق رفتن به سینما و تماشای فیلم را ندارند و ....
نا برابری حقوق زنان در خانه و در محل کار، و بطور کلی در تمام امور زندگی، دست ارتجاع و استثمارگران، مافیای چپاول و استعمار را باز گذاشته است. ولی، علیرغم همه تبعـیضات و تضییقات، تاریخ بشری، زنان قهرمان و مبارز واقعی و افسانه ای بسیار زیادی را بخاطر دارد. ژاندارک، جمیله بوپاشا، رزا لوکزامبورگ، کلارا ستکـین، والنتینا تروشکووا، مرضیه اسکوئی، مریم فیروز، اشرف دهقانی، ایراندخت ابراهیمی، رقیه دانشگری و هزاران هزار قهرمان با نام و گمنام، زینت بخش تاریخ مبارزه و کار قهرمانانه زنان است.
در سالروز جهانی زن، ضمن بزرگداشت یاد و خاطره مادر شهیدم، یاد و خاطره همه زنان شهید و قهرمان، زنان مبارز در راه آزادی و دفع تبعـیض جنسی را گرامی داشته، این روز تاریخی را به همه مادران، همسران، خواهران و دختران جهان فرخنده باد می گویم و با آرزوی صبر و طاقت، ایستادگی و مقـاومت باز هم بیشتر برایشان، یقین قطعی دارم که مبارزات برابری طلبانه زنان فقط در همبستگی با پیکار برای عدالت اجتماعی قرین پیروزی خواهد بود و این ممکن است! بی شک، غیرممکن ها در جامعه سرمایه داری، در جامعه سوسیالیستی بآسانی تحقق می یابند!
۱۸⁄۱۲⁄۱۳۹۱

بیانیه حزب کارایران(توفان) به مناسبت روزجهانی زن

فرخنده باد 8 مارس روز بین المللی زن

درتجربیات تمام جنبشهای آزادی مشاهده شده

که موفقیت یک انقلاب بستگی به میزان

شرکت زنان در آن دارد(لنین)

 

هشتم مارس روز بین المللی زنان باردیگر فرا میرسد. این روز تاریخی روز همبستگی زنان سراسر جهان در پیکار بخاطر رهائی از قیود ارتجاعی و قرون وسطائی و نیل به تساوی حقوق با مردان است. حزب ما فرصت را مغتنم شمرده این روز تاریخی را به همه زنان جهان تبریک می گوید.رشد مبارزات مردم تحت ستم ایران برای سرنگونی رژیم استبدادی و زن ستیز جمهوری اسلامی از شرکت روز افزون زنان حکایت دارد. امروز نام بسیاری از زنان پیکارجو که پا به پای مردان برای رهائی از ستم بپاخاسته اند در لوحه افتخار می درخشد و همین مشارکت میلیونی فعال زن ایرانی است که پیروزی مردم ایران را تضمین خواهد کرد.

 

علل اسارت زن و راه رهائی او

 

زن قرنهاست که در اسارت بسر می برد. تنزل مقام زن ونابرابری اودر جامعه از آسمان نازل نشده است، بلکه هنگامی آغازشد که نقش اودر تولید اجتماعی تخفیف یافت ومالکیت خصوصی پدید آمد.از آن پس او تنها" برده هوسرانی مرد شد و به ابزار تولید فرزند تبدیل گردید". بنابراین اسارت زن معلول جامعه طبفاتی است و آزادی او تنها با محو جامعه طبقاتی امکان پذیر است. اما محو جامعه طبقاتی که از طریق برانداختن مالکیت خصوصی بر وسائل تولید امکان پذیر است، تنها در رسالت تاریخی طبقه کارگر می باشد. طبقه کارگر با انجام این رسالت تاریخی نه تنها آزادی خود، بلکه آزادی تمام جامعه وازآن جمله آزادی کامل زن را نیز تامین خواهد کرد. ازاین رو زنان درمبارزه بخاطر آزادی به طبقه کارگر پیوسته و دراین پیکار دورانساز به سالیان متمادی اسارت خود پایان خواهند داد. این تنها راه آزادی زنان است و تمامی" تابو شکنیهای برهنگی" و کلمات دهن پر کن بورژوازی و فمنیستها،مذهبیون و..... درباره رهایی زن تنها برای انحراف مبارزه زنان بوده وهدفی جز دورساختن آنها از هدف اصلی و حفظ وضع موجود ندارند.

آزادی زن دریکسانی استثمار با مرد و تنها برای دستمزد برابر نیست. آزادی زن تنها در لغو محدودیتهای شغلی آنها و یا شرکت برابر آنها درانتخابات و یا تنها درکاربرابر آنها با مرد و یا آزادی جنسی و آزادی طلاق و  و برابری درارث و... نیست. مارکسیسم لنینیسم خواستار آزادی زن درکلیه شئون اجتماعی است. این تئوری رهائیساز بشریت براساس کشف علل اسارت زن، محتوای مبارزه او برای رهائی ازاسارت را طبقاتی می داند که مطابق آن آزادی زن و برابری او با مرد تنها در جامعه ای آزادازهرگونه ستم اقتصادی و اجتماعی بدست می آید. بنابراین زنان برای رهائی ازاسارت استثماروفرهنگ مرد سالاری با کلیه نیروهای انقلابی تحت رهبری طبقه کارگر بسیج میشوند تا با بر پائی جامعه ای سوسیالیستی راه آزادی خویش را ترسیم نمایند.

 

 مبارزه برای حقوق دمکراتیک زنان

 

حزب کارایران(توفان) به روشنی از حقوق زنان ایران دفاع  میکند و درمسیر استقرار تساوی حقوق زنان و مردان، لغو کلیه قوانین ارتجاعی مذهبی و غیر مذهبی، لغو هرگونه تبعیض ومحدودیت برحسب جنسیت، آزادی پوشش، آزادی ازدواج و انتخاب همسر وازدواج غیر مذهبی، لغو کلیه قوانینی که به بهانه ناموس ارتکاب جنایت علیه زنان را توجیه میکنند، ممنوعیت فحشا بطور کلی و فحشا مذهبی بنام صیغه گری، آزادی سقط جنین و به رسمیت شناختن این حق برای زنان و.....میکوشد و پیگیرانه درجهت تحقق آن که با برافکندن رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی میسر است گام برمیدارد.

 

همبستگی زنان ایران  با زنان منطقه

 

 امروز سرنوشت زنان ایران به سرنوشت زنان عراق و افغانستان و بحرین و فلسطین و سایر زنان منطقه گره خورده است. این است که طرح مطالبات بر حق زنان ایران بدون پیوند آگاهانه با مبارزه علیه تجاوزات امپریالیستی و فریاد دست امپریالیستها از ایران و منطقه کوتاه باد!  فاقد محتوا و ترقی خواهد بود. نمی توان مدافع حقوق زنان ایران بود اما ازتجاوز نظامی به لیبی، سوریه، لبنان، فلسطین،عراق ، افغانستان وبحرین ..... حمایت نمود واین سیاست امپریالیستی را درقالب مبارزه با اسلام سیاسی  تئوریزه و تبلیغ کرد. تا امپریالیسم و ارتجاع طبقاتی درجهان حاکم است تصور آزادی کامل زنان و تحقق حقوق دموکراتیک و برابر آنها با مردان میسر نخواهد بود.

حزب ما یقین دارد که زنان تحت ستم و مبارزر ایران با اتحاد و یکپارچگی نقش شایسته خودرا دربرانداحتن رژیم زن ستیزسرمایه داری جمهوری اسلامی و زدودن تمامی قید و بندهای سرمایه داری و ماقبل سرمایه داری با سربلندی ایفا خواهند کردوجز این نخواهد بود.

 

فرخنده باد هشتم مارس روز همبستگی زنان سراسر جهان!

سرنگون بادرژیم  زن ستیز سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست مردم ایران!

زنده باد سوسیالیسم این پرچم نجات بشریت!

حزب کارایران(توفان)

اسفند 1391  خورشیدی  برابر با مارس2013 شنسث

 

عدالت و مهرورزی اسلامی و تعیین حداقل دستمزد کارگران



 

کسانی که شاهد تحولاتِ سیاسی و اجتماعی در چند ماه قبل از انقلاب بهمن 57 بوده اند حتماً به خاطر می آورند چگونه ساواکی ها و بازاریهای هیئت های موتلفۀ اسلامی و انجمن حجتیه دست در دست هم از وحشت رادیکال شدن روند انقلاب دست به تبلیغات ضد کمونیستی و عوام فریبانه می زدند و در پلاکاردهای بزرگی که عرض خیابان را می پوشاند می نوشتند که:

 "طرفداران مارکس که می گفتند دین افیون توده هاست بیایند ببینند چگونه دین باعث بیداری توده ها شده و حاکمیت قسط و برابری اسلامی را برقرار می کند."

امروز بعد از گذشت 34 سال از انقلاب بهمن 1357 هنوز باندهای مافیائی حاکم با دستاویز قرار دادن باورهای مذهبی مردم تلاش در تحمیق آنها دارند؛ اما این حربۀ ایدئولوژیک در برخورد با واقعیات عینی جامعه چنان زنگ زده و پوسیده شده  که کارآئی خود را از دست داده است و هرگز حاکمیت اسلامی جرئت نخواهند کرد از چنین پلاکاردی در حال حاضر استفاده کند ، چرا که همۀ مردم ایران حق را به مارکس و کمونیستها خواهند داد .

 کارگران و زحمتکشان  در این دوران سیاه با پوست و گوشت و استخوان خود مفهوم واقعی حاکمیت مستضعفین ، قسط و مساوات اسلامی ، اسلام ناب محمدی وعدالت و مهرورزی را در ام القرای اسلامی درک کرده اند.

وجه مشترک همه کابینه ها و جناحها و باندهای مافیائی گوناگونی که در دوران بعد از انقلاب قدرت را در دست داشته اند در خیانت به اهداف انقلاب مردم و ماهیت ضد انقلابی و ضد کارگری و استثمارگرانه و کاربرد زور و تزویر در خدمت زراندوزی سرمایه داری بازار و تکنوکراتها و روحانیت است.

طبقه کارگر و زحمتکشان که بزرگترین و مؤثرترین نقش را در پیروزی انقلاب ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی داشتند با خیانت روحانیت حاکم به اهداف انقلاب و به شکست کشاندن آن نه تنها بهره ای از آن همه فداکاری و جانفشانی و ایثار نبردند بلکه در مقایسه با قبل از انقلاب امروز در شرایط به مراتب بدتر و اسفناکتر و دشوارتری زندگی می کنند.

اگر در دوران قبل از انقلاب بر اساس همان قانون کار شاهنشاهی کارگران بعد از سه ماه استخدام موقت ، به استخدام رسمی و دائمی در می آمدند و از شرکتهای برده داری پیمانکاری نیروی کار و قراردادهای موقت و سفید امضاء خبری نبود ؛ امروز از برکت حاکمیت اسلام عزیز بیش از 80 در صد کارگران به صورت موقت و بدون هیچگونه امنیت شغلی کار می کنند.

اگر در دوران قبل از انقلاب حداقل حقوق کارگران در مرز خط فقر بود ، آن را بدون تاخیر و به موقع پرداخت می کردند. امروز حداقل حقوق های یکششم زیر خط فقر و حتی یکدوم خط بقاء را با تاخیر های چند ماهه و گاهی چند ساله پرداخت می کنند.

اگر در دوران قبل از انقلاب همه کارگران بخش صنعتی از بیمه های درمانی و اجتماعی برخوردار بودند ، امروز بیش از هشتاد در صد کارگران که قراردادهای موقت دارند از هیچگونه بیمه ای برخورادار نیستند.

اگر در قبل از انقلاب ، فقر ، بیکاری ، فحشاء ، قاچاق مواد مخدر، اعتیاد ، دزدی ، کلاهبرداری ، باجگیری و رشوه خواری و رانت خواری و دروغ و ریا و تزویر و سایر معضلات و ناهنجاریهای اجتماعی وجود داشت امروز  جامعه ایران از برکت حکومت امام زمانی به چنان مقام رفیع و رشدی در این عرصه ها دست یافته است که در تمام طول تاریخ ایران بی نظیر است.

اگر در قبل از انقلاب کارگران می توانستند با نیمی از دستمزد یا حقوق خود سرپناهی برای خود و خانوادهشان تامین کنند امروز با تمامی حقوق خود در حاشیه ترین نقاط شهرهای بزرگ نمی توانند مسکنی تهیه کنند.

اگر کارگران در قبل از انقلاب (در سال 55 ) با حداقل حقوق ماهانه خود که 456 تومان بود می توانستند 5.7 سکه طلا از قرار هر سکه طلا 80 تومان بخرند الان با حقوق 3 ماه خود می توانند یک سکه طلا خریداری کنند یعنی قدرت خرید شان 17 برابر کاهش پیدا کرده. یا اگر در سال  55 می توانستند با حقوق یک ماه خود41 کیلو گوشت گوسفند ( کیلوئی 11 تومان ) بخرند ، الان می توانند فقط 10 کیلو گوشت گوسفند بخرند.

واقعیت زندگی اسفناک کارگران و زحمتکشان  جامعه ما چنان عیان و آشکار است که حتی نمایندگان تشکیلات زرد و فرمایشی رژیم را هم به اعتراف واداشته است. نماینده كانون شوراهای اسلامی كار در كمیته دستمزد در مصاحبه با ایلنا اعلام كرد: بر اساس گزارشهای رسمی، در بهمن‌ماه سال جاری حداقل هزینه یک خانواده چهار نفره بالغ بر25میلیون ریال بوده است.

حسن حبیبی با اعلام این مطلب به ایلنا گفت: این هزینه‌ها بر اساس نرخ دولتی کالاهایی است که در سبد نیازهای خوراک، پوشاک و مسکن کارگران به عنوان اقلام ضروری تعریف و محاسبه شده‌اند.
وی درخصوص سبد هزینه‌های خوراکی گفت: در این سبد ۱8 قلم کالای اساسی برگزیده جای دارد که سرانه مصرفی هرکدام برای هر نفر با توجه به استاندارهای وزارت بهداشت تعیین شده است.
به گفته این فعال كارگری کالاهای موجود در این سبد مصرفی شامل نان، برنج، حبوبات، ماکارانی، سیب زمینی، سبزی، مرغ، ماهی، گوشت قرمز، تخم مرغ، سایر سبزیجایت، شیر، ماست، کره، پنیر، روغن و قند و شکر است.
این مقام کارگری افزود: بر این اساس تنها در بهمن‌ماه سال جاری هزینه این ۱۸ کالای خوراکی برگزیده بانرخ دولتی بالغ بر ۵ میلیون ریال و با نرخ آزاد بالغ بر ۷ میلیون ریال بوده است.
وی افزود: در یازدهمین ماه سال سبد کالاهای مصرفی یک خانواده چهارنفری در حالی به نرخ دولتی تا ۲۵ میلیون ریال برآورد می‌شود که حداقل دستمزد کارگران از ابتدای سال مبلغ ثابت ۳۹۸ هزار تومان تعیین شده است.
حبیبی با یادآوری اینکه مطابق ماده ۴۱ قانون کار مبنای تعیین حداقل مزد کارگران هزینه‌های اولیه یک خانواده متوسط است، گفت: براین اساس حداقل هزینه‌های زندگی شش برابر بیشتر از حداقل درآمد تعریف شده است.

عدالت ورزان اسلامی حاکم چنان چهار نعله در جهت اجرای دستورالعملهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی می تازند که به مقام قهرمانان اجرای نئولیبرالیسم اقتصادی دست یافته اند.

کارگران و زحمتکشان ایران برای رهائی از  شکنجه گاه جمهوری اسلامی و پایان دادن به این وضعیت دهشتناک اقتصادی و اجتماعی  چاره ای جز اتحاد و همبستگی و تشکیلات ندارند.

مثلث زر و زور و تزویر حاکم بر ایران برای حفظ قدرت و ثروت چپاول کرده خود نه تنها حاضر است ایران را دو دستی تقدیم دشمنان خارجی ملت ایران کنند بلکه ناموس نداشته شان را هم می فروشند. امپریالیستها و قدرتهای استعماری هم از این لولو خرخره دروغین و تبلیغاتی کوچکترین ترسی ندارند . دشمنان داخلی و خارجی مردم ایران تنها هراسشان از وحدت و همبستگی ملی و بخصوص اتحاد و تشکیلات طبقه کارگر ایران است.


 نقلاز فیسبوک توفان

سخن هفته
سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۱


 

 

 ***

نمایش حقوق بشری ویاران انقلاب مخملی

 

 دراین نمایش مشتی ایرانی متعلق به انقلاب مخملی نیز شرکت دارند که از مزایای هتلهای درجه یک و مخارج مسافرتهای عدیده به بهانه شرکت در دوره های کارشناسی حقوق بشر و یا روزنامه نگاری در لندن و سایر شهرهای اروپا و یا در دوبی و... برخوردارند، تصاویر کوچک و بزرگ آنها را در نشریات امپریالیستی برای عوامفریبی چاپ می کنند. این ایرانی های خود فریب واقفند که اگر دهان باز کرده تجاوز امپریالیستها به ایران را محکوم کرده، از حق قانونی ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای دفاع نموده، محاصره اقتصادی ایران و گرسنگی دادن به مردم ایران را جنایتکاری علیه بشریت دانسته و محکوم نمایند و یا اینکه به امر تحقق حقوق بشر کاسبکارانه برخورد ننموده، آنرا جهانشمول دانسته و نقض آنرا توسط صهیونیستها و امپریالیستها در فلسطین و افغانستان و عراق محکوم کنند، دیگر از اطاقهای راحت هتلهای درجه یک و پولهای همراه جوایز بنیادهای مشکوک امپریالیستی-صهیونیستی، از ضیافتهای گرانقیمت با صرف شامپاین و قرقاول و خاویار انتشار نام و نشان بی اهمیتشان در نشریات امپریالیستی خبری نیست. آنها آموخته اند که "آسته آسته راه بروند تا گربه شاخشان نزند". این ایرانی ها از آن نوع ایرانی هائی هستند که آنها را لای پوست پیاز می خوابانند تا به موقع از آنها برای اسارت ملت ایران استفاده کنند. حزب ما بارها اعلام کرده است که برای مبارزه با این تاکتیک امپریالیستی تنها یک راه وجود دارد و آن اعلام موضع روشن کسانی است که این جوایز را به دست می آورند، اعلام موضع بر این مبنا که نشان دهد آنها حاضر نیستند شرافت و غرور ملی خویش را برای دریافت این نوع جوایز به فروش برسانند. آنها باید به صراحت خط تمایز خویش را با ریاکاری امپریالیستها و یا صهیونیستها نیز روشن کنند. طفره رفتن از این امر، پذیرش همدستی با دشمنان بشریت و مردم ایران است. این جوایز نه برای ایران و نه برای آنها افتخاری خلق نمی کند و سرانجام مانند لکه ننگ همکاری با بنیادهای مشکوک در تاریخ زندگی آنها می ماند. این افراد اگر فرصت طلب و خودفروخته نباشند می توانند در سخنرانی تشکر آمیز خود مواضع سیاسی مردم ایران را در نفرت از جمهوری اسلامی، امپریالیسم و صهیونیسم بیان کنند. این است ملاک تمیز سره از نا سره.

توفان

سخن هفته

چهارشنبه ۱۱ بهمن


 

***

تحقیرانقلاب مردم یک سیاست استعماریست





اینروزها ضد انقلاب مغلوب ودر راس آن سلطنت طلبان منفور با پخش نوشته ای از چرچیل درعرصه مجازی در نکوهش انقلاب وانقلابیون و فراخواندن «نسل جدید به طغیان درمقابل نسل قدیم» و بیان اینکه:

«درملل های عقب مانده آنانکه با مشت های گره کرده انقلاب میکنند روزی با مشتهای ازهم گسیخته گدائی خواهند کرد. چرچیل »..بدنبال بهره برداری ازاوضاع واحوالی هستند که ریشه در استبداد تاریخی ودخالتهای افسارگسیخته استعماری دارد.این بیخردان بخاطرمنافعشان با علم تحولات اجتماعی وروند تکاملی بشریت مخالفند.آنان طغیان برده ها علیه برده داران وقیام اسپارتاکوس را به ریشخند میگیرند،زیرا شکست خورد. آنان با همین بینش ارتجاعی باید مخالف تمام تحولات اجتماعی علمی باشند زیرا ابتدا باشکستهائی همراه بوده ونمی توانست نباشد.آنان همان کسانی هستند که با توسل به سقوط هواپیما مردم را تشویق به سفر با الاغ می نمایند.!

بشردرهرعرصه علمی واجتماعی برای از پیش پای برداشتن موانع تاریخی وهموار کردن راه ترقی وپیشرفت وآزادی وعدالت اجتماعی صدها میلیون کشته داده تا بدینجا برسد که امروز قرار داریم. انقلابات اجتماعی حاصل جادو وجنبل ومعجزه این فرد ویا آن فرد نیست٬محصول یک سری تضادهای اقتصادی ٬سیاسی واجتماعی است که آن را اجتناب ناپذیر میسازد. انقلابات مشروطه وبهمن ویا نهضت ملی کردن صنعت نفت .....که علیه استبداد واستعمار بودند نه تنها جای ندامتی باقی نمی گذارند بلکه برگ زرینی درتاریخ تحولات اجتماعی ایران در دوران معاصرند وباعث غرورو افتخار مردمی هستند که برای آزادی واستقلال ضربات سختی بر پیکر استبداد واستعمار وارد ساختند.
سلطنت به گورستان تاریخ سپرده شد وشاه وشیخ هردودوروی یک سکه وبه دوران قرون وسطی تعلق دارند وانقلاب آتی ایران نه تنها برای دفن استبداد وتمام بقایای کهن بلکه برای براندازی نظام سرمایه داری و برای نان وعدالت اجتماعی نیز می باشد. درجه ترقی وپیشرفت و مدرن اندیشی افراد فقط دراین چهارچوب قابل تبیین است.



 زندانی داریم ... تا زندانی...!

جمعه ، ۴ اسفند ۱۳۹۱؛ ۲۲ فوریه ۲۰۱۳


                        

 

ترجمه برای اندیشه و پیکار، برگرفته از سایت اوروفلسطین
http://www.europalestine.com/spip.php?article8083

 

 

800 زندانی سیاسی فلسطینی به حمایت از سامر عیساوی در اعتصاب غذا به سر می برند. ولی چون مسئله به فلسطینی ها مربوط است برای رسانه های گروهی جهان انگار نه انگار. این نیروی اشغالگر اسرائیل است که بی هیچ اعتنایی به قانون بین المللی آن ها را به زندان انداخته و شکنجه می کند.
برخی از این زندانیان مانند سامر عیساوی 208 روز است که در اعتصاب غذا به سر می برند. او یکی از 14 زندانی ست که در سال گذشته به دنبال توافق بین فلسطین و اسرائیل برای مبادله زندانیان، آزاد شده بودند ولی اسرائیل آنان را مجددا ربوده و بی هیچ توضیحی آن ها را در زندان نگاه داشته است.
سامر عیساوی هفتم ژوئیه سال گذشته دستگیر شد. در زندان مسکوبیه در اورشلیم شکنجه شد و 28 روز تحت بازجویی بود. در 23 روز اول بازداشت نتوانست با وکیلش تماس بگیرد. آزادی او از زندان دائما بنا به فرمان نظامی به تعویق افتاده و دلیل آن را محرمانه اعلام کرده اند.
سامر عیساوی 10 سال از عمر خود را در زندان گذرانده بود. 15 آوریل 2002 هنگام حملات متعدد نظامی اسرائیل به شهرهای فلسطینی از جمله جنین و نابلس (ساحل غربی) دستگیر شد. او را به 30 سال زندان محکوم کردند. در حالی که نه کسی را کشته و نه کسی را زخمی کرده بود. ولی یک دادگاه نظامی ویژه او را متهم کرده بود که اسلحه داشته و به گروه های نظامی در اورشلیم آموزش می داده است.
امروز زندگی او به مویی بند است. نیمی از وزن خود را از دست داده و اعضای درونی او دارند از کار می افتند. بینایی و قدرت تکلم را دارد از دست می هد و خون بالا می آورد. متاسفانه همه این نشانه ها گواهی می دهند که در حال مرگ است. سال هاست که ما کوشیده ایم جهان را نسبت به وضعیت غیر عادلانه و وحشیانه ای که علیه زندانیان فلسطینی اعمال می شود هشدار دهیم. اسرائیل از ده ها سال پیش نهایت کوشش خود را به کار می برد تا با شکنجه و حبس در شرایط بسیار سخت، مقاومت آنان را در هم بشکند. از 1967 تا کنون حدود 800 هزار نفر از فلسطینی ها، مرد، زن، کودک به سیاهچال های نیروهای اشغالگر اسرائیل گرفتار شده اند که در قیاس با جمعیت فرانسه شمارشان به 15 میلیون می رسد.
آیا می دانید که وقتی یک زندانی فلسطینی در زندان اسرائیل بمیرد جسد او را تا پایان مدت محکومیتش به خانواده اش تحویل نمی دهند؟
زندانیان فلسطینی در اسرائیل محروم از ملاقات خانواده، حضور وکلا، محروم از درمان و تغذیه درست و غالبا در سلول های انفرادی به سر می بردند. با وجود این، همیاری نمونه ای بین آنان وجود دارد تا زندانی دیوانه نشود و حثیت انسانی اش حفظ گردد.
زندانیان به اعتصاب غذاهای متعدد دست زده اند تا خودسری های اسرائیل و شکنجه هایی را که از سن 12 سالگی هنگام دستگیری و بازجویی بر آنان اعمال می شود به گوش جهانیان برسانند. شما همچنین می دانید که اسرائیل دست به بازداشت "اداری" می زند، یعنی حبس بدون اتهام، بدون محاکمه و بدون آنکه پایان مدت بازداشت مشخص باشد. اسرائیل از قانونی استفاده می کند که دولت انگلیس در فاصله دو جنگ جهانی در فلسطین پیاده می کرد یعنی بازداشت اداری که هر 6 ماه تا مدتی بی پایان قابل تمدید بود. هم اکنون 178 زندانی فلسطینی در چنین وضعی به سر می برند.
فوتبالیست حرفه ای فلسطینی محمود سرسق که 3 سال در زندان اسرائیل گذراند چنین وضعی داشت و تنها در پی 95 روز اعتصاب غذا بسیج بین المللی بود که از زندان آزاد شد.
امروز رسانه ها همچنان در باره سرنوشت سامر عیساوی و دیگر زندانیان فلسطینی به سکوت خود ادامه می دهند. بازداشت آنان در زندان های اسرائیل بنابر حقوق بین الملل غیرقانونی ست، چنانکه بر اساس معاهده های ژنو ممنوع است که یک قدرت اشغالگر، اهالی یک سرزمین تحت اشغال را به جای دیگری انتقال دهد. این کاملا ناعادلانه و خودسرانه است. هدف اسرائیل به تسلیم کشاندن مردان و زنان و کودکان است و مرعوب کردن اهالی فلسطین تا سرزمین و کشورشان را ترک کنند.
حدود 10 انجمن هوادار فلسطین اطلاعیه فوق را امضا کرده برای تظاهرات در مقابل ستاد حزب سوسیالیست فراخوان داده اند.

تشدید اختلافات رژیم و بازداشت سعيد مرتضوی          

دادستانی عمومی و« انقلاب تهران» شامگاه دوشنبه اعلام کرد که سعيد مرتضوی، قاضی پيشين دادگاه های جمهوری اسلامی ازداشت و به زندان اوين منتقل شده است

 

گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران...(ایسنا)، محمود احمدی‌نژاد صبح امروز پیش از عزیمت به مصر در جمع خبرنگاران گفت: خبر دستگیری مرتضوی را شنیدم و بابت آن متاسفم. وی ادامه داد: نمی‌دانم چرا اینطور است. فردی تخلف کرده اما شخص دیگری دستگیر شده است و این کار بسیار زشت است.احمدی‌نژاد با تاکید بر اینکه "وقتی از سفر برگردم حتما این مساله را دنبال می‌کنم"، خاطرنشان کرد: قوه قضاییه باید قوه قضاییه ملت باشد چون این قوه یک سازمان ویژه خانوادگی نیست....اختلافات بیت رهبری و احمدی نژاد که در عرصه های گوناگون بروز می کند، ریشه اش در استبداد ولایت فقیه در ایران است.فشار توده ها از پائین، تاثیر مبارزه توده ها در منطقه، فشار امپریالیستها و صهیونیستها و عوامل داخلی آنها در ایران، نقش رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی مثبت و منفی، تضاد میان زیر بنای سرمایه داری و روبنای عقب مانده که ترکیبی از سنتهای فئودالی-قبیله ای-ملوک الطوایفی و مذهبی و پس مانده قرون گذشته است، فساد و تباهی، باند بازی مافیائی، فقدان امنیت اجتماعی، بی قانونی، شکاف طبقاتی و تشدید فقر، تنویر افکار و جهانگرائی اندیشه ها در قبال فرار به عقب و رفتن به پستوها و تاریک اندیشی به نیت حفظ خود و... عواملی هستند که به اختلافات دامن می زنند و این تازه از نتایج سحر است. مرگ خامنه ای نزدیک است و دامنه اختلافات برای کسب رهبری و تامین امنیت باندهای خودی تشدید می شود. مرگ خامنه ای یعنی تقویت نیروهای گریز از مرکز، زیرا با مرگ وی عمر فرزندان انقلاب نیز به پایان می رسد و باید نسل جدیدی از روحانیون اعتبار و اقتدار خویش را به میدان آورد و دیگران را مجذوب سلطه خود کند و برایشان احترام آفرین باشد.

 
این نیروهای گریز از مرکزند که در فکر عاقبت اندیشی هستند و خودشان می فهمند که وضع به این نحو با دادن رشوه و هزینه کردن درآمد نفت، برای خرید اوباشان طبقاتی و هاله حفاظتی بدور خود، نمی تواند تا ابد ادامه یابد. آنهم در کشور و در مقابل ملتی که چندین انقلاب را در طول تاریخ پشت سرخود گذاشته است و هر آن مترصد است ایده آل خود را به قدرت برساند. حال باید منتظرشد ودید فرجام سعید مرتضوی قاضی و جلاد کهریزک با داروی نظافت بی سروصدا به پایان خواهد رسید یا اینکه احمدی نژاد در دفاع ازاوبا تعرض به جناح مقابل کاررا به جاهای باریک خواهد کشاند.

  تنبیه و تحریم مردم ایران یک جنایت ضد بشری

 

چندی پیش در سال 2012 گزارشی بدست ما رسید مبنی بر اینکه حسابهای ایرانیان در بانک ملی ایران در هامبورگ مسدود می شود. آنها چنانچه قبل از تحریم آمریکا حسابی گشوده باشند، حق دارند پول خود را از حساب خود برداشت کنند، ولی چنانچه بعد از تحریم پولی به حساب خود واریز کرده باشند، باید قید پول را بزنند.

بنظر ما این گزارش چندان جدی نیآمد و توجه کافی بدان مبذول نداشتیم. بعد از آن گزارش دیگری بدست ما رسید که „بانک آلمان“ به مشتریان ایرانی خود نامه ای نوشته و در طی آن از آنها در خواست کرده است که وضعیت خود را در مورد حساب بانکی خویش در نزد „بانک آلمان“ روشن کنند. متعاقب آن گزارش دیگری دریافت کردیم که یک ایرانی که برای خرید عادی از کارت اعتباری استفاده می کرده است، متوجه شده که بانک وی حسابش را مسدود کرده است و وی قادر نیست از طریق کارت اعتباری بهای مواد خوراکی خویش را بپردازد. مراجعه به بانک روشن کرده که "جرم" وی تنها ایرانی بودن است. وقتی معلوم شده که وی تابعیت آلمانی دارد، بانک با عرض معذرت حسابش را مجدد آزاد کرده است.

فرستنده آلمانی دویچه وله در تارنمای خود بتاریخ 17/12/2012 نوشت: "به گزارش روزنامه "تاتس" برخی از بانک‌های آلمان از افتتاح حساب برای شماری از ایرانیان خودداری می‌کنند و حساب عده‌ای را بسته‌اند. یک نماینده ایرانی‌تبار پارلمان آلمان این اقدام را غیرقانونی خوانده است.

روزنامه "تاتس" چاپ برلین روز دوشنبه (۱۷ دسامبر/ ۲۷ آذر) در گزارشی از بسته شدن حساب شخصی برخی از شهروندان ایرانی تبار در تعدادی از بانک‌های آلمان خبر داده است.

 بنابر این گزارش "در هفته‌های گذشته حساب جاری شماری از ایرانیان مقیم آلمان بسته، و کارت‌های اعتباری شماری دیگر مسدود شده است.

...

ظاهرا تاکنون هیچ یک از موسسه‌های مالی معتبر آلمان حاضر به اظهار نظر در مورد این مسئله نشده‌اند. سخنگوی "کومرتز بانک" در پاسخ به پرسش‌های خبرنگار "تاتس" از او خواسته با این تصمیم بانک که "اصولا در مورد رابطه با مشتریان" اطلاعاتی ارائه نمی‌کند تفاهم داشته باشد.

امید نوری‌پور، نماینده ایرانی‌تبار حزب سبزها در پارلمان، در گفتگو با روزنامه‌ی "تاتس" با اشاره به این که تعدادی از کسانی که با این مشکل روبرو شده‌اند به او رجوع کرده‌اند این اقدام بانک‌های آلمانی را خلاف قانون خوانده است."

روزنامه زود دویچه تسایتونگ در تاریخ 12/02/2013 خود از این ماجرای تصور ناپذیر و در مغایرت با عرف جهانی و قانون اساسی آلمان نیز در اثر فشار افکار عمومی پرده برداشت و معلوم شد ابعاد فاجعه بسیار بزرگتر از آن است که مطبوعات به آن پرداخته اند.

پرداخت پول کرایه خانه، مالیات ماشین، بهای صورت حساب تلفن و یا پرداخت صورت حساب آب و برق همه و همه از طریق حساب بانکی صورت می گیرد. زیرا دخل و خرج هر کس باید از نظر اداره مالیات قابل بررسی باشد.  شرکتهای خصوصی آلمان با تائید ضمنی دولت آلمان و مغایر تمام حقوق انسانی، نان اتباع ایرانی را بریده اند. وقتی کسی حساب بانکی اش بسته است، دیگر نمی تواند از طریق سپرده بانکی اش به تامین زندگی روزمره خود بپردازد. این امری نیست که از دید کسی پنهان بماند. و بهمین جهت باید مطمئن بود که هدف از این کار گرسنگی دادن به اتباع ایرانی و هزاران دانشجوی ایرانی است که در آلمان درس می خوانند و تابعیت ایرانی دارند. رژیمهای امپریالیستی می خواهند با تحت فشار قرار دادن آنها، موجبات نارضائی و شاید شورش کور را در ایران فراهم آورند. این اقدام، یک روش ضد بشری و تحریک آمیز است که باید آنرا محکوم نمود. پاره ای از خودفروختگان ایرانی از "چپ" و راست که تحریمهای امپریالیستها علیه مردم ایران محکوم نکرده اند و شرمسارانه آنها را مثبت ارزیابی می کنند، همان کسانی که به خیال خودشان منتظر "فرصت مناسب" نشسته اند تا در کنار امپریایستها و صهیونیستها به ایران حمله کنند و "جبهه سوم" به عنوان "ستون پنجم" ایجاد نمایند، از این گونه تحریمها و حتی بدتر از آن حمایت می کنند. رضا پهلوی شهروند فراری از ایران که باید به جرم بالا کشیدن ثروت مردم ایران و همدستی با جنایتکاران ساواک در رژیم گذشته و دسیسه علیه تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی ایران در همدستی با امپریالیسم و صهیونیسم در یک دادگاه علنی محاکمه شود در گفتگو با بی بی سی در اوایل ماه بهمن 1391 گذشته، در مورد تحریمهای امپریالیستی ابراز داشت: "بنابراین این وسط سه چیز مهم باید اتفاق بیفتد. یکی این که جهانیان باید فکر ادامه سیاست تحریم با انتظار تغییر رفتار رژیم را از سر خود بیرون کنند. اما می توانند درک کنند یکی از فاکتورهایی که به سقوط احتمالی این رژیم کمک خواهد کرد، البته تحریم اقتصادی است، این مسئله شرط لازم است و نه کافی...".

"چپ" های هوادار "فرصت مناسب"، عملا همدستان رضا پهلوی فراری هستند، که امروز با نتایج تبلیغاتشان در ایران و خارج ایران روبرو شده اند. آنها از تنبیه و تحریم مردم ایران مسرورند و این کار امپریالیستها را کمک به مردم ایران و انقلاب ایران جا می زنند.  آقای نوید امیدی دانشجوی ایرانی در تورینگن که از شش سال قبل برای تحصیل به آلمان آمده است و تبعه ایران است، در کشور "دموکراتیک" آلمان به پیروی از زورگوئی تبیهی آمریکا در تحریم ایران، از این حق طبیعی محروم شده است که از حق برداشت از حسابش برخوردار باشد. توجه بکنید بانکهای آلمان بدون حکم دادگاه حساب افراد را می بندند، در حالیکه دارای چنین حقی نیستند. دولت آلمان نیز با بی عملی و سکوتش از این تجاوز به قانون حمایت می کند.

به نوشته تارنمای دویچه وله دادگاههای آلمان در سال 2012 در این مورد نظر داده اند. به موجب حکم آنها: "در ماه مه سال جاری دادگاه عالی شهر هامبورگ در ارتباط با یک دعوای حقوقی رای داد که بانک‌ها اجازه ندارند حساب شرکت‌های آلمانی را که با ایران روابط تجاری دارند مسدود کنند. مطابق این رای حتا اگر طرف معامله شرکت‌های آلمانی در فهرست ضمیمه تحریم‌های اتحادیه اروپا نیز قرار داشته باشند بستن حساب این شرکت‌ها مجاز نیست".

ناگفته پیداست آنچه در مورد شرکتها مجاز نیست به طریق اولی نمی تواند برای افراد عادی مجاز باشد. ولی کسی در این میان به حرف حساب و سند و مدرک و استدلال گوش نمی دهد. دنیا دنیای زورگوئی و قلدری و غارتگری امپریالیستی است.

به نوشته روزنامه زود دویچه تسایتونگ آقای نوید امیدی به یکی از شعب „بانک آلمان“ مراجعه کرده تا حسابی باز کند. آنها گشایش حساب را برای وی بدون کوچکترین توضیحی رد کرده اند. آقای امیدی با یک خانم آلمانی ازدواج می کند و بعد از ترک محل تحصیلش در شهر جدید بازهم موفق نمی شود در نزد „بانک آلمان“ که بزرگترین بانک کشور آلمان فدرال است حسابی بگشاید. همه امیدهای آقای امیدی بر باد می رود و به نومیدی بدل می شود. „بانک آلمان“ به وی پاسخ می دهد: "با علاقه درخواست شما را بررسی کردیم. متاسفانه برایمان مقدور نیست در شرایط فعلی حساب مطلوب شما را بگشائیم".

"امیدی تنها کسی نیست که در ماه های گذشته چنین نامه ای دریافت کرده است. هر روز به ایرانی های بیشتری اطلاع می دهند که درخواست بازگشائی حساب بانکی آنها، از طرف تعداد زیادتری از بانکها رد شده است. حساب برخی ها که حتی از سالها قبل گشوده بودند، بسته شده است. یک خانم ایرانی که سالهاست دارای تابعیت آلمانی است از „بانک آلمان“ پرسشنامه ای دریافت می کند که در آن باید اطلاعات دقیقی در باره سفرهایش به ایران و ارتباطات تجاریش در آنجا در اختیار آنها بگذارد. دو هفته بعد نامه بستن شدن حسابش را به آدرسش پست کرده اند."(نقل از همانجا).

لوتس بوکلیچ عضو انجمن امدادی پناهندگان به روزنامه زود دویچه تسایتونگ گفته است: "این قبیل پیشآمدها شامل تقریبا همه ایرانی هائی می شود که تابعیت ایران را دارند. همه ایرانی ها متعلق به هر گروهی را در بر می گیرد و هیچ بانکی از این امر مستثنی نیست". از ماه مه سال 2012 تا کنون بر حسب آمار بوکلیچ تقریبا حساب بانکی 1500 ایرانی بسته شده است. تعداد ایرانی هائی که با این مشکل روبرویند بمراتب بیش از 1500 نفر است. در آلمان 54000 ایرانی که دارای تنها تابعیت ایرانی هستند زندگی می کنند و با این مشکل روبرو می باشند.

آمریکا مسدودیت حسابهای مجاهدین را بر می دارد تا از پولهای انباشت شده از منابع امپریالیستی و ارتجاعی جهانی برای خیانت ملی استفاده کنند، ولی حساب هزاران هموطن ایرانی ما را می بندد.  بانکهای آلمان دلیلی برای بستن حسابهای ایرانی ها ارائه نمی دهند، فقط به "دلایل سیاسی تجاری" استناد می کنند. تنها بانک "هیپو فراینز" است که در نامه های خود به دارندگان حساب اشاره کرده است که بر اساس قطعنامه سازمان ملل شماره 1929 که در سال 2010 به تصویب رسیده است و در آن نظر به محاصره و تحریم اقتصادی ایران دارد این اقدامات صورت پذیرفته است. ولی این بانک نمی گوید که به موجب حکم دادگاه هامبورگ این کار آنها غیر قانونی است. بانکها از فشار آمریکا بیشتر از حکم دادگاه خودی می ترسند. امپریالیست آمریکا درک حقوقی آمریکائی و قلچماقی خویش را به همه تسری داده است.

خود روزنامه زود دویچه تسایتونگ می نویسد که در این قطعنامه نظر بر شرکتها، موسسات و افرادی هست که در ارتباط با سیاست هسته ای رژیم ایران قرار دارند. در این قطعنامه سخنی هم از تحریم و تحت فشار قرار دادن همه ایرانی ها نیست.

„بانک آلمان“ به گروه امدادی پناهندگان اظهار داشته که هر تبعه ایران که مدت طولانی ساکن آلمان باشد مشکلی برای گشایش حساب بانکی نخواهد داشت. بر اساس نامه کتبی که „بانک آلمان“ برای گروه امدادی پناهندگان ارسال داشته است آمده است که هر کس که شش ماه ساکن آلمان باشد حق گشایش حساب بانکی را دارد. دانشجویان حتی از این قانون نیز مستثنی هستند.

در حقیقت بانکهای آلمانی از شانتاژهای موسسات مالی و دولت امپریالیستی آمریکا هراس دارند. آنها فشارهائی را به ایرانی ها اعمال می کنند که متکی بر هیچ مبنای حقوقی نیست. آنها از بهانه جوئی امپریالیست آمریکا می ترسند. هر چقدر فشارهای آمریکا به ایران به صورت غیر قانونی افزایش می یابد، ممالکی که با آمریکا روابط حسنه دارند و یا از آنها می ترسند، خودشان که از ماهیت قلدرمنشانه و غیر قانونی این اقدامات واقفند می ترسند در این جنگلی که آمریکائی ها خلق کرده اند با شمشیر قانون ستیزی سر خود را نیز از دست بدهند. هیچکس زبان به اعتراض نمی گشاید زیرا قانون امپریالیست آمریکا به همه تحمیل شده است. اقتصاد اعتباری آلمان که در برگیرنده تمام دستجات برگزیده اقتصاد اعتباری آلمان را در برمی گیرد، به مصوبه اتحادیه اروپا در ماه مارس 2012 استناد می کند که در آن طلب می شود که در مناسبات تجاری با موسسات مالی، انتقال پولی با ایران هشیاری حفظ شود که شامل محدودیتهائی برای ارسال پول به ایران و یا خروج پول از ایران می شود. این محدودیتها باید از طرف همه موسسات اعتباری رعایت شوند. بعضی موسسات آلمانی از ترس اینکه این بی قانونی جهانی دامن آنها را نیز بگیرد و دستشان به جائی نرسد، حتی محدودیتهای شخصی و سلیقه ای خویش را نیز به محدودیتهای اتحادیه اروپا می افزایند که دیگر مو لای درزش نرود.

به رامین پورحشمتی که یک دانشجوی ایرانی در برلن است در یک شعبه بانک "اشپارکاسه برلن" با وضوح می گویند که وی به علت تابعیت ایرانی اش حق دارا بودن کارت اعتباری نیست. خانم کریستینه لودرز مسئول دایره ی فدرالِ مبارزه با اعمالِ تبعیض، این اقدامات بانکها را غیر قابل فهم می داند و اضافه می کند: "عام بودنِ قانونِ برخورد به صورتِ یکسان، مانع از آن است که کسی بخاطر تبعیت ایرانی اش به نحو نامناسب دچار خسران شود".

آقای مارکوس لونینگ که مسئول امور مربوط به حقوق بشر در دولت آلمان است راه حل را یافته است. وی به همه ایرانی ها توصیه می کند که از پای ننشینند و اگر در بانکی موفق به بازکردن حساب نمی شوند به بانک دیگر بروند و این کار را آنقدر ادامه دهند تا بانکها از رو بروند. کسی از ترس دولت آمریکا جرات نمی کند بگوید که به موجب حکم دادگاه، بانکهای آلمانی باید روششان را در برخورد با اتباع ایرانی تغییر دهند.

ظاهرا در آلمان قانونی برای این تضییقات وجود ندارد. حتی اِعمال این تضییقات علیه دانشجویان و اتباع ایرانی ضد قوانین آلمان است، ولی با وجود این نه تنها بانکها از انجام وظایف قانونی خویش سرباز می زنند، حتی خود دولت آلمان هم از زیر بار اتخاذ موضع روشن و حمایت از اتباع ایرانی شانه خالی می کند و رویدادها را زیر سبیلی رد می کند. دولت آلمان تلاش نمی کند تا قوانین این کشور در مورد ایرانی ها رعایت شود.

جالب است، در اینجا کسی دیگر از نقض حقوق بشر سخن نمی راند. شاید به این دلیل که  کسی را اعدام نمی کنند، چون کسی را شکنجه نمی دهند، چون کسی را به زندان نمی اندازند و یا نیانداخته اند، در اینجا هیچکدام  از این روشهای متعارف را بکار نیرده اند، فقط امکانات زیست ایرانی ها را ازشان گرفته اند تا خودشان بتدریج بمیرند. آنهم نه توسط دولت رسمی که بهر صورت بگونه ای پایش گیر است و باید چهره جهانی "بشردوستانه" خویش را حفظ کند، بلکه توسط شرکتها و بانکهای خصوصی که از حق "خصوصی" خود برای انجام کاری استفاده می کنند. کسی نمی تواند از „بانک آلمان“ که دولتها را می آورد و می برد و در دو جنگ جهانی آلمان شرکت مستقیم داشته است، به زور بخواهد که برای یک تبعه ایرانی حساب جاری بگشاید. هیچ دولتی در آلمان چنین خواستی را به سرمایه داران خصوصی تحمیل نخواهد کرد. دولت حساب خود را از آنها جدا می کند تا آنها حساب ایرانی ها را برسند، تا شاید در اثر نارضائی ایرانیان در ایران شورشی در خدمت منافع امپریالیستها و همدستان "انقلابی" ایرانی آنها برپا شود. ببینید مفهوم محاصره اقتصادی ایران چیست. این محاصره تنبیهی تنها بر ضد مردم ایران است و هر ایرانی که آشکار و یا پنهان مدافع این تحریم باشد خودفروخته و خائن است.