۱۳۹۳ فروردین ۸, جمعه


اطلاعیه حزب کارایران(توفان)

درمورد "سازمان پیشگامان آزادی ملت ایران"


آرم سازمان جعلی" پیشگامان آزادی ملت ایران"

 

اخیرا عده ای ازدوستان در شبکه مجازی فیسبوک پرسشی را درمورد جریانی به نام"سازمان پيشگامان آزادی ملت ایران" و رابطه اش با حزب کار ایران(توفان) طرح کرده و خواهان پاسخ از حزب کارایران(توفان) درمورد هویت و تاریخچه مبارزاتی این سازمان شده اند. حزب کارایران(توفان) بنابر احساس مسئولیتی که در قبال جنبش مبارزاتی مردم ایران و شفافیت در امر مبارزه ضد رژیمی و ضد امپریالیستی می کند، پاسخ زیر را به اطلاع همگان می رساند:

 

1- حزب کار ایران(توفان) در شبکه مجازی با این وضعیت روبرو شده که سازمان نامبرده از پاره ای مواضع حزب کار ایران(توفان) بدون ذکر نام حزب ما به دفاع بر می خیزد و خود را حامی حزب کار ایران(توفان) معرفی می کند.

 

2- این تشکل ظاهرا جمعی را به عنوان حامی بدور خود با همین مواضع گرد آورده است که ربطی به حزب کار ایرن(توفان) ندارند.

 

3- حزب کارایران(توفان) اعلام می دارد که هیچ شناختی از تاریخچه مبارزاتی و هویت سیاسی این سازمان در داخل و یا خارج از کشور ندارد، هویت و سابقه شان بر ما ناروشن است و از برنامه و اساسنامه آنها به جز برشماری چند نکته سیاسی به عنوان خط مشی آنها، اطلاعی نداریم.

 

4-اخیرا نیز دیده شده است که مقالاتی ازنشریات توفان ارگان مرکزی حزب کار ایران و نشریه توفان الکترونیکی، در فیسبوکهای هواداران این سازمان(" پیشگامان آزادی ملت ایران") که جملگی دارای پروفایل های زن و نامها و تصاویر غیر واقعی هستند، بدون امضاء حزب ما و تحت نام خود آنها، نصب می شوند. حزب ما چنین شیوه ای را نکوهیده دانسته و مخالفت شدید خود را با آن ابراز می دارد. این شیوه که سرباز گیری و جلب هوادار و چه بسا عضو با استفاده از تحلیلهای حزب کار ایران(توفان) را مد نظر دارد، نمی تواند حمایت از سیاستهای حزب کار ایران به حساب آید، بلکه بیشتر در خدمت جلب کسانی است که بالقوه به نظرات حزب کار ایران(توفان) تمایل دارند. حمایت از حزب کار زمانی معنا خواهد داشت که این تشکل به همه اطلاع دهد که مواضعی که مبلغ آن است، متعلق به تشکلی به نام حزب کار ایران(توفان) است که دارای تاریخچه روشن، با مواضع ضد امپریالیستی، ضد صهیونیستی و ضد رژیم جمهوری اسلامی بوده و خواهان سرنگونی این رژیم سرمایه داری در ایران می باشد.

 

حزب کارایران(توفان) اعلام می دارد که کلیه مقالات و ادبیات حزب ما برای نصب و پخش در صفحات فیسبوک و نشریات سیاسی ایرانی و غیر ایرانی با حفظ نام و امضاء حزب مجاز و بلامانع است. در غیر این صورت روشی ناپسند در میان کاربران شبکه اینترنت باب خواهد شد که حتما مورد سوء استفاده جریانات مشکوک و آلوده قرار خواهند گرفت. باید با این شیوه کار انتقاد کرد تا سره از ناسره تشخیص داده شود. از این گذشته حزب ما بر آن است که هر تشکلی که خود را علنا به جامعه اپوزیسیون ایرانی معرفی می کند، باید سابقه فعالیت سیاسی و مبارزاتی خویش، زمان پیدایش، دلایل و ضرورت پیدایش، هویت سیاسی و خط مشی سیاسی و اساسنامه و اهداف خود را بیان کرده و در خدمت شفافیت و پاکیزگی جنبش عمل کند. در غیر این صورت فقط به ابهام و سردرگمی دامن می زند و مشوق مشوب کردن افکار است.

 

حزب کارایران(توفان)

16 مارس 2014

****

 

اطلاعیه شماره 2

"سازمان پیشگامان آزادی ملت ایران" سازمان وزارت اطلاعات جمهوریست

هنوزچند ساعتی ازانتشار اطلاعیه افشاگرانه حزب کارایران(توفان) درمورد جریان جعلی " سازمان پیشگامان آزادی ملت ایران" نگذشته بود که عمال جمهوری اسلامی با سراسیمگی دستشان را با عکس العملهای شناخته شده ساوامایی که هیچ ابهامی در مورد ماهیت کثیفشان باقی نگذاشته است روکرده ،پا به فرار گذاشتند.

سازمان پیشگامان ملت ایران" یک سازمان جعلی ودست ساخته وزارت اطلاعات مخوف جمهوری اسلامیست.اگر چنین نبود، این سازمان حداقل یک نفر را درطول" سی سال سابقه سیاسی" خود به جنبش انقلابی وچپ ایران معرفی میکرد که سلامت سیاسی اش را تائید کنند. اما چنین نیست. سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی، که سابقه طولانی در تولید گروههای آدمکش حرفه ای بنام "سازمان و گروه مبارزه" برای سرنگونی رژیم اسلامی"!!دارد ، اینبار نیز در عرصه فیسبوک تحت نام "اپوزیسیون سرنگونی طلب" و پروفایلهای زنان جوان و بی حجاب" به خرابکاری و توطئه مشغول است

حزب کارایران(توفان) با قاطعیت اعلام می دارد که این جریان وابسته به سازمان جهنمی اطلاعات جمهوری اسلامی است وهمگان را به هوشیاری و مبارزه وطرد این مزدوران که سودایی جز جاسوسی ،تهدید وارعاب وترور مخالفین در سرندارند، فرامی خواند. باید هوشیار بود، فریب تائیدات ظاهری این روباه صفتان درگاه خلیفه را نخورد و شگردهای رنگارنگ ضدبشریشان را قاطعانه خنثا ساخت.

اگر ساواک پهلوی توانست با شیوه های آدمکشی مانع سرنگونی رژیم شاه گردد، ساوامای اسلامی هم خواهد توانست با شیوه های جاسوسی وجولان دادن درفیسبوک و خرابکاری مانع سقوط رژیم منفورملایان گردد.

ننگ ونفرت برمزدوران رژیم تبهکار جمهوری اسلامی!

حزب کارایران(توفان)

شنبه 22 مارس دوهزار وچهار میلادی

www.toufan.org

 

۱۳۹۳ فروردین ۳, یکشنبه


پیام نوروزی حزب کارایران(توفان) بمناسبت سال نو                               

              با امید وآرزوبه استقبال نوروز رویم                   

 حزب کارایران(توفان) درآستانه سال نو، فرصت را مغتنم شمرده عید نوروز، این جشن ملی همیشه بهار باستانی را به همه کارگران، به همه زحمتکشان، به همه فرهنگیان، به همه دانشجویان، به همه خلقهای ایران، به همه زنان مبارز ایران، به همه خانواده های جانباختگان سیاسی، به همه کسانیکه در راه آزادی و سعادت ستمدیدگان میرزمند و به همه زندانیان سیاسی که درچنگال دژخیمان حاکم به عنوان گروگان گرفتارند، شاد باش می گوید و برایشان در پیکار علیه رژیم سرمایه داری  جمهوری اسلامی پیروزی و سربلندی آرزومند است.

 

درعید نوروز، عیدی که طبیعت جامه نو برتن می کند و مردم نیز باید خود را با آن هماهنگ سازند، مردم ایران درشرایط اسفناکی بسر می برند. امسال نیز مانند سالهای پیش، سفره شان از برکت وجود رژیم منفور جمهوری اسلامی خالی تر از گذشته است و نوروزشان همانند هر روزشان شده است. فقر و گرانی و ناامنی اقتصادی بیداد می کند و حلقوم مردم را می فشارد.

سالی که گذشت سال پیشروی در فقر و عمیقتر شدن شکاف طبقاتی بود و این روند با توجه به سیاستهای ارتجاعی و سرمایه دارانه و نئولیبرالی حسن روحانی ادامه خواهد داشت. جمهوری اسلامی که به دلیل همین سیاستهای اقتصادی و نابود کردن تولید صنعتی و کشاورزی به نفع تجار و دلالان و مافیا و سلطه گران جهانی، توان ایستادگی در برابر تحریمهای اقتصادی و بانکی را ندارد، برای حفظ قدرت سیاسی اش مجبور به تسلیم در مقابل اجانب  خواهد شد. یکی ازاهداف اصلی مهندسی انتخابات و روی کار آوردن کابینه تکنوکراتهای نئولیبرال و جنایتکاران اطلاعاتی و امنیتی، این بود که زمینه های تسلیم تدریجی به شرایط امپریالیستها، تحت عنوان "نرمش قهرمانانه" فراهم گردد و فشار به کارگران و زحمتکشان تحت عنوان "اقتصاد مقاومتی" به آنها تحمیل شود. "توافقنامه ژنو"، چنانچه کاملا عملی گردد، سند تسلیم رژیم جمهوری اسلامی به شیطان بزرگ است، که ظاهرا در این فاصله به شیطان کوچک و حتی فرشته نجات بدل شده است. همه جا در رسانه های گروهی، برای شستشوی مغزی مردم و گمراهی آنها، از "توافقنامه ژنو" نام برده می شود، در حالیکه توافقی صورت نگرفته است. امپریالیستها هر آنچه می خواسته اند، به مردم میهن ما، بدست عمال رژیم جمهوری اسلامی با ظرافت و با خشونت و تهدید تحمیل کرده اند. حزب کار ایران(توفان) اعلام می کند که هرگز "توافقنامه ژنو" را به رسمیت نمی شناسد و آنرا خلاف مصالح مردم ایران می داند.

تعیین 609 هزار تومان به عنوان حداقل دستمزد که باید کفاف مخارج یک خانواده 4 نفره را بدهد، حتی کفاف اجاره آپارتمانی 60 متری در جنوبی ترین منطقه تهران یعنی مسعودیه را هم نمی دهد. مرکز آمار ایران هزینه‌های یکساله تامین مسکن در تهران را طی سال ۹۰ معادل، ۸ میلیون تومان اعلام کرده است.

 سال 1392 را باید سال دزدیهای کلان، سال سراسیمگی سران رژیم و تشدید بحران اقتصادی و رشد روزافزون تورم نامید. اختلاسهای چند هزار میلیاردی و بر ملا شدن دزدیهای امثال بابک زنجانیها فقط گوشه ای از پرونده های فساد و دزدی دستگاه حاکمه است و این امر یک بار دیگر نشان می دهد که رژیم جمهوری اسلامی مظهر دزدی و فساد و ارتشاء است و مردم ما هیچ امید به بهبودی وضعیت خود در چهارچوب چنین نظام مافیائی ندارد و راهی  جز تشدید مبارزه علیه مستبدان حاکم و هوشیاری و پیکار متحد علیه امپریالیستها و نوکران استعمار پیش روی خودنمی بیند. راه نجات مردم ایران راه برانداختن رژیم جمهوری اسلامی بدست توانای خویش است. این سی و پنجمین  نوروزی است که ملا های مفتخور بر مردم ایران تباه می گردانند.

حزب کارایران(توفان) ایقان دارد که نوروز مردم ایران ازسرپنجه کارگران و زحمتکشان  دربند طلوع خواهد کرد، نوروزی که در آن از ظلم و ستم و فقر و تنگدستی اثری نباشد و مردم ایران بر خاکستر قراردادهای استعماری بانک جهانی و صندوق بین المللی پول پایکوبی کنند.

پیکار کنیم تا نوروز 1393 سرآغاز دوران جدید اعتلا مبارزه ضد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و غارتگران بین المللی باشد. با امید و آرزو به استقبال نوروز رویم. به امید فراز آمدن نوروز مردم ایران. نوروزتان پیروزباد!

 

 

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست مردم ایران!

زنده باد سوسیالیسم این پرچم نجات بشریت!

مرگ بر امپریالیسم آمریکا و نوکران ریز ودرشتش!

حزب کارایران(توفان)

اسفند ماه 1392

www.toufan.org

 

۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

خصوصی سازی صنایع نفت ملی شده ایران
خیانت به منافع ملی است
 
روح آیتﷲ کاشانی بر توافقنامه زبونانه ژنو حاکم است. روحانیت بار دیگر خیانت تاریخی خویش را نسبت به منافع ملی ایران از زمان قراردادهای گلستان و ترکمنچای به معرض نمایش گذارد. روحانیت همیشه ارتجاعی بوده است و ربطی به این فرد مترقی روحانی و یا آن فرد انقلابی در درون روحانیت ندارد. روحانیت به عنوان نماد دین در تمامیت خویش ارتجاعی و ضد انقلابی است.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی که بعد از انقلاب شکوهمند بهمن به علت حضور میلیونی مردم در صحنه و فضای ضد امپریالیستی و شور و شوق انقلابی به تصویب رسیده است و با روح استقلال طلبانه و قطع دست امپریالیستها به رشته تحریر در آمده است، می خوانیم: " اصل ۴۴- نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامه‌ریزی منظم و صحیح استوار است. بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه‏های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‏آهن و مانند اینها است که به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است. بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات می‌شود که مکمل فعالیت های اقتصادی دولتی و تعاونی است. مالکیت در این سه بخش تا جایی که با اصول دیگر این فصل مطابق باشد و از محدوده قوانین اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد و مایه زیان جامعه نشود مورد حمایت قانونی جمهوری اسلامی است. تفصیل ضوابط و قلمرو و شرایط هر سه بخش را قانون معین می‌کند.".
مضمون این سخنان روشن است و هر چند "مقام معظم رهبری" آنرا در جهت منافع سرمایه داران خصوصی تفسیر خودسرانه کرد، ولی از این اصل چنین بر نمی آید که مردم ایران باید بر معادن و ذخایر و ثروتهای ملی ایران چشم پوشیده و آنها را در اختیار امپریالیستها بگذارند. از این تفسیر چنین بر نمی آید که اصل ملی کردن صنعت نفت ایران باطل شده و نفت ایران متعلق به امپریالیستها و ابر شرکتهای خصوصی امپریالیستی است.
در دو اصل دیگر قانون اساسی می آید: "عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها، قراردادها و موافقت‏نامه‏‏های بین‏المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد." و یا در تحت عنوان "اصل ۱۲۵- قراردها و توافق‌نامه‌های بین‌المللی" می آید: "امضای عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها، موافقت‏نامه‏ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت ها و همچنین امضای پیمان‏های مربوط به اتحادیه‏های بین‏المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رییس جمهور یا نماینده قانونی او است.". این اصول بی نیاز از تفسیر است و نشان می دهد که نمی شود منابع ملی ایران را به کنسرنهای آمریکائی فروخت و پولش را به رفیق دوستها و زنجانی ها و خاوری ها و... داد. این منابع به ملت ایران تعلق دارد و نه به هیات حاکمه.
توافقنامه خفت آور ژنو که تسلیم بلا شرط جمهوری اسلامی فقط برای بقاء خود و به ضرر منافع ملی ایران بسته شده است، همانگونه که حزب ما پیش بینی می کرد، اختلافات ایران با آمریکا تنها بر سر مسئله هسته ای ایران نبود. حقیقت این است که "بمب اتمی" ایران همواره بمبی موهومی بود و عامل فشاری برای تسلیم ایران به امپریالیستها مورد سوء استفاده قرار می گرفت و بخشی از اپوزیسیون "انقلابی" ایران نیز در خدمت امپریالیسم به کار گرفته شده بود. نیت امپریالیسم در آن بود که جای پای محکمی در ایران مانند زمان شاه باز کند و ثروتهای ملی ایران را چپاول کند. توافق در مذاکرات هسته ای برای امپریالیسم آمریکا توافق بر سر یک بسته از خواستهای شوم امپریالیستی بود که در درون این جعبه پنهان شده بود. بتدریج که این مذاکرات به نتیجه رسیده است، محتوی این بسته به روی میز می آید و گزینهای نظامی اوباما به زیرمیز می رود و اپوزیسیون فریب خورده و یا خودفروخته ایران نیز لب در کام کشیده و مدعی است این مسایل اصلا به اپوزیسیون ایران مربوط نبوده است.
در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی هنوز در باره محتوی این توافقات سکوت اختیار می کرد و می کند و رسانه های ایران سخنی بر زبان نمی آوردند و نمی آورند، مطبوعات غربی پاره ای از این توافقات پشت پرده را رو کردند. همین سکوت مقامات ایرانی در مورد بندهای مورد توافق با آمریکا، نشانه ترس آنها از خشم مردم ایران و خیانتی است که تنها برای حفظ و بقاء رژیم آخوندی به آن دست زده اند.
رژیم جمهوری اسلامی نفت ملی شده ایران را به صورت خصوصی در آورده و در اختیار کمپانی های امپریالیستی قرار می دهد. از این ببعد ابر شرکتهای خصوصی بر استخراج و تولید نفت ایران و صنایع پتروشیمی ایران نظارت می کنند. این یکی از خواستهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی است که نقشه غارت ایران و استقرار فقر و فلاکت در میهن ما را در صدر برنامه های خود قرار داده اند.  در همان آغاز کار رسانه های گروهی در ایران اعلام داشتند:
"بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز: "ایران اعلام کرده که خواهان بازگشت ۷ شرکت فعال در زمینه انرژی شامل شل، توتال، انی، او ام وی و استات اویل از اروپا و شرکت های بزرگ آمریکایی همچون اکسون موبیل وکونوکو فیلیپلس است.
شرکت های خودروسازی رنو و پژوی فرانسه نیز در ماه نوامبر در کنفرانس خودرو در ایران شرکت کردند. این در حالی است که ناوگان فرسوده حمل و نقل هوایی ایران ممکن است پیشنهاداتی را به شرکت های بوئینگ و ایرباس ارائه کند.
یک کارشناس ایرانی مقیم وین گفت، انگار در تهران طلا کشف شده است. روسیه و چین در حال رقابت برای انعقاد قراردادهای نفت در برابر کالا با ایران هستند، قبل از اینکه شرکت های غربی با تکنولوژی ای که ایران به شدت به آن نیاز دارد، به آنجا برسند.
وی افزود: «ما اکنون در حال دریافت درخواست هایی از تعداد زیادی از مشتریان قدیمی و برخی مشتریان جدید هستیم
مقامات ایرانی می خواهند رقابتی را بین شرکت های اروپایی و در نهایت شرکت های آمریکایی برای انعقاد بهترین قراردادها ترتیب دهند. اما اکثر این قراردادها زمانی می توانند به امضا برسند که ایران و غرب به توافق نهایی دست یابند.
یک مقام ارشد دولتی که نخواست نامش فاش شود گفت: «شرکت های آمریکایی از تولیدکنندگان خودرو گرفته تا شرکت های سازنده هواپیما بسیار مشتاق ورود به بازار ایران هستند.» وی افزود: «آنها در حال آماده کردن زمینه برای زمانی هستند که تحریم ها به طور کامل برداشته شود
در میان مستعدترین بخش ها برای حضور در بازار ایران در کوتاه مدت، خودروسازان، شرکت های پتروشیمی، مواد غذایی و کالاهای مصرفی قرار دارند. در حالی که فعالیت ها در زمینه تولید نفت و گاز و تکنولوژی و هواپیما در چشم انداز دورتری قرار دارند."
ولی این تازه مشتی از خروار بود. فاجعه ایکه اتفاق افتاده است و ابعاد آن روز به روز بیشتر نمایان می شود از این عمیقتر است. رژیم جمهوری اسلامی بهترین قراردادهای تحمیلی و استعماری را از میان مجموعه قراردادهای استعماری انتخاب می کند. سخن بر سر غارت است و نه آبادانی ایران و آسایش مردم میهن ما. ابر شرکتها بر سر تحمیل قراردادهای استعماری و چسباندن زالوهای مکنده به بدن نحیف ایران رقابت می کنند. آنها می خواهند با رشوه و فشار بهترین سهم غارت را ببرند. سخن بر سر تامین منافع مردم ایران نیست، سخن بر سر صنعتی کردن ایران نیست، بر سر مستعمره کردن ایران است. باید به این عوامفریبی "اصلاح طلبان" و "اصولگرایان" خاتمه داد.
نشریه زود دویچه تسایتونگ آلمانی در شماره 20 مورخ 25/26 ماه ژانویه سال 2014 در تحت عنوان کنایه آمیز "ملاقات با دشمن طبقاتی" پرده از همدستی نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی با امپریالیستها بر می دارد و دست آنها را رو می کند.
"رئیس جمهور ایران حسن روحانی نیز از بازدیدش در داووس به منزله نشست تبلیغاتی برای اقتصاد کشورش استفاده کرد.  ایران قصد دارد به ده قدرت بزرگ اقتصادی تعلق داشته باشد. آری در سیاهه ای قرار گیرد که چین و هندوستان بر روی آن قرار دارند. در عین حال وی به عنوان منتقد سرمایه داری افسارگسیخته ظاهر می شود و در سخنرانیش می گوید: "بحران مالی نشان داد که همه ما در قایق واحدی نشسته ایم". (کدام قایق واحد؟ سرنوشت ملت ایران به سرنوشت امپریالیسم گره نخورده است-تکیه همه جا از توفان).
خواست روحانی که درهای کشور را بگشاید، بر روی سرمایه داران آلمان نیز موثر است. یک رئیس کنسرن آلمانی می گوید که سخنان روحانی بر وی تاثیر گذاشته است. در عین حال برایش جالب بود که روحانی چگونه مرتب لبخند بر لب داشت. بنظر من نشانه خوبی است. علیرضا رودسری رئیس شرکت آریا انترناسیونال در هامبورگ، شرکتی برای تجارت با سنگ آهن در عرصه جهانی، نیز بر این نظر بود که: "این واقعا با همکار قبلیش احمدی نژاد تفاوت اساسی داشت". "تنها بیانِ شادباش اش را باعبارت خانمها و آقایان، در مقابل حاضران غربی کسی تا کنون نشنیده بود".
رودسری 40 ساله متولد ایران است و تا سیزده سالگی زندگیش را در ایران بسر برده است. وی روحانی را می شناسد و با وی چندین بار در زمانیکه وی در هامبورگ بود، قبل از ریاست جمهوریش دیدار داشته است. روحانی همیشه خواهان تغییر در ایران بوده است. "اما این در عرض شش تا هشت ماه اتفاق نمی افتد به دو سه سالی نیاز دارد". تا سه سال قبل آقای رودسری خودش در ایران به تجارت مشغول بود و دلش می خواهد که این کار را دوباره انجام بدهد. وی امیدوار است که اروپائیها تحریمهای اقتصادی را کاهش دهند. "این به ایران - و به بسیاری شرکتهای آلمانی از جمله در بخش تاسیسات صنعتی و ماشین آلات که سابقا در آن عرصه نفوذ داشتند، کمک می کند.
رئیس جمهور ایران بعد از سخنرانیش در در زیرزمینهای مرکز کنگره غیب شد. در آغازِ بعد از ظهر، وی و وزیر نفت اش با 30 نفر روسای شرکتها از جمله روسای شرکتهای نفت، فولاد و بانکها بدور از چشم مردم در اطاق مذاکرات گرد آمدند. روسای شرکتهای انرژی می خواهند بدانند که آیا ایران می خواهد واقعا استخراج نفت را خصوصی کند. یکی از آنها اشاره می کند که قانون اساسی ایران این عمل را در واقع ممنوع کرده است. وزیر نفت پاسخ می دهد وابسته به این است که قانون اساسی را چگونه تفسیر کنیم.
رئیس شاخص بورس آلمان(داکس) گفت: "اگر تنها نصف آن چیزهائی را که روحانی می گوید صحت داشته باشد، آنوقت ما با یک مانع زدائی روبرو هستیم". دورنمای گشایش ایران خیلی ها را با معامله با ایران امیدوار ساخته است، طوریکه یک مدیر برجسته یکی از بزرگترین بانکهای جهان گفت: " من شدیدا خوش بین هستم که بعد از این نشانی، چیزی عوض شود. ایران برای شرکت ما از ظرفیت بالقوه عظیمی برخوردار است"."(تکیه همه جا از توفان). 
حزب کار ایران(توفان) "توافقنامه ژنو" را یک تسلیم نامه استعماری به ضرر خلقهای ایران می داند. حزب کار ایران(توفان) هرگز این پیمان استعماری را برسمیت نمی شناسد. حزب ما بر آن است که این خیانتها هنوز از نتایج سحر است و به احتمال بسیار قوی توافقهای اسارت آوردیگری نیز به انجام رسیده است که بتدریج برملا خواهد شد.
مردم ایران و همه مارکسیست لنینیستها، نیروهای انقلابی و ملی و دمکراتیک و مترقی  و آزادیخواه ایران انزجار خویش را از انعقاد چنین قرارداد ضد ملی و نو استعماری ابراز داشته و آن را محکوم می کنند. راهی را که  رژیم  سرمایه داری و ضد مردمی جمهوری اسلامی بر گزیده است، راهی است که ایران را ویران تر و به زائده امپریالیسم جهانی و به کشوری تحت سلطه بدل خواهد کرد.
 
حزب کارایران(توفان) قاطعانه ازپیکارکارگران و زحمتکشان وهمه آحاد مردم ایران برای کسب آزادیهای سیاسی و اجتماعی و حقوق دمکراتیک دفاع می کند و بر پیوند این مبارزه با مبارزه همه اقشار و طبقات ضد امپریالیسم، علیه نفوذ امپریالیسم و قراردادهای استعماری پای می فشارد. اتحادعملهای متنوع نیروهای سیاسی در دفاع از دمکراسی و حقوق دمکراتیک و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و... بدون جهت گیری روشن علیه امپریالیسم و محکومیت قراردادهای ضد ملی و ضد منافع خلقهای ایران، کژراهه رفتن و به نفع نیروهای ارتجاعی و امپریالیستی و خاک در چشم مردم پاشیدن است و بس. تنها با چنین دورنمایی است که می توان همکاریهای سیاسی مشترکی را سامان داد، به نیرو تبدیل شد و در صف مقدم مبارزه ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی قرار گرفت.  
 
حزب کارایران(توفان)
29 بهمن 1392
****
 سایت کتابخانه اینترنتی توفان
سایت آرشیو نشریات توفان
توفان در توییتر
توفان در فیسبوک
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
 
 



چوب حراج بر سر ثروتهای ایران
 
رژیم جمهوری اسلامی توانست بعد از انقلاب شکوهمند ایران، که دست امپریالیستها و غارتگران ثروت ایران را از کشور ما کوتاه کرد به عللی که تحلیل آن در این مختصر نمی گنجد، قدرت سیاسی را در ید اختیار انحصاری خویش بگیرد. این رژیم از همان بدو کار نگهداری قدرت سیاسی بهر بها را در دستور کار خود قرار داد و تلاش کرد بر ابزار سرکوب زمان شاه ابزاری جدیدی نیز بیفزاید تا مانع کودتای نظامی شده و با شریک کردن عوامل سرکوب در غارت ثروتهای ملی ایران، آنها را به حفظ وضع موجود علاقمند گرداند. پیدایش مافیای حاکم در ایران و جناحهای نظامی-مافیائی در قدرت از جمله حاصل این سیاست بودند. تسلیم شدن در برابر دزدیهای آقازاده ها و سران رژیم و فرار مستمر آنها از ایران با ثروتهای افسانه ای، تعرض و تجاوز آشکار به حریم قوانین و عدم پاسخگوئی به مردم و فقدان شفافیت در اعمال آنها، حاکی از ان است که رژیم جمهوری اسلامی، میهن ما ایران را ملک طلق خود و نه مردم ایران دانسته و برای حفظ بقاء خود تا به چه حد فساد، تباهی و تبهکاری را آزاد می گذارد. تجاوز به حریم قانون و نقض امنیت مردم ایران از نظر کسی پنهان نیست و به صورت قانون اساسی جمهوری اسلامی در آمده است. شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، ارگانهای روشن نقض حقوق دموکراتیک مردم ایران و نهادهای تهدید و سرکوب در برابر مردم، و سازش و مصالحه در چارچوب رقابتهای درون گروهی هیات حاکمه ایران هستند. چوب این بی قانونی را مردم ایران می خورند. این لایه مافیائی بورژوائی، ساخته یک دوران طولانی و بویژه از زمان سیاست تعدیل اقتصادی هاشمی رفسنجانی در ایران است، که دست سپاه پاسداران و نهادهای دولتی را در عرصه فعالیتهای اقتصادی باز گذارد. این پدیده اکنون به صورت پایه مادیِ حمایتیِ این رژیم در آمده که در مقابل امواج مقاومت مردم از این رژیم دفاع می کند. این دفاع، دفاع از فساد و دزدی و تبهکاری و نقض قانون، نقض امنیت مردم، افتخار به زورگوئی و عدم پاسخگوئی به مردم ایران است.
برخی از روحانیون که در ایران بعد از انقلاب به علت مخالفت با امپریالیسم و حکومت دست نشانده آن محمد رضا شاه پهلوی، از حیثیت و محبوبیتی در میان مردم ایران برخوردار بودند و 90 در صد مردم ایران را در پشت سر خود داشتند، به آن چنان خرابکاری و فساد و سرکوبی در جامعه ایران دست زدند که چهل دزد بغداد نیز به گَرد آنها نمی رسند. این حکومت، ایران را به منزله کشوری اشغالی مورد تاخت و تاز قرار داد و به احساسات ملی و تاریخی این مردم توهین کرد. لذا در عرض مدت کوتاهی پایگاه عظیم پشتیبانی مردمی این حکومت از بین رفت و به رژیمی بدل شد که تنها نماینده بیان نظریات اقلیتی در جامعه ما می باشد. آنها حتی قادر نیستند بورژوازی ایران را در تمامیت خویش نمایندگی کنند. آنها می خواهند با رشوه دهی و بدست گرفتن شیشه عمر مردم در دستشان، آنها را به تبعیت از طبقه حاکمه ایران در آورند. تمام تجربیات بعد از انقلاب نشان می دهد که این عده به سرعت از خواستها و دستآوردهای انقلاب دور می شوند و صرفا حفظ منافع لحظه ای مافیای بورژوائی در قدرت، منظور نظرشان است و تو گوئی هرگز به آینده ایران و منافع ملی آن در این دنیای آشفته و غارتگرانه فکر نمی کنند. آنها در پی آن هستند که گلیم خود را از آب بیرون بکشند. برای آنها تنها یک امر مقدس و اساسی است و آن حفظ قدرت سیاسی خود به هر بهائی است. حتی اگر این بهاء به قیمت حراج  ثروتهای ایران و فروختن استقلال سیاسی ایران و بازگشت به دوران پهلوی باشد.
"توافقنامه ژنو" که تنها بخشی از واقعیت زد و بندهای پشت پرده را بیان می کند، گویای آن است که رژیم جمهوری اسلامی از تحریمهای امپریالیسم آمریکا سخت هراسیده و به تزلزل ارکان جمهوری اسلامی پی برده است. آنها چون به فکر منافع قشر بورژوائی حاکم مافیائی در ایران هستند، ترجیح می دهند که به جای تکیه به مردم ایران که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کرده و برای حفظ استقلال میهنشان این همه سختی ها را تحمل کرده اند، به امپریالیستها تکیه کنند و با فروش ثروتهای ایران، چند صباحی از دست تحریکات آنها در امان بوده و در قدرت سیاسی باقی بمانند. حفظ حکومت اسلامی به قیمت هر خیانت و جنایتی برای آنها واجب است. البته امپریالیسم که مار خورده افعی شده است به خوبی از این ترس واقف است و این عده را به هر خفتی واخواهد داشت. این رژیم جمهوری اسلامی نبود که نمی خواست با شیطان بزرگ روابط بر قرار کند، این شیطان بزرگ بود که می خواست شرایط این روابط جدید را تعریف و تحمیل کند.
امپریالیسم آمریکا جهان را با تهدید و فشار و رشوه به تحریم اقتصادی و سیاسی ایران نه از این جهت وادار کرد که می خواست "توافقنامه"ای عادلانه و مورد رضایت دو جانبه با احترام به استقلال و منافع ایران تنظیم کند. فقط ابلهان سیاسی می توانند چنین تصوری از یک "توافقنامه" سری و تحمیلی که در چنین شرایطی بوجود آمده است، داشته باشند. امپریالیسم آمریکا این همه سرمایه گذاری کرد و خسارت لحظه ای را خرید تا تلاش کند در دراز مدت ایران را با این "توافقنامه" به زیر سلطه خویش بکشد. این است ماهیت تسلیم طلبانه این "توافقنامه".
روشن است علیرغم خنده های روحانی و ظریف، ابتکار عمل در دست جمهوری اسلامی نیست، در دست امپریالیست آمریکاست. آنها برای آینده ایران و اینکه اساسا این رژیم بر سر کار بماند و یا نماند برنامه خویش را از قبل تعیین کرده اند و این برنامه راهبردی آنها به نوع حکومتی که در ایران بر سر کار آید و یا در آمریکا بر سر کار آید ندارد. سیاست راهبردی امپریالیسم را دولتها و کابینه ها تعیین نمی کردند و نمی کنند. اوباما نیز سیاست راهبردی جرج بوش را با روشهای دیگر به نتیجه می رساند تا در چارچوب نظم نوین جهانی بگنجد. این دولتها و حکومتها باید منطبق بر خواستهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول شکل بگیرند تا راه تحقق سیاستهای سرمایه جهانی را هموار کنند. امپریالیسم آمریکا از جهت حفظ این سیاست و برداشتن موانع تحقق کسب سود حداکثر در جهان حرکت می کنند و جمهوری اسلامی تنها خس و خاشاکی است که بر سر راه بهره کشی آنها پدید آمده و رشد کرده است.
به اوضاع جهان نگاه کنید. کشور کوبا بیش از 50 سال است که در محاصره غیر قانونی امپریالیسم بسر می برد. این جنایت علیه بشریت به صورت امری طبیعی به خورد مردم جهان داده می شود. جمهوری دموکراتیک خلق کره که مانند کره جنوبی استقلالش را به معرض فروش نگذارده است، بعد از جنگ جهانی دوم در محاصره اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک امپریالیسم بسر می برد و از تحریکات مستمر آنها در امان نیست. نیکاراگوئه که همزمان با ایران انقلاب کرد در محاصره اقتصادی به سر می برد. امپریالیسم آمریکا این محاصره های رسمی و غیر رسمی و این تحریکات گسترده را بر ضد ونزوئلا و بولیوی و اکوادور و... بسیاری از ممالک دیگر بکار می گیرد، ولی موفقیت چندانی کسب نکرده است، زیرا این حکومتها به بخش بزرگی از ملت خود تکیه دارند و مردم این کشورها به خوبی از تحریکات امپریالیستها با خبر بوده و از شفافیتی که در برخورد این رژیمها به دشمنانشان صورت می گیرد آگاهند. آنها مصمم اند از استقلال کشور خود دفاع کنند. این رشد آگاهی، نیروی ملتها را افزایش می دهد و آنها را آماده مقابله با امپریالیسم و حفظ منافع ملی شان می گرداند. بسیاری از این ممالک برخلاف ایران از این همه ثروتهای سرشار برخوردار نیستند، ولی حکومتهای آنها از مردمانشان هراسی ندارند. دشمن حاکمان این کشورها مردم این کشورها نیستند، امپریالیستها و قوای بیگانه و سلطه جویان جهانی هستند. همین امر است که به آنها امکان مقاومت می دهد. در ایران وضع به گونه دیگری است. رژیم جمهوری اسلامی نه تنها از تحقق حقوق دموکراتیک جلومی گیرد، نه تنها آزادی احزاب و تشکلها ممنوع کرده است، نه تنها سانسور گسترده در همه جا با زور ناموفق به پیش برده می شود، نه تنها تلاش نا موفق انجام می شود تا هر صدائی را خفه کنند سهل است، بلکه نمایندگان خودی آنها در انتخابات تقلبی نیز باید از صافی شورای نگهبان بگذرند، و تازه این نمایندگان قلابی و ضد مردمی از مصونیت پارلمانی که یکی از شروط بیان آزاد عقیده و پژوهش و بحث در نشستهای مجلس است برخوردار نیستند. یک اختاپوس قدرت در بیرون از مجلس، ناظر بر اعمال نمایندگان مجلس شورای اسلامی است تا اگر دست از پا خطا کنند آنها را به سزای اعمالشان برسانند. طبیعتا چنین نمایندگانی نمی توانند از حقوق مردم و منافع ملی ایران دفاع کنند. آنها مشتی خودفروخته هستند که خودشان می دانند، منتخب مردم نیستند و مردم نیز برای حرفهای آنها تره هم خورد نمی کنند. چنین نمایندگانی در جلسات رسمی مجلس قادر نیستند به دفاع از منافع مردمی و ملی مردم بر خیزند. بی جهت نیست که هنوز مرکب "توافقنامه ژنو" خشک نشده و هنوز متن کامل این سند منتشر نشده، پاره ای از این نمایندگانِ بی اراده، موافقت خویش را، بحث نکرده با این سند اعلام کردند. در اصل ۷۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی که محصول انقلاب بود و باید به فعال مایشائی دوران پهلوی خاتمه می داد، آمده است: "عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها، قراردادها و موافقت‏نامه‏‏های بین‏المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد."
تصویب مجلس شورای اسلامی مفهومش این است که این توافقنامه ها و یا پیمانها و قراردادها باید به بحث عمومی گذارده شوند که مستقیما از سیمای جمهوری اسلامی و رادیوی آن پخش می شوند و به گوش مردم ایران می رسند تا شفافیت کامل وجود داشته و مردم ایران ناظر بر این بحثها باشند و بدانند که چه بر سر آنها می آید. همین بحثها و تبادل نظرهاست که مردم را سیاسی کرده به منافع خویش واقف نموده و آنها را آماده مبارزه و مقاومت می نماید. مردم باید بدانند برای چه می رزمند و چه امتیازاتی می دهند و یا بدست می آورند و بهائی که برای آن می پردازند چقدر است و در این معامله چه بدست آورده اند. مردم باید از ماهیت قراردادها و نتایج آن و ماهیت آنها با خبر باشند. این اصلی بوده است که انقلاب ایران به کسب آن نایل شده و باید مجری گردد. و یا در اصل ۱۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی تحت عنوان "قراردادها و توافق‌نامه‌های بین‌المللی" به صراحت می آید: "امضای عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها، موافقت‏نامه‏ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت ها و همچنین امضای پیمان‏های مربوط به اتحادیه‏های بین‏المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رییس جمهور یا نماینده قانونی او است.".
در مورد "توافقنامه ژنو" مردم ایران نمی دانند که در پشت پرده چه گذشته و چه توافقاتی صورت گرفته است. نمایندگان مردم ایران نمایندگان واقعی نیستند و نمایندگان دست نشانده اند و خودشان می دانند که اگر دهان بازکنند یا دستگیر شده روانه زندان می شوند و یا در انتخابات آینده در فهرست اسامی نمایندگان "صالح" شورای نگهبان قرار نمی گیرند. آنها ترجیح می دهند که ساکت بمانند و به زیر هر سند خیانتی برای مصالح شخصی خود امضاء بگذارند.
رژیم جمهور اسلامی چون از مردم خویش می هراسد، سازوکارهائی ایجاد کرده است تا رژیم خویش را با ظاهر فریبنده ی "دموکراتیک" بر سر کار نگهدارد، و با انتخابات قلابی و فریبِ بخشی از مردمِ خواهان "اصلاحات"، که جانشان به لب رسیده است، مانور دهد و سر کار بماند. مشتی روشنفکران "اصلاح طلب" که وظیفه فریب مردم را به عهده گرفته اند، منافع ایران را فدای منافع شخصی خود می کنند. آنها برای نفس کشیدن خودشان حاضرند نفس ایران را بگیرند. منطق آنها این است "گور پدر ایران، گور پدر نفت، گور پدر گاز و انرژی هسته ای، گور پدر نسل آینده، مهم نفس کشیدن امروز ماست". با این منطق نمی توان با این اقلیتِ آرایشگرِ رژیم، شالوده میثاق ملی برای آینده ایران را پی ریزی کرد. همه این سازشکاران دست راستی و همه آن چپ نماهائی که از بمب اتمی موهومی ایران انتقاد داشتند و همه آن پارکابی های امپریالیسم که می خواستند در کنار آمریکا و اسرائیل و تروریستهای عربستان سعودی به ایران حمله کنند و رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کنند، همه و همه باید در مقابل خلق ایران در آینده پاسخگو باشند. آنها حق ندارند از بازیگران مجلس جمهوری اسلامی الهام گیرند و به مردم ایران پاسخگو نباشند. در ایران نمی توان کسانی را در مسند امور قرار داد که حاضر نیستند مسئولیت کردار و گفتار خود را پذیرفته و پاسخگوی خلق ایران باشند. این عده نیز از مردم ایران می ترسند و اساسا نظر این مردم برایشان اهمیت ندارد. در ایران دموکراتیک طبیعتا همه این پرونده ها رو می شود و کسی نمی تواند از زیر بار آن در رود مگر اینکه اعتقادی به فردای پیروز ایران نداشته باشد.
 
بر گرفته از توفان شماره   168 اسفند ماه 1392 مارس سال 2014،  ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
 سایت کتابخانه اینترنتی توفان
سایت آرشیو نشریات توفان
توفان در توییتر
توفان در فیسبوک
 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی