۱۳۹۳ اسفند ۱۸, دوشنبه

اخلاقیات دو گانه امپریالیسم یا دوروئی آنها در برخورد به آزادی های دموکراتیک، ماهیت طبقاتی دارد
 
سندی را که در زیر مشاهده می کنید، مستخرج از جزوه ای است که حزب کار ایران(توفان) در برخورد به ماجرای ترور نویسندگان و کاریکاتوریستهای "شارلی ابدو"  منتشر کرده است. در این جزوه برخورد صحیح کمونیستها را به مسئله دین بازگو نموده و نشان داده است که اسلام ستیزی امپریالیسم و صهیونیسم نه ماهیت مبارزه علیه خرافات و نادانی و نه جنبه مبارزه با تروریسم را دارد. خود امپریالیستها و صهیونیستها بزرگترین تروریستهای دولتی بوده که در پی تشویق فاشیسم و نژادپرستی هستند. این سیاست آنها بر متن سیاست تقسیم نوین خاور میانه صورت می پذیرد. در این سند دو روئی امپریالیستها را که برخی از هموطنان روشنفکرنمای میهن ما را نیز فریب داده اند ملاحظه می کنید:
"حال به اسناد زیر نگاه کنید و ببینید که چگونه با اخلاقیات دوگانه و یا با دروئی به مسئله "آزادی بیان" برخورد می شود. این سند نشان می دهد تا چه حد این سر و صد ها جنبه تحریک آمیز و ترغیب و تشویق فعالیتهای نژادپرستانه و فاشیستی و ایجاد فضای زهر آگین برای سرکوب مبارزات طبقه کارگر و نقض همه حقوق دموکراتیک به بهانه مبارزه علیه تروریسم را دارد.
بیاد بیاوریم که ناجی العلی طراح و کاریکاتوریست مشهور فلسطینی، ضد فساد دول عربی و دشمن صهیونیسم در تاریخ 22 ژوئیه 1987 در لندن بدست موساد در نزدیکی محل کارش، خبرگزاری کویت روزنامه القدس ترور شد. رسانه های غربی برای ترور کاریکاتوریست فلسطینی کوچکترین مراسمی برپا نکردند و فریادهایشان گوش فلک را مانند نمایشات امروز که گویا قلمها شکسته شده و "آزادی قلم و بیان" نقض شده است، کَر نکرد. در آن روز کسی از "آزادی بیان" که بخشی از "ارزشهای غربی" و مورد تعرض است سخنی به میان نیاورد. جان کاریکاتوریست فلسطینی بی ارزش بود و توسط سازمان جنایتکاری ترور می شد که حق ترور مخالفان را همیشه برای خود محفوظ داشته است.  
دولت انگلستان به رهبری خانم مارگارت تاچر که از فعالیت غیر رسمی موساد در انگلستان با خبر بود، هرگز تلاشی نکرد تا جلوی این فعالیتهای تروریستی را بگیرد.
 
ماجرای ترور کاریکاتوریست فلسطینی بدست موساد و برخورد "شارلی ابدو"
آقای "سینه"(Siné) کیست؟ وی فرانسوی، دوست مسلمانان و اقلیتها در فرانسه است. وی از مبارزه مردم الجزایر بر ضد امپریالیسم فرانسه دفاع می کرد و امروز نیز هوادار جنبش آزادیبخش فلسطین و دشمن سوگند خورده صهیونیسم اسرائیل است.
در کتاب نقاش کاریکاتوریست اثر العلی ناجی که در سال 2011 منتشر شد، ناشر به معرفی 140 کاریکاتور منتشر نشده با توضیحاتی مربوط به طرحهای وی پرداخت. در معرفی کتاب "نقاش کاریکاتوریست" "Livre de Handala"  توسط کاریکاتوریست دیگری بنام "سینه" (Siné) که با همین نشریه "شارلی ابدو" کار می کرد، نقش العلی ناجی به عنوان مبارز منتقد و سرسخت فلسطینی تمجید شده بود. رئیس وقت این نشریه در آن زمان آقای فیلیپ وال Philippe Val بود که آقای "سینه" را مزاحم در کادر همکاران نشریه فکاهی "شارلی ابدو" به عنوان "یهودی ستیز" مورد ظن قرار می داد. "سینه" می گفت العلی ناجی به خاطر اعتقاداتش که وی آنها را در قالب طرحها و اندام کوچک حنظله(نقاش کاریکاتوریست) با استادی بیان می کرد به قتل رسید. هیچکس در آن زمان معترض نشد که "آزادی بیان" آقای ناجی مورد تعرض قرار گرفته است. حنظله یک فلسطینی 10 ساله پناهنده فقیری بود که در تمام طرحهای العلی ناجی با پشت به دنیائی که به سرزمینش خیانت کرده بود، حضور داشت. در زیر، کتاب کاریکاتور وی را می بیند که جبهه  خلق برای آزادی فلسطین نیز از وی تجلیل کرده است و روز شهادتش را گرامی داشته است. همین دفاع آقای "سینه" از کاریکاتوریست فلسطینی که کسی برایش نمایشات اعتراضی در زیر لوای دفاع از "آزادی بیان" برپا نکرد پاپوشی شد که وقتی وی پسر سرکوزی را مورد طنز قرا رمی دهد زیرآبش را به عنوان یهودی ستیزی که به اعتقادات کهنه خود دلبستگی دارد بزنند.
 
 
چگونگی اخراج "سینه"(Siné) از "شارلی ابدو"

"Ein Ozean der Scheiße"

Wegen angeblichen Antisemitismus' wurde ein Karikaturist gefeuert: Was der Fall Siné über Frankreich verrät Von Jörg Von Uthmann
DIE WELT

"اقیانوسی از نجاست" عنوان مقاله است که آقای "یورگ فن اوتهمن"(Jörg Von Uthmann) در روزنامه "دی ولت"(DIE WELT) در مورد اخراج یک کاریکاتوریست از هفته نامه "شارلی ابدو" برشته تحریر در آورده است. وی این عنوان را از سردبیر نشریه ظنز هفتگی "شارلی ابدو" به عاریه گرفته است که همه نامه نگاری های انتقادی خوانندگان به نشریه و اعتراضات آنها را نسبت به روش سردبیر نشریه به عنوان "اقیانوسی از نجاست" نامیده است. سر دبیری که حتی تحمل انتقادات خوانندگان فرانسوی زبان خود را ندارد و همه آنها را یک "مشت نجاست" می داند، بیکباره به عنوان قهرمان مبارزه برای "آزادی بیان" به میدان می آید. "یورگ فن اوتهمن" مخبر روزنامه "دی ولت" در این مقاله به اخراج یک کاریکاتوریست منتقد اشاره می کند و نشان می دهد که تا چه حد "آزادی بیان" و ادعای "بی قید و شرط" بودن آن برای سینه چاکان این تئوری ارزش دارد.
"... خوشبختانه، ماجرای سینه است که می تواند با کمی مهارت به عنوان یک ماجرای جدید دریفوس برای فروش عرضه شود. چه اتفاق افتاده؟ "فیلیپ ول"(Philippe Val) که سردبیر طنز هفته نامه "شارلی ابدو" است، کاریکاتوریستی بنام موریس سینه Sinet را، به اتهام یهودی ستیزی درجا اخراج کرده است. وی از جانب روشنفکران یهودی از جمله "برنارد هنری لوی"(Bernard-Henri Lévy)، "کلود لانتس من"Claude Lanzmann))، "الی ویزل"((Élie Wiesel و برخی دیگر از روشنفکران یهودی مورد تشویق قرار گرفت. به نوبه خود یک واکنش مخالف نیز برای فرد اخراجی ایجاد شد که در یک چشم بهمزدن 2000 امضاء جمع آوری گردید. امضاء کنندگان سر دبیر "شارلی ابدو" را متهم کردند که در مقابل نارضائی کاخ الیزه تمکین کرده و آزادی عقیده را زیر پا گذارده است."
... داستان از این قرار بود که سینه 79 ساله در شماره 2 ژوئیه 2008 "شارلی ابدو" طنزی پیرامون فضاحت گماردن «ژان سارکوزی»، پسر ٢1ساله «نیکلا سارکوزی»، رئیس‌ جمهور وقت فرانسه که هنوز دانشجو بود به مدیرعاملی موسسه مالی عظیم «دفانس» در پاریس، کشیده بوده است. در آن از قول وی می آید: "من یهودی میشم قبل از اینکه با نامزدم(جسیکا سبائون دارتی-توفان) ازدواج کنم"(نامزد ایشان یک خانم یهودی ثروتمند و وارث شرکت زنجیره ای تولید وسایل الکتریکی "دارتی" (Darty) در فرانسه است)، وی برای این آقا زاده آینده درخشانی پیش گوئی کرده و نوشته بود: "این آقا زاده خیلی بیش از اینها تو زندگی بدست میآره". در خاتمه ستون "سینه" در اعتراض به مقاله ای که در نشریه "اکسپرس"(Express) منتشر شده که در آن از بنیادگرایان اسلامی طلب شده بود رسوم عهد عتیق خود را فراموش کنند، می آورد: "باید رو راست اعتراف کنم من بین یک زن مسلمان توی چادر و یک زن یهودی تراشیده گزینشم روشن است".
...
"چند روزی از انتشار طنز آقای "سینه" می گذرد و مورد اعتراض سر دبیر نشریه که حتی نشریه خودش را نیز نخوانده است قرار نمی گیرد. ولی بعد از آن توفان آغاز می گردد و با اشاره به وارث یهودی ثروتمند، "سینه" را متهم می کنند که همان الگوهای ضد یهودی را زنده کرده است و از وی می خواهند که به خودش انتقاد کند." وی که مدتها با مردم فلسطین همدردی کرده و جنایات اسرائیلی ها را برملا ساخته است و همواره در کنار جنبش آزادیبخش الجزایر بر ضد استعمار فرانسه قرار داشته است این فشار را رد می کند. و اخراج می شود.
اما شهرت "شارلی ابدو" در فرانسه به خاطر اسلام ستیزی آن است. این نشریه کاریکاتور محمد را که روزنامه صهیونیستی دانمارکی منتشر کرده بود در تاریخ 08/02/2006 تجدید چاپ کرد و تیراژ 60 هزار عددی خود را به 400 هزار عدد رسانید. سخنان کنایه و توهین آمیز اوریانا فالاچی را بر ضد اسلام همچون سرود جشن گرفت و محقق بحث انگیز طارق رمضان را به عنوان "مبلغ یهودی ستیز" رد کرد.   
...
"سینه" از سال 1981 تا 2008 در نشریه فکاهی "شارلی ابدو" کار می کرد. و در سال 2008 به بهانه اظهارات "یهودی ستیزانه" علیه پسر سرکوزی از کار برکنار شد. جامعه بین المللی علیه نژادپرستی و یهودستیزی(Ligue Internationale Contre le Racisme et l’Antisémitisme) از وی به علت این جدل و یک سری از سایر نقاشی هایش که آنها توهین به زنان مسلمان ارزیابی کرد علیه وی شکایت کرد. در نوامبر 2009 سینه در همان دادگاه اول در لیون تبرئه شد."
 
من "سینه" هستم. برای شارلی نقاشی می کردم. در سال 2009 کاریکاتوری کشیدم که مدعی شدم پسر سرکوزی به علل مزایای مالی به دین یهودی گرویده است. شارلی از من خواست که پوزش بطلبم. وقتی اجتناب کردم مرا از شارلی به این عنوان که یهودیت را به مسخره گرفته ام و یهودی
ستیز هستم اخراج کردند- "موریس آلبر سینه". در زیر عنوان تصویر آماده است ک نه من شارلی نیستم. "
 
 
بر گرفته از توفان شماره 180 اسفند ماه 1393مارس  سال 2015،
 ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
وبلاگ های مرتبط به حزب
توفان قاسمی
ظفر سرخ
کارگر آگاه
 سایت کتابخانه اینترنتی توفان
سایت آرشیو نشریات توفان
توفان در توییتر
توفان در فیسبوک
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی

کشتار مردم اوکرائین توسط رهبران "کی یف" جنایت علیه بشریت است
 
جنایاتی که امپریالیسم وصهیونیسم در یوگسلاوی، افغانستان ،عراق، لیبی، سوریه، فلسطین، لبنان و... انجام داده اند، نباید از خاطر برود. میلیونها انسان در حال گریز از مراکز فاجعه اند و در دریای مدیترانه، اقیانوس آرام به آرامی غرق می شوند، زیرا آخرین لقمه نان آنها را امپریالیستها از دستشان با سیاستهای نئولیبرالی به سرقت برده اند و حتی با نظاره بر این تصاویر تکان دهنده این کشتار جمعی، اشک غرب "بشردوست" و مدافع "ارزشهای غربی" بر صورتشان جاری نمی شود. نژادپرستان، برتری جویان، ناسیونالیستهای عظمت طلب که به شستشوی مغزی دچار آمده اند وجدان ناراحتی نیز از این همه فجایع برهنه ندارند. به قول انگلس این آموزگار بزرگ پرولتاریا "ملتی که به ملت دیگر ستم روا می دارد خودش آزاد نیست". امپریالیستها برای توسعه نفوذ سیاسی خود و تحقق سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی از طریق ابزار استعماری و اهرمهای قدرت اقتصادی خویش نظیر بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی، مناطق آزاد تجاری، کسب بازارهای فروش و تقسیم منابع و منافع از جهان را در دستور کار خود قرار داده اند و به جنگهای نیابتی در جبهه های گوناگون مشغولند. سرنوشت میلیونها انسان برای آنها بی تفاوت است و حتی مطبوعات "آزاد" آنها در مورد این همه جنایات امپریالیستها و علل این همه فجایع سکوت اختیار می کنند و یا به جعل اخبار می پردازند و یا برای انحراف افکار با اقدامات تروریستی سازمان داده شده فضای مسموم ضد بشری برای سرکوب طبقه کارگر و حقوق دموکراتیک و تجاوز آشکار، فراهم می آورند.
هجوم پناهندگان به ویژه به اروپا محصول همین سیاست غارت است. علل همه این هرج و مرج و ویرانی و فلاکتها حرص و طمع و رقابت امپریالیستهاست، تا منابع ملی سایر ممالک را غارت کنند. بافت سیاسی و اداری کشورها را از بین ببرند، گروه های تروریستی را که با پول آنها و تسلیحات آنها و نیروی سازمانی آنها تا مغز استخوان مسلحند بر جان و مال ناموس مردم مسلط کرده و در دنیائی از هرج و مرج که ایجاد کرده اند با آرامش و وجدان راحت به غارت خویش، بی سر و صدا و بدون محاسبه ادامه می دهند. این وضعیتی است که امپریالیستها موجبات آنرا فراهم کرده اند. کسانی که بر  سه میلیون رانده شدگان فلسطین توسط صهیونیسم جهانی چشم پوشیدند و حاضر نیستند حقوق این مردم را به رسمیت بشناسند طبیعتا برای حقوق سایر ملتها نیز ارزشی قابل نیستند.
اوکرائین در آتش می سوزد وعواقب این فاجعه دردناک، توسط رسانه های گروهی غرب که نقاب "آزادی های بی قید و شرط" را بر چهره زده اند پنهان می شود. تبلیغات موذیانه آنها از همان ابتداء مسیرِ "موجه" تفکر را نشان می دهد. بر اساس این تبلیغات، در اوکرائین "تجزیه طلبان روس" بر ضد دولت مستقل، قانونی، منتخب عموم و ارتش قانونی اوکرائین می جنگند. بعضی اوقات نیز به جای "تجزیه طلبان روس" از "تروریستها و مزدوران پوتین" صحبت می کنند و لذا در این نوع تبلیغات از همان گام نخست طرف محق و نامحق در ذهن قربانی تبلیغات رسانه ای روشن می شوند. دیگر نیازی به بررسی و کنکاش نیست. ولی واقعیت این است که دولت "قانونی و منتخب" اوکرائین(بخوانید "کی یف" توفان) توسط کودتای نازی ها و حضور اوباش وارداتی از غرب و فریب خوردگان "مایدان" در اوکرائین و رهبری امپریالیستها ساقط شد. حتی روسها که در کادر توافق وزرای خارجه شرق و غرب بر سر دوران گذار و ممانعت از ایجاد فاجعه تفاهم نشان می دادند، با دسیسه غرب روبرو شدند که با مانور و گردن کلفتی آقای "اشتاین مایر" وزیر امور خارجه آلمان، موجبات روی کار آمدن حکومت نازی ها در "کی یف" فراهم شد و آنها در همان گام نخست زبان روسی را ممنوع کردند و حقوق دموکراتیک چندین میلیون مردم اوکرائین را به زیر پا گذاردند و احزاب مخالف را قدغن نموده و فورا سند بربریت بانک جهانی را امضاء کردند. کسانی که به عنوان "تجزیه طلبان روس" نامیده می شوند، مردم عادی اوکرائین هستند که قرنها در این منطقه زندگی کرده خانه و کاشانه آنها که مناطق غیر نظامی است توسط ارتش نازیها در "کی یف" بمباران می شود که موجب قتل بیش از 6 هزار نفر گشته است. این امر یک جنایت جنگی است. دولت غیر قانونی و دست راستی "کی یف"  عملا مردم کشور خود را نابود می کند و می خواهد برای بازسازی اوکرائین توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول زمین سوخته از خود باقی بگذارد. این دولت در "کی یف"  جنایتکار است وگرنه چگونه امکان دارد دولتی که خود را اوکرائینی می داند و عامل اجنبی نیست حاضر شود بخشی از سرزمین و مردمان کشور خود را با این سبعیت قتل عام کند. سیاست روس زدائی، سیاست امپریالیستهای غرب در اروپای شرقی است و این سخنان را وزیر امور خارجه اسبق آلمان آقای "وستروله" که پای پیاده به "مایدان" آمده بود و بی شرمانه در امور داخلی اوکرائین دخالت می کرد، بر زبان راند و روسیه را بخشی جدا از اروپا معرفی کرد. این سیاست و تفکر سازی محصول تفکر دوران هیتلر است تا اروپای غربی را بر ضد اروپای شرقیِ اۥرتدوکس، اۥۥسلاو و "وحشی" و حتی به زبان هیتلر "بلشویسم" بشوراند. حکومت "کی یف"  نماینده مردم اوکرائین نیست، زیرا هیچوقت در سراسر اوکرائین انتخابات آزادی برقرار نشده تا احزاب آزاد با اراده آزاد به انتخاب آزاد مبادرت ورزند و حکومت دلخواه خود را انتخاب کنند. آخرین دولت قانونی که آزادانه انتخاب شد، دولت ویکتور یانوکوویچ بود که بر ضد جانش بر خلاف توافق وزرای امور خارجه توطئه کردند. در توافقات وزرای خارجه لهستان، آلمان و فرانسه با آقای یانوکوویچ باید یک دولت آشتی ملی در یک زمان گذار بوجود می آمد و سپس آقای یانوکوویچ از مسندش کناره گیری می کرد و انتخابات مجدد برقرار می شد. غربیها که شکست خود را در این توافق می دیدند و می خواستند به هر قیمت پای سیاست نئولیبرالی غارت اوکرائین را به این کشور باز کنند به زیر توافقنامه زدند و قصد جان نخست وزیر قانونی اوکرائین را نمودند، کودتای فاشیستی راه انداختند، تیموشنکوی فاسد و تبهکار را از زندان آزاد کردند و این فاجعه را بوجود آورند. خون قربانیان اوکرائین به دستان امپریالیسم غرب چسبیده است.  وقتی کودتا تمام شد و معلوم شد آمریکائی ها رو دست اروپائی ها زده اند و از طریق لهستان شکنجه گر، مزدوران خویش را به اوکرائین وارد می کنند و سازمانهای امنیتی خصوصی که ارتش غیر رسمی آمریکا هستند در اوکرائین فعالند، آنوقت روشن بود که "قهرمان بوکس آلمان" یعنی آقای "ویتالی کلیچکو"ی اوکرائینی بختی برای پیروزی در انتخابات نداشته و خانم فاسد و دزدی بنام "تیموشنکو" نیز که از چهره های محبوب آلمانها بود باید خود را با تمارض و صحنه سازی مسخره و کنار بکشد. آقای "ویتالی کلیچکو" (Vitali Klichko) که حالا فقط باید به سِمت شهردار "کی یف"  قناعت می کرد و "مایدان" را از کثافتکاری های نازی ها پاک می کرد، حمله به بَست نشستگان در "مایدان" را علنی کرد و اعتراف نمود که این چند هزار نفری که "مایدان" را ترک نمی کنند و مانع عبور و مرور وسایل نقلیه بوده و مزاحم کار و اشتغال مردم اند، بیکاره ها و مزدورانی هستند که از اروپای غربی برای صحنه سازی به "مایدان" فرستاده اند وحالا که وظیفه آنها تمام شده است ماموران شهرداری این خاکروبه ها را به بیرون می ریزند. پرونده تیراندازی نازی ها در "مایدان" که منجر به قتل مردم معترض شده بود نیز بسته شد. این کودتا گران حتی هواپیمای غیر نظامی و مسافربری مالزی را با هواپیماهای شکاری نظامی اوکرائینی برای ایجاد تشنج و درگیرهای گسترده تر سرنگون کردند و حالا که به آمال خود رسیده اند، پرونده این جنایت ظاهرا بسته شده و رسانه های گروهی غرب که بر سر آن جنجال می کردند حق السکوت خود را گرفته و افکار عمومی را در مورد مسایل پشت پرده آگاه نمی کنند.
در "کی یف"  از ارتش اوکرائین صحبت می شود در حالیکه در اوکرائین ارتشی وجود ندارد. یا به روسیه پیوسته اند و یا منحل شده اند. آنچه بنام ارتش اوکرائین سرهم بندی شده است گردانهای داوطلب نازی هاست که توسط مربیان غربی و از جمله آمریکائی آموزش می بینند و حتی گوش فرمانبر از دستورات رهبری ظاهری اوکرائین را نیز ندارند. این عده که متشکل از 13 هنگ مسلح شبه نظامی هستند برای خود نام "ارتش داوطلب اوکرائین بخش دست راستی"(Prawyj Sektor) را برگزیده اند و اعلام کرده اند: "ما آتش بسی با روسهای اشغالگر و تروریستها نداریم. ما تا آزادی کامل سرزمین اوکرائین از چنگ روسهای وحشی می جنگیم. زنده باد اوکرائین". البته روشن است که منظور این نازی ها کشتار همه مردم روسی زبان است که آنها اوکرائینی نمی دانند. "پروشنکو"(Petro Poroschenko) رئیس جمهور مقیم "کی یف" در "مینسک" تعهد کرده است که این گروههای جنایتکار و "غیر قابل هدایت" را منحل کند، ولی آقای "آرسن یاتسنیوک"(Arsen Jazeniuk) و یارانش در مجلس دست راستی مخالف این توافقند.
در این میان صندوق بین المللی پول که ابزار فشار امپریالیستهاست، می خواهد مناسبات برده داری مدرن را بر متن اقتصاد نئولیبرالی در اوکرائین پیاه کند و دست سرمایه داران کلان امپریالیستی را در غارت اوکرائین از نظر اقتصادی باز بگذارد. از نظر نظامی نیز زمینه محاصره امپریالیسم ضربه خورده روسیه را فراهم کرده و سیاست امپریالیسم روس در ساختمانِ بازار اروپا-آسیا را که رقیب اتحادیه اروپاست در هم بشکنند. بعید به نظر می رسد که امپریالیستها از این بازی راهبردی دست بردارند. اینکه جنگ متوقف شود و یا ادامه پیدا کند به تناسب قوای طرفین بستگی دارد. در این قمار سیاسی تا کنون غربِ مغرور و "متمدن" بازی را باخته است.
صندوق بین المللی پول در نظر دارد برای اسارت کامل اوکرائین وامی چهار ساله معادل هفده و نیم میلیارد دلار به اوکراین اعطاء کند.
پیش از این صندوق بین المللی پول در ماه آوریل سال ۲۰۱۴ مبلغ ۱۷ میلیارد دلار کمک مالی اضطراری به اوکراین اعطاء کرده بود ولی از آنجا که این دولت فاسد و دست نشانده، توانائی پیشبرد مقاصد امپریالیستها را نداشته و در حال فروپاشی است و لازم است که حقوق مزدوران مسلح را تامین کنند، لذا به علت استمرار ناآرامی ها و درگیری ها در شرق این کشور بین نیروهای "کی یف" و مردم اوکرائین و تشدید بحران اقتصادی لزوم پرداخت وامی دیگری احساس می شود.
"کریستین لاگارد" بانوی فرانسوی، رئیس این نهاد ضمن تائید این مطلب نهایی شدن پرداخت این وام را منوط به موافقت شورای اداری صندوق بین المللی پول دانست و این فرجه را برای خودش قایل شد تا با سیاست نان قندی و شلاق سیاست این صندوق را به رهبران "کی یف" تحمیل کند. به گفته وی شرط پرداخت این کمک مالی نیز اِعمال اصلاحات اقتصادی در اوکراین است که در آستانه ورشکستگی قرار دارد. ماهیت اصلاحاتی را که صندوق بین المللی پول که رهبریش در تقسیم سهام  در دست اروپائی هاست، می طلبد، از قبل روشن است. زمامداران دست راستی فاشیست اوکرائین باید همان بلائی را به سر مردم اوکرائین بیاورند که زمامداران دست راستی اسپانیا، ایتالیا، پرتقال، یونان و... بر سر مردم این کشورها در اروپا در آوردند. فقر باید چنان دامنگیر شود تا مردم مانند برده ها، برای سرمایه داران بدون کوچکترین حقوقی کار کنند و دول این کشورها تنها به کارگزاران سرمایه داران بدل شوند.
"کریستین لاگارد"، رئيس صندوق بینالمللی پول روز پنجشنبه (۱۲ فوریه/ ۲۳ بهمن) در تائید سیاست صندوق گفت، بسته کمک به اوکرائین در اِزای وعده این کشور به انجام "رفرمهای بلندپروازانه و سخت، در طول چهارسال" در اختیار این کشور قرار خواهد گرفت.
خبرگزاری آلمان از "کی یف" گزارش داده که "آرسنی یاتسنیوک"، نخست وزیر اوکرائین روی ۲۲ میلیارد دلار وام از صندوق بینالمللی پول در چهار سال حساب کرده است. او پنجشنبه در "کی یف"  گفت، امیدوار است که اقتصاد کشور در سال ۲۰۱۶ رشد کند.
"یاتسنیوک" رئوس اصلاحاتی را که دولت وی ملزم به اجرای آن شده است مبارزه با فساد، اصلاح ساختار مصرف انرژی و بهینهسازی هزینههای دولتی اعلام کرد. کاهش شمار کارکنان دولت و لغو اعطای بازنشستگی ویژه دیگر رئوس اصلاحات دولت اوکرائین در چهار سال آینده به شمار می آیند. این نماینده نازی ها و شرکتهای کلان امپریالیستی بیان نکرد که تمام اموال عمومی مردم اوکرائین در اختیار سرمایه داران خصوصی قرار خواهد گرفت و چوب حراج بر سر ثروتهای اوکرائین خواهد خورد. مطبوعات غربی در تائید وام صندوق بین المللی پول می نویسند: "اعطای وام مذکور مقامات اوکرائین را در موقعیت مناسبی قرار خواهد داد تا بتوانند با بستانکاران خصوصی کشور درباره بدهی های اوکرائین مذاکره کنند و به توافق برسند. میزان بدهی های این کشور معادل ۷۳ درصد تولید ناخالص داخلی آن ارزیابی شده است."
صندوق بینالمللی پول قرار است در چند مرحله مبلغی معادل ۴۰ میلیارد دلار برای بازسازی و تقویت بنیه اقتصادی اوکرائین پرداخت کند. خبر پرداخت نخستین بسته، پس از مذاکرات "مینسک" و امیدواری نسبت به برقراری آرامش در شرق اوکراین اعلام شد.
به گفته خانم "کریستین لاگارد": "مجموع تسهیلاتی که اوکرائین از طریق صندوق و دیگر کشورهای وامدهنده به دست میآورد، بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار خواهد بود.".
روشن است که دریافت وام اخیر برای بهبود وضع اقتصادی نیست، بلکه همانند یونان باید برای پرداخت بدهی بستانکاران قبلی که بازهم خود همین امپریالیستها باشند مصرف شود. ولی اصل و فرع این وامها را مردم اوکرائین با نیرو و منابع و ثروتهای خویش پرداخت خواهند کرد که تسهیلات این غارتگری از طریق سیاستمداران دست راستی خودفروخته و فاسد به انجام می رسد. پرچم "آزادی بی قید وشرط بیان"، "آزادی بی قید و شرط اسارت و غارت" به اهتزاز در آمده است و حال "ارزشهای واقعی غربی" است که باید مستقر شوند.
 
بر گرفته از توفان شماره 180 اسفند ماه 1393مارس  سال 2015،
 ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
وبلاگ های مرتبط به حزب
توفان قاسمی
ظفر سرخ
کارگر آگاه
 سایت کتابخانه اینترنتی توفان
سایت آرشیو نشریات توفان
توفان در توییتر
توفان در فیسبوک
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی